نوع مقاله: مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

بهره‌مندی دانشجویان از تصویرسازی پتلپ در انتقال دوطرفۀ مهارت شوت هندبال

دوره 13، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 239-254

https://doi.org/10.22059/jmlm.2021.214592.1141

نصیبه حاتمی، شهزاد طهماسبی بروجنی، مهدی شهبازی

چکیده تحقیق حاضر، با هدف بررسی تصویرسازی پتلپ بر انتقال دوطرفۀ مهارت هندبال انجام گرفت. جامعة آماری شامل تمامی دانشجویان کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه تهران بود که 24 نفر از آنها داوطلبانه در این تحقیق مشارکت داشتند. آزمودنی‌ها پس از شرکت در پیش‌آزمون به‌طور تصادفی به دو گروه تصویرسازی با دست برتر و غیربرتر تقسیم شدند. سپس مداخلة تصویرسازی پتلپ با دست برتر و غیربرتر به مدت 12 جلسه اعمال شد. پس از آخرین جلسه، پس‌آزمون مشابه با پیش‌آزمون و 24 ساعت بعد آزمون یادداری انجام گرفت و پس از 30 دقیقه، آزمون انتقال به‌صورت مهارت شوت سه گام هندبال انجام گرفت. پس از اطمینان از همسانی واریانس‌ها با آمارة لون و نرمال بودن داده‌ها با آزمون شاپیروویلک، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری و تحلیل واریانس با اندازه‌های تکراری در سطح 05/0α= استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخلة تصویرسازی پتلپ تأثیر معناداری بر انتقال مهارت در هر دو عضو برتر و غیربرتر دارد و انتقال دوطرفه در تمام مراحل این پژوهش صورت گرفته است (05/0≥P). بنابراین، می‌توان گفت که تصویرسازی پتلپ سبب وقوع پدیدۀ انتقال دوطرفه می‌شود و پیشنهاد می‌شود افراد هنگام به‌کارگیری انتقال دوطرفه از تصویرسازی ذهنی پتلپ برای بهبود مهارت خود استفاده کنند.

تأثیر دو شیوۀ تمرین هوازی بر تعادل ایستا و پویای زنان سالمند

دوره 11، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 247-262

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.130490.959

فضل الله باقرزاده، ایوب هاشمی، حسن باغنده

چکیده هدف از مطالعۀ حاضر، تعیین تأثیر دو شیوة تمرین هوازى بر تعادل ایستا و پویاى زنان سالمند است. برای دستیابی به این هدف 36 زن سالمند 75-60 سال به‌صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند: 1. گروه تمرین پیاده‌روی یا دویدن (12 نفر)، 2. گروه تمرین در آب (12 نفر)، 3. گروه کنترل (12 نفر). سپس دو گروه 1و2 به مدت 8 هفته و هفته‌ای سه جلسه در برنامۀ تمرینی پیاده‌روی (دویدن نرم) و تمرین در آب شرکت کردند. گروه کنترل در طول اجرای طرح، به فعالیت‌های روزمرۀ خود می‌پرداختند و در فعالیت ورزشی خاصی شرکت نمی‌کردند. برای اندازه‌گیری تعادل ایستا و پویا از آزمون‌های شارپند رومبرگ و چوب موازنه استفاده شد. برای بررسی فرضیه‌های پژوهش و همچنین تعیین تفاوت بین گروه‌ها، از آزمون تحلیل کوواریانس (SPSS21) بهره گرفته شد. نتایج آزمون‌های آماری تفاوت معناداری را در نمرات پس‌آزمون مابین گروه‌های آزمایش و کنترل نشان داد (05/0P˂). همچنین نتایج نشان داد که گروه اول (پیاده‌روی و دویدن) در تعادل ایستا و پویا امتیازهای بیشتری نسبت به گروه دوم (تمرین در آب) کسب کرده است. از نتایج به‌دست‌آمده چنین برداشت می‌شود که هردو برنامۀ تمرینی به‌ویژه تمرین پیاده‌روی و دویدن نرم به‌منظور کاهش مشکلات این گروه از افراد مناسب است و مراکز مربوطه می‌توانند از آن به‌عنوان برنامۀ تمرینی استفاده کنند.

بررسی روایی و پایایی نسخۀ فارسی مقیاس انگیزۀ ورزشی (SMS-6) در جامعۀ دانشجویان

دوره 12، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 255-270

https://doi.org/10.22059/jmlm.2021.208412.1098

میلاد اسماعیلی، رسول حمایت طلب، کامبیز کامکاری

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی روایی و پایایی نسخۀ فارسی مقیاس انگیزۀ ورزشی-6 بود. این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود و جامعۀ آماری آن تمامی دانشجویان دانشگاه تهران بودند که 241 نفر (132 مرد و 109 زن) با دامنۀ سنی 18 تا 30 سال ابزار موردنظر را تکمیل کردند. ابزار اندازه‌گیری مقیاس انگیزۀ ورزشی-6 بود که داری شش خرده‌مقیاس و 24 گویة هفت‌لیکرتی است. به‌منظور محاسبة ثبات از روش آزمون-بازآزمون و برای تعیین همسانی درونی از آلفای کرونباخ، برای تعیین روایی سازه از تحلیل عامل تأییدی و اکتشافی و برای تعیین روایی همزمان از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان داد مقیاس انگیزۀ ورزشی-6 از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است و در نتیجه برای ارزیابی سازة انگیزۀ ورزشی می‌توان از آن بهره برد.

تأثیر یک دوره برنامۀ تمرینی منتخب بر کاهش عوارض هایپوتونی عضلانی و تغییر ترکیب بدنی مردان سندروم داون

دوره 7، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 269-294

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.55913

علی کاشی، محمود شیخ، اصغر دادخواه، رسول حمایت طلب، الهه عرب عامری

چکیده هدف از اجرای این تحقیق، بررسی یک دوره برنامۀ تمرینی منتخب در کاهش عوارض هایپوتونی عضلانی و تغییر در ترکیب بدنی مردان سندروم داون بود. در این تحقیق نیمه‌تجربی که در مرکز توانبخشی معلولان نمونۀ تهران انجام گرفت، 24 مرد سندروم داون به‌صورت تصادفی به دو گروه تجربی (سیزده نفر) و کنترل (یازده نفر) تقسیم شدند. کلیۀ اعضای گروه تجربی به مدت دوازده هفته و هر هفته سه جلسه یک دوره برنامۀ تمرینی منتخب را دنبال کردند. نتایج نشان داد که متعاقب دوازده هفته برنامۀ تمرینی منتخب متغیر‌های درصد چربی بدن کاهش معنادار ( 05/0P<) و تودۀ بدون چربی بدن و عملکرد عضلانی (در پنج آزمون از شش آزمون برای سنجش قدرت، استقامت و توان عضلانی) افزایش معناداری داشتند (05/0P<) و کلیۀ این متغیرها در گروه کنترل تفاوت معناداری نشان ندادند (05/0P>). همچنین مشخص شد که یک برنامۀ تمرینی چندبعدی به شکل انجام‌گرفته در این تحقیق می‌تواند موجب بهبود سلامت جسمانی از طریق کاهش درصد چربی بدن و افزایش بافت و عملکرد عضلانی بزرگسالان سندروم داون شود و عوارض جسمانی ناشی از اختلال سندروم داون را به نفع بهبود سلامت جسمانی کاهش دهد.

مقایسه تواتر بازخورد خودکنترلی و آزمونگر کنترلی بر یادگیری یک مهارت پرتابی در کودکان مبتلا به فلج مغزی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 271-292

https://doi.org/10.22059/jmlm.2014.51869

مرتضی پورآذر، رسول حمایت طلب، الهه عرب عامری

چکیده فلج مغزی اصطلاحی است که به طور رایج در خصوص شرایط دارای ویژگی اختلال حرکتی استفاده می شود و با آسیب مغزی غیر تدریجی در اوایل زندگی مرتبط است. هدف پژوهش حاضر مقایسه­ اثر تواتر بازخورد خودکنترلی و آزمونگرکنترلی بر اکتساب، یادداری و انتقال مهارت پرتابی در کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک بود. از بین 1750 دانش­آموز مبتلا به فلج مغزی در مدارس استثنایی شهر تهران، تعداد­ 30 نفر از کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک همی­پلاژیک با دامنه سنی7-12 سال به صورت نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور همگن کردن آنها یک مرحله­ پیش­آزمون 10 کوششی به عمل آمد. به منظور بررسی شرکت­کنندگان در مراحل اکتساب­، یادداری و انتقال به طور تصادفی به 6 گروه 5 نفری شامل سه گروه بازخورد خودکنترلی(با تواترهای 25%، 50% و 75%) و سه گروه بازخورد آزمونگرکنترلی(با تواترهای 25%، 50% و 75%) تقسیم شدند. در مرحلۀ اکتساب، آزمودنی­ها  در 10 بلوک 8 کوششی(مجموعاً 80 کوشش) به تکلیف پرتابی پرداختند. مرحلۀ یادداری و انتقال با فاصله 24 ساعت از آزمون اکتساب و به میزان 10 کوشش بدون بازخورد اجرا گردید، با این تفاوت که آزمودنی­ها مرحلۀ انتقال را از فاصله 4 متری اجرا کردند(در مقابل فاصله 3 متری در مراحل اکتساب و یادداری). بر اساس نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه، بین گروه­­های دریافت­ کننده تواتر یکسان(گروه­های خودکنترلی و آزمونگرکنترلی) در مرحله اکتساب تفاوت معنی­داری مشاهده نشد، گروه خودکنترلی عملکرد بهتری در مراحل یادداری و انتقال نشان دادند. علاوه بر این، گروه­ هایی که فراوانی­ بازخوردی بالاتری دریافت می­کردند(گروه خودکنترلی یا آزمونگرکنترلی) عملکرد بهتری را نسبت به شرکت­کنندگان در گروه­های دریافت­ کننده بازخورد با فراوانی پایین­تر در تمامی مراحل اکتساب، یادداری و انتقال نشان دادند. بنابراین، در حالیکه مزیت­های بازخورد خودکنترلی در مقابل بازخورد آزمونگرکنترلی به هنگام دریافت تواتر بازخوردی یکسان مشاهده شد، به نظر می­رسد که کودکان در طول فرایند یادگیری از بازخورد به شیوه ­ی متفاوتی نسبت به افراد بزرگسال استفاده می­کنند و ممکن است کودکان به منظور بهینه­ سازی یادگیری حرکتی نیازمند فراوانی­های بازخوردی بالاتری نسبت به افراد بزرگسال باشند.

تأثیر تمرین مهارت های روان شناختی بر عملکرد، یادداری و انتقال تحت فشار بازیکنان نوآموز بدمینتون

دوره 10، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 293-326

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.133863.975

ابراهیم متشرعی، بهروز عبدلی، سید محمد کاظم واعظ موسوی، علیرضا فارسی

چکیده هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر تمرینات پی.اس.تی بر عملکرد، یادداری و انتقال تحت فشار بازیکنان نوآموز بدمینتون بود.40 نوآموز بدمینتون به روش جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل مداخله‌نما (20 نفر) قرار گرفتند. در آزمون‌های اکتساب و یادداری از آزمون‌های استاندارد سرویس کوتاه و بلند، تاس کلیر و دراپ و در آزمون انتقال تحت فشار، از روش تجزیه‌وتحلیل یادداشت‌برداری استفاده شد. تمامی شرکت‌کنندگان مهارت‌های اختصاصی بدمینتون را در مدت زمان 24 جلسه در طول سه ماه فراگرفتند. گروه آزمایش علاوه‌بر مهارت‌های اختصاصی بدمینتون، 24 جلسة 20 دقیقه‌ای بستة اختصاصی پی.‌اس.‌تی و گروه کنترل مداخله‌نما نیز همین تعداد جلسات آموزش‌هایی در مورد اطلاعات عمومی در بدمینتون دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس مرکب نشان داد که در تمامی آزمون‌ها نمره‌های گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مداخله‌نما به‌طور معناداری بالاتر بود که بیانگر اثربخشی برنامة پی.‌اس.‌تی بر عملکرد و یادگیری نوآموزان مرد بدمینتون بود. نتایج مطالعۀ حاضر، دامنۀ اثربخشی این تمرینات را به یادگیری مهارت‌های جدید حرکتی نیز تعمیم داد.

تأثیر تغییرپذیری تمرین بر یادگیری پرتاب آزاد بسکتبال در شرایط پنهان و آشکار

دوره 9، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 335-352

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.40364.737

بهروز عبدلی، علیرضا فارسی، مسعود آریافر

چکیده  
تغییرپذیری تمرین به تغییر حرکت و تغییر ویژگی­های زمینه­ای گفته می‌شود که یادگیرنده هنگام تمرین مهارت تجربه می­کند. پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ تأثیر تغییرپذیری تمرین بر یادگیری پرتاب آزاد بسکتبال در شرایط پنهان و آشکار انجام گرفت. بدین منظور، 40 دانشجوی پسر داوطلب (27-20 ساله) دانشگاه شهید بهشتی، انتخاب و بعد از اجرای پیش‌آزمون به‌صورت تصادفی در چهار گروه یادگیری پنهان با تمرین متغیر، گروه یادگیری پنهان با تمرین ثابت، گروه یادگیری آشکار با تمرین متغیر و گروه یادگیری آشکار با تمرین ثابت تقسیم شدند. گروه‌های تمرین متغیر به‌مدت 6 روز، در هر جلسه 45 پرتاب را از فاصله‌های 5/1، 3 و 4 متری از هدف، و گروه‌های تمرین ثابت، پرتاب از فاصلۀ 3 متری را انجام دادند. گروه‌های یادگیری پنهان همراه با اجرای تکلیف پرتاب آزاد، تکلیف ثانویۀ شمارش سه‌تایی اعداد از 1000 به‌سمت عقب را انجام می‌دادند، اما گروه یادگیری آشکار بدون اجرای تکلیف ثانویه، تکلیف پرتاب آزاد را اجرا می­کردند. آزمون‌های مراحل اکتساب، یادداری (با فاصلۀ 48 ساعت) و انتقال (از فاصلۀ 6/4 متری) برگزار شد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس مختلط با اندازه­های تکراری، تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد (سطح معنا­داری 05/0). نتایج نشان داد که گروه­ها در مراحل اکتساب پیشرفت داشتند (001/0 >P)، درحالی‌که اثر اصلی تمرین و یادگیری معنا­دار نبود (05/0 <P). در مراحل یادداری و انتقال، اثر اصلی نوع یادگیری، نوع تمرین و همچنین اثر تعاملی یادگیری و تمرین معنادار نبود (05/0 <P). در کل، نتایج پژوهش حاضر با نظریۀ طرحوارۀ اشمیت همسو نبود.

اثربخشی روش‌های آموزش ارتقای عملکرد ورزشی مبتنی بر مایندفولنس (MSPE) و تصویرسازی‌ذهنی بر بهبود مهارت پرتاب آزاد بسکتبال

دوره 13، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 355-373

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.215869.1215

صالح معظم، رسول حمایت طلب، حسن غرایاق زندی، محمد خزائی

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ میزان اثربخشی روش‌های آموزش ارتقای عملکرد ورزشی مبتنی بر مایندفولنس و تصویرسازی‌ذهنی بر بهبود مهارت پرتاب آزاد بسکتبال در بسکتبالیست‌های جوان انجام گرفت. تحقیق حاضر از نوع نیمه‌تجربی است و به لحاظ نحوۀ گردآوری اطلاعات از نوع آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه لیست انتظار است. جامعۀ آماری پژوهش را بسکتبالیست‌های جوان شهر تهران تشکیل دادند. تعداد ۶۰ نفر به‌عنوان نمونۀ آماری و به شیوۀ در دسترس، در سه گروه مایندفولنس، تصویرسازی ذهنی و گروه لیست انتظار جایگزین شدند. تحلیل‌های آماری در دو بخش آمار توصیفی شامل مشخصات آزمودنی‌ها، توزیع داده‌ها و مقادیر میانگین و انحراف معیار متغیرهای مورد مطالعه ارائه شده‌اند و از آزمون شاپیرو-ویلک برای تشخیص طبیعی بودن داده‌ها و در ادامه با استفاده از آمار استنباطی از آزمون‌های تی همبسته، آنوا، لون (برابر واریانس‌ها)، جیمز هاول و بنفرونی (تعقیبی) به‌منظور تجزیه‌وتحلیل و آزمون فرضیه‌ها استفاده شده است. همچنین سطح آماری در این پژوهش 05/0 در نظر گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان داد، عملکرد پرتاب شوت آزمودنی‌ها در پیش و پس‌آزمون در گروه مداخلۀ مایندفولنس با اختلاف میانگین (۱۵/۴) و تصویرسازی ذهنی با اختلاف میانگین (۵۵/۲-)، معنادار شد. همچنین یافته‌های نهایی پژوهش نشان داد که آموزش مایندفولنس در مقایسه با آموزش تصویرسازی ذهنی در ارتقای مهارت پرتاب آزاد تأثیر بیشتری داشت (۲/۰=P).

اثرات سرعت و دستکاری بازخوردهای حسی بر اجرای الگوهای درون مرحله و خارج مرحله هماهنگی دو دستی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 377-396

https://doi.org/10.22059/jmlm.2016.59378

علیرضا فارسی، سید محمد کاظم واعظ موسوی، ابراهیم نوروزی سیدحسنی

چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی دستکاری حواس و سرعت بر اجرای هماهنگی پویای دودستی بود. بدین منظور پانزده دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی با دامنۀ سنی 18 تا 25 سال، به‌عنوان آزمودنی الگوهای هماهنگی درون‌‌مرحله و خارج‌مرحله را از سرعت آهسته به تند در پنج وضعیت حسی مختلف اجرا کردند. برای بررسی دو الگوی حرکتی، از دو آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری تکراری (5 شرایط حسی×3 سرعت اجرا) روی هر کدام از الگوهای درون‌‌مرحله و خارج‌مرحله استفاده شد و تأثیرات اصلی پس از آن با استفاده از آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شد. متغیر وابسته خطای فاز نسبی بود. نتایج نشان داد که افزایش سرعت اجرای حرکات بر اجرای الگوی حرکتی خارج‌مرحله0180اثر داشت (001/0P=)، اما بر الگوی درون‌‌مرحله00اثری نداشت (9/0P=). نتایج دستکاری حواس نشان داد که در دقت و تغییرپذیری اجرای دو فاز نسبی الگوهای حرکتی، دستکاری بینایی و حس عمقی اثر دارد (001/0P=)، اما دستکاری شنوایی اثری بر اجرای این الگوها نداشت (315/0P=). علاوه‌بر این، در این تحقیق بیشترین مقدار میانگین خطای فاز نسبی و انحراف معیار خطای فاز نسبی در وضعیت دستکاری حس عمقی بود (001/0P=). در توضیح یافته‌های حاضر می­توان گفت که تکلیف خطی هماهنگی دودستی در تحقیق حاضر یک تکلیف به حس عمقی وابسته است.

تأثیر بازخورد مقایسه‌ای- اجتماعی بر اکتساب و تحکیم یادگیری یک مهارت ادراکی- حرکتی

دوره 11، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 379-395

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.219163.1171

علی اظهری، رسول حمایت طلب، محمود شیخ، الهه عرب عامری

چکیده تحقیق حاضر با هدف تعیین تأثیر بازخورد مقایسه‌ای- اجتماعی بر اکتساب و تحکیم یادگیری یک مهارت ادراکی-حرکتی در دانش‌آموزان پسر دبیرستانی انجام گرفت. در این تحقیق 36 دانش‌آموز دبیرستانی به‌عنوان نمونه‌های آماری به‌صورت تصادفی در سه گروه 12 نفری بازخورد مقایسه- اجتماعی مثبت، منفی و واقعی قرار گرفتند. پس از ثبت امتیازات پیش‌آزمون، در مرحلۀ اکتساب که پنج روز به طول انجامید، آزمودنی‌ها در هر روز تعداد ده بلوک سه‌تایی سرویس بلند بدمینتون را اجرا کردند که بعد از هر بلوک بازخورد میانگین امتیازات خود را با توجه به گروهی که متعلق به آن بودند، به‌صورت مثبت (بالاتر از امتیاز واقعی)، منفی (پایین‌تر از امتیاز واقعی) و واقعی (امتیاز واقعی) دریافت کردند. آزمون تحکیم یادگیری نیز پس از 72 ساعت بی‌تمرینی همانند پیش‌آزمون اجرا شد. پس از بررسی نرمال بودن داده‌ها و همگنی واریانس‌ها به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون‌های تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر، تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0≥ P  استفاده شد. نتایج نشان داد که در مرحلۀ اکتساب، تمرین موجب بهبود عملکرد گروه‌ها شد، اما بین عملکرد گروه‌های بازخورد مثبت، منفی و واقعی در این مرحله تفاوت معناداری مشاهده نشد. میزان تحکیم یادگیری نیز در گروه بازخورد مثبت به‌طور معناداری بهتر از گروه‌های دیگر بود. یافته‌های تحقیق بیانگر این است که بازخورد مقایسه‌ای- اجتماعی مثبت در تحکیم یادگیری یک مهارت ادراکی- حرکتی همانند سرویس بلند هدفدار بدمینتون مؤثر است.

بهبود تعادل ایستا از طریق تمرینات واقعیت مجازی در کودکان فلج مغزی

دوره 12، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 397-413

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.236685.1271

فاطمه میراخوری، مرتضی پورآذر، فضل الله باقرزاده

چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی اثر تمرینات حرکتی با استفاده از تمرینات واقعیت مجازی بر تعادل ایستای کودکان فلج مغزی 7 سال بهصورت در دسترس انتخاب - بود. در این مطالعۀ نیمهتجربی، 20 دختر فلج مغزی همیپلاژی در دامنۀ سنی  2
شدند و در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. آزمون شارپند رومبرگ برای اندازهگیری نمرات تعادل ایستا بهکار گرفته
شد. گروه تجربی به مدت 4 هفته به انجام تمرینات در محیط مجازی پرداختند. گروه کنترل برنامههای درمانی معمول
و تحلی ل کوواریانس تکمتغیری (MANCOVA) خود را ادامه دادند. آزمونهای تحلیل کوواریانس چندمتغیری
بین دو گروه آزمایشی حداقل (P=0/ اجرا شد. نتایج حاکی از تفاوت معنادار ( 001 P < 0/ در سطح 05 (ANCOVA)
در یکی از متغیرهای تعادلی (چشم باز/ چشم بسته) بود. همچنین، براساس نتایج با توجه به نمرات بالاتر تعادل ایستا در
سبب بهبود تعادل ایستای آنها در مقایسه با گروه کنترل شده Xbox گروه تجربی، تمرینات واقعیت مجازی با استفاده از
بود. این مطالعه شواهدی را فراهم میآورد مبنی بر اینکه تعادل ایستا در کودکان فلج مغزی قابل اصلاح است و آنها به
دورههای کوتاهمدت تمرینات واقعیت مجازی پاسخ میدهند. بهنظر میرسد تمرینات واقعیت مجازی دارای کاربردهای
بالینی برای تراپیستها، خانوادهها و کودکان مبتلا به فلج مغزی باشد.

مقایسۀ توانایی کنترل انگیختگی با دو روش تصویرسازی ذهنی و بازخورد زیستی در پسران و دختران ورزشکار

دوره 7، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 409-422

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.57101

بهرام غفاری، مهدی شهبازی

چکیده هدف از تحقیق حاضر مقایسۀ توانایی کنترل انگیختگی با دو روش تصویرسازی ذهنی و بازخورد زیستی در پسران و دختران ورزشکار بود. شرکت‌کنندگان در تحقیق 30 دانشجوی پسر و دختر ورزشکار دانشگاه تهران بودند که براساس نمره‌های کسب‌شده در پرسشنامۀ وضوح تصویرسازی حرکتی-2 به دو گروه همگن 15 نفری پسر و دختر تقسیم شدند. به شرکت‌کنندگان در سه نوبت آزمون، بازخورد زیستی شنیداری ارائه شد و نمره‌های آنها در سه شاخص انگیختگی ثبت شد. شرایط عادی بدون تصویرسازی برای آزمون اول اجرا شد. در آزمون دوم از شرکت‌کنندگان خواسته شد موقعیت خود را در شرایط مسابقه تصویرسازی ذهنی کنند؛ در آزمون نهایی باید با استفاده از روش­های تنفس آرام و عمیق و همچنین بازخورد شنیداری سعی می‌کردند خود را به شرایط آرامش برسانند و انگیختگی خود را کاهش دهند. نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌های تکراری و تی مستقل نشان داد که در نمره‌های هر سه شاخص ضربان قلب، دما و پاسخ گالوانیک در آزمون نهایی تفاوت معناداری بین نمره‌های میانگین دو گروه دختر و پسر ورزشکار وجود داشت (05/0 ≥P ). یافته‌ها نشان می‌دهد که پسران در مقایسه با دختران، از توانایی کنترل انگیختگی بیشتری برخوردارند.

آیا شرکت در بوکس آماتور باعث اختلالات مزمن توجه می شود؟

دوره 6، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 415-431

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.52767

علی اکبر جابری مقدم، احمد فرخی، مصطفی خانی

چکیده بوکس یکی از ورزش‌های سازمان‌یافتۀ پربرخورد است که پیروزی در آن در دو سطح آماتور و حرفه‌ای با ضربات هدفمند و مکرر به بدن و سر حریف به‌دست می‌آید، ازاین‌رو آسیب سر ناشی از ضربه در بوکسورها دور از انتظار نیست. ممکن است به‌هنگام وقوع این آسیب، با وجود سالم بودن همۀ قابلیت‌های شناختی، بهره‌وری شناختی کلی از بی‌توجهی، تمرکز ناقص و خستگی متعاقب متضرر شود. بنابراین هدف تحقیق بررسی اختلالات توجه در بوکسورهای آماتور بود. جامعۀ آماری این مطالعه، بوکسورهای فعال شهر تهران و آزمودنی‌های تحقیق حاضر 30 بوکسور آماتور مرد باسابقه (1/3±24 ساله) با تجربه‌ای بیش از چهار سال به‌عنوان گروه آزمایش؛ و 30 بوکسور آماتور مرد مبتدی (2/4±25 ساله) با سابقۀ کمتر از یک سال و 30 دوندۀ مرد 400 و 800 متر (7/2±24 ساله) به‌عنوان گروه کنترل بودند. برای ارزیابی توجه از فرم S3 آزمون توجه مداوم داف تحت سیستم آزمون وینا استفاده شد. در این آزمون ردیفی از هفت مثلث در فاصله‌های زمانی نامنظم بر روی صفحه‌ی نمایشگر ظاهر می‌شود و زمانی‌که تعداد سه مثلث رو به پایین باشد، آزمودنی باید کلید واکنش را با حداکثر سرعت فشار دهد. در این آزمون که در مدت 35 دقیقه اجرا می‌شود، در هر ثانیه یک محرک ظاهر می‌شود. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری و در سطح معناداری 05/0 بررسی شد. یافته‌ها نشان داد که در هیچ‌یک از متغیرهای مورد بررسی تفاوت معناداری بین گروه‌ها وجود ندارد (05/0 >P)؛ بدین معنا که حتی دوره‌های طولانی‌تر از چهار سال بوکس آماتور موجب ایجاد اختلال در مؤلفه‌های توجه نمی‌شود. نتیجه‌گیری می‌شود که شدت ضربات واردشده در بوکس آماتور به‌حدی نمی‌رسد که حداقل در قسمت‌هایی که توجه را کنترل می‌کنند سبب ایجاد آسیب مغزی شود.

بررسی روایی و پایایی نسخۀ فارسی مقیاس نگرش دانش آموزان نسبت به تربیت بدنی (SATPES)

دوره 10، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 467-483

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.212944.1130

میثم بیابانی، رسول حمایت طلب، فضل الله باقرزاده، الهه عرب عامری

چکیده نگرش نقش مهمی در موفقیت افراد دارد و یکی از جنبه هایی است که یادگیری دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی روایی و پایایی نسخة فارسی مقیاس نگرش دانش آموزان نسبت به تربیت بدنی بود . این
پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که جامعة آماری آن را تمامی دانش آموزان 12 تا 14 سالة مقطع متوسطة دورة
اول شهر تهران تشکیل دادند. ابزار اندازه گیری، مقیاس نگرش دانش آموزان نسبت به تربیت بدنی بود که سابرامانیام و
سیلورمن ( 2000 ) اعتباریابی کرده اند. این ابزار دارای دو خرده مقیاس و 20 گویة پنج ارزشی لیکرتی است که 415
پرسشنامه از این ابزار توسط دانش آموزان تکمیل شد. به منظور محاسبة پایایی زمانی از روش آزمون -بازآزمون و برای
تعیین همسانی درونی از آلفای کرونباخ و برای تعیین روایی سازه از تحلیل عامل تأییدی و اکتشافی استفاده ش د. نتایج
نشان داد که نسخة فارسی مقیاس نگرش دانش آموزان نسبت به تربیت بدنی از رویکرد دوبعدی نگرش در ابعاد لذت
0 بودند ) و پایایی / بردن و سودمندی با 20 گویه حمایت می کند و روایی (شاخص های برازش بالاتر از حد قابل قبول 9
0 بودند) مقیاس تأیید می شود. در نتیجه، نسخة فارسی مقیاس نگرش دانش آموزان نسبت به / (بالاتر از حد قابل قبول 7
تربیت بدنی برای سنجش نگرش دانش آموزان توصیه می شود.

تاثیر تمرین جسمانی، تصویرسازی ذهنی و موسیقی در بهبود مهارت شوت بسکتبال دانشجویان دختر 22-19 ساله

دوره 9، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 515-530

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.111358.860

بهمن عالی زاده، فاطمه سادات حسینی، بهمن دیرانلویی

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر تمرین جسمانی، تصویرسازی ذهنی، و موسیقی بر بهبود مهارت شوت بسکتبال بود. در این پژوهش نیمه‌تجربی، 45 دانشجو (19 تا 22 سال) به‌صورت تصادفی انتخاب شده و در 3 گروه آزمایشی 15 نفری در دانشگاه صنعتی شاهرود بررسی شدند. تمرین جسمانی، تمرین جسمانی با تمرین ذهنی و تمرین جسمانی به‌همراه تمرین ذهنی و موسیقی (روش ترکیبی) در گروه آزمایشی اول تا سوم به‌ترتیب استفاده شد. گردآوری اطلاعات در این پژوهش با آزمون تعدیل‌شدۀ شوت بسکتبال (ایفرد) انجام گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل فرضیه‌های تحقیق از آزمون‌های آمار توصیفی، کولموگروف-اسمیرنوف، آزمون T و تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که بین نمره‌های پیش‌آزمون و پس‌آزمون تمرین جسمانی، تمرین جسمانی به‌همراه تمرین ذهنی و روش ترکیبی تفاوت معنا‌داری (05/0>P) وجود دارد. با توجه به مقایسۀ بین‌گروهی می‌توان نتیجه گرفت که روش ترکیبی از دو روش دیگر بهتر است و تمرین جسمانی به‌همراه تمرین ذهنی تفاوت کمتری با تمرین جسمانی دارد. ازاین‌رو توصیه می‌شود از روش‌های آموزشی مختلف جهت کارامد کردن برنامه‌های تمرینی استفاده شود

تأثیر سطوح مختلف تمرین بر ویژگی‌های نمو و بالیدگی جنسی دختران ورزشکار

دوره 8، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 547-561

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.61027

راضیه خان محمدی، حسن خلجی، علیرضا بهرامی

چکیده   هدف این مطالعه بررسی تأثیر رشتۀ مختلف ورزشی و سطوح مختلف تمرین و اثر تعاملی آنها بر شاخص­های نمو و بالیدگی جنسی دختران ورزشکار نوجوان بود. جامعۀ آماری پژوهش، کلیۀ دختران ورزشکار نوجوان 17-9 سالۀ سه رشتۀ ژیمناستیک، والیبال و تنیس روی میز شهر اراک بودند و نمونه شامل 49 ژیمناست، 82 والیبالیست و 38 بازیکن تنیس روی میز بود که به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده­ها شامل پرسشنامۀ جمعیت‌شناختی، پرسشنامۀ ارزیابی فعالیت بدنی نوجوانان، جدول تانر و روش مقاومت بیوالکتریکی بود. برای بررسی و تحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس (در سطح معنا‌داری 5 0/0P) استفاده شد. نتایج نشان داد رشته­های مختلف ورزشی تأثیر معنا‌داری بر شاخص‌های قد، طول پا و چربی داشت (05/0>P). سطوح مختلف تمرین بر شاخص‌های چربی تأثیر معنا‌داری داشت (5 0/0P). اثر تعاملی رشتۀ مختلف ورزشی و سطوح مختلف تمرین بر شاخص‌های نمو و بالیدگی جنسی تأثیر معنا‌داری نداشت (5 0/0P). نتیجه اینکه ورزشکاران در حالی در این سه رشته وارد می‌شوند که ویژگی‌های نموی‌شان‌ متناسب با نیاز آن رشتۀ ورزشی باشد. همچنین حداکثر 10 ساعت تمرین ورزشی در هفته بر شاخص‌های نمو و بالیدگی جنسی ورزشکاران اثر معکوسی به‌جای نمی‌گذارد.

تأثیر تمرین افتراقی و تداخل زمینهای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربۀ گلف

دوره 17، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 5-23

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.379928.1793

حانیه اکبرآبادی، داود فاضلی، پروانه شمسی پور دهکردی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین افتراقی و تداخل زمینه‌ای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربۀ گلف بود. روش پژوهش: 50 دانشجوی دختر راست‌دست 20 تا 35 ساله با بینایی طبیعی از دانشگاه الزهرا به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در پنج گروه یادگیری افتراقی تصادفی، افتراقی مسدود، تداخل زمینه‌ای تصادفی، تداخل زمینه‌ای مسدود و کنترل تقسیم شدند. برای اجرای تکلیف از توپ و چوب استاندارد گلف، اهداف دایره‌ای با قطر 11 سانتی‌متر روی زمین چمن (9×4 متر) و نرم‌افزار سنجش بازنمایی ذهنی استفاده شد. آزمودنی‌ها در پیش‌آزمون تکلیف سنجش بازنمایی ذهنی و 15 ضربه از فاصلۀ 3 متری را اجرا کردند. در مرحلۀ اکتساب، 12 بلوک 15 کوششی مطابق دستورالعمل گروهی انجام دادند. 24 ساعت بعد، در آزمون یادداری مشابه با پیش‌آزمون و در آزمون انتقال، 15 ضربه از فاصلۀ 5 متری اجرا شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد در مرحلۀ اکتساب، عملکرد گروه افتراقی تصادفی به‌طور معناداری ضعیف‌تر از سایر گروه‌ها بود (0/001=P). در آزمون یادداری، گروه‌های افتراقی تصادفی و تداخل زمینه‌ای تصادفی دقت بالاتری نسبت به گروه‌های مسدود داشتند (0/001=P) و در آزمون انتقال، گروه‌های یادگیری افتراقی عملکرد دقیق‌تری نشان دادند. همچنین بازنمایی ذهنی در یادداری برای گروه افتراقی تصادفی نسبت به پیش‌آزمون به‌طور معناداری بهبود یافت (0/001=P). نتیجه‌گیری: تغییرات مستمر در یادگیری افتراقی احتمالاً به دلایلی مانند ظهور جاذب‌های وابسته به خود و زمینه و نوسانات تصادفی به تعمیم‌پذیری بالاتر در مقایسه با تداخل زمینه‌ای منجر شده است.

تأثیر تمرینات توپ سوئیسی بر بهبود کارکرد حسی- حرکتی سه پسر اوتیستیک، پژوهش موردی

دوره 9، شماره 1، بهار 1396، صفحه 15-37

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.61945

زهرا ملاکریمی، احمدرضا موحدی، سید محمد مرندی، فاطمه بهرامی

چکیده   هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و مطالعۀ تأثیر تمرینات با توپ سوئیسی بر بهبود کارکرد حسی- حرکتی سه پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. در این پژوهش از روش مورد منفرد استفاده شد. سه شرکت­کنندۀ دچار اختلالات طیف اوتیسم تمرینات توپ سوئیسی را به ­مدت نه هفته انجام دادند. تغییر در نمره‌های خرده‌آزمون حیطۀ حسی- حرکتی از طریق آزمون عصب روان‌شناختی نپسی در طول مداخله و دو هفته پس از پایان مداخله در توالی­های یک‌هفته‌ای اندازه­گیری شد و در پایان پس از دو ماه دوباره از شرکت‌کنندگان آزمون گرفته شد. مداخلۀ­ مورد نظر در مورد هر سه شرکت­کننده اثربخش بود (با PND 100% برای شرکت­کنندۀ اول و 78/77 درصد برای شرکت­کننده‌های دوم و سوم) و این کاهش دو هفته پس از مداخله پایدار ماند. یافته‌های پژوهش نشان داد تمرینات با توپ سوئیسی موجب بهبود چشمگیر کارکرد حسی- حرکتی پسران مبتلا به اوتیسم می‌شود.

تأثیر دستورالعمل‌های کانون توجه بر حافظة فضایی کودکان

دوره 12، شماره 1، بهار 1399، صفحه 15-30

https://doi.org/10.22059/jmlm.2020.213074.1133

فاطمه میراخوری، الهه عرب عامری، فضل الله باقرزاده، رسول حمایت طلب

چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر دستورالعمل‌های کانون توجه بر حافظة فضایی کودکان بود. به این منظور 30 نفر از کودکان دختر مدارس ابتدایی سطح شهر تهران با میانگین سنی 12-7 سال و براساس نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی‌ها به‌طور تصادفی به سه سطح کانون توجه (درونی، بیرونی و عدم کانون توجه) تقسیم شدند. در گروه توجه درونی، آزمودنی‌ها بر حرکت دست تمرکز کردند. کانون گروه توجه بیرونی معطوف بر مسیر حرکت و هدف بود و به گروه کنترل هیچ‌گونه تأییدی مبنی بر کانون توجه داده نشد. آزمودنی‌ها در مراحل تمرین (در مجموع 50 کوشش) و آزمون‌های اکتساب، یادداری و انتقال شرکت کردند. مرحلة اکتساب در پنج روز متوالی صورت گرفت. ابزار مورد استفاده برای سنجش حافظۀ فضایی، دستگاه حرکت خطی (مدل LM-01) بود. آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح  05/0 P <استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس در آزمون‌های اکتساب (005/0=P)، یادداری (000/0=P) و انتقال (003/0=P) معنادار بود. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که در تمامی مراحل عملکرد گروه توجه بیرونی به‌دلیل تغییرپذیری کلی کمتر به‌طور معناداری بهتر از گروه توجه درونی و گروه کنترل بود. با وجود این، بین گروه توجه درونی و گروه کنترل اختلاف معناداری وجود نداشت. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، کانون توجه بیرونی در ارتباط با کودکان از مزایای بالاتری نسبت به کانون توجه درونی برخوردار بود.

تأثیر خستگی پیرامونی و مرکزی بر خطای ادراک عمق

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 15-24

https://doi.org/10.22059/jmlm.2021.216666.1151

مریم خلجی، شهزاد طهماسبی بروجنی

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر خستگی پیرامونی و مرکزی بر خطای ادراک عمق دانش‌آموزان صورت گرفت. جامعهَ آماری دانش‌آموزان شهرستان خدابنده بود که از بین آنها 42 نفر به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس با میانگین سنی 49/0± 88/16سال انتخاب شدند. از همۀ آزمودنی‌ها پیش‌آزمون ادراک عمق گرفته شد. سپس به گروه مداخله و گروه کنترل تقسیم شدند. برای ایجاد خستگی پیرامونی (جسمی) به گروه اول فعالیت آمادگی جسمانی و به گروه دوم برای ایجاد خستگی مرکزی (ذهنی) فعالیت ذهنی داده شد. گروه سوم هیچ فعالیتی در طول دورة مداخله انجام نمی‌دادند. بعد از اعمال مداخلۀ خستگی پس‌آزمون ادراک عمق گرفته شد. نتایج تحلیل واریانس یکطرفه تفاوت معناداری را بین پیش‌آزمون سه گروه نشان نداد، اما تفاوت معنا‌داری در پس‌آزمون بین گروه‌ها مشاهده شد. با بررسی نتایج آزمون تعقیبی LSD مشخص شد که خستگی مرکزی نسبت به خستگی پیرامونی و عدم مداخله (گروه کنترل) خطای ادراک عمق آزمودنی‌ها را افزایش داده است. اما بین خطای ادراک عمق بین گروه خستگی پیرامونی و کنترل تفاوت معنا‌داری مشاهده نشد. نتایج آزمون تی همبسته حاکی از افزایش خطاهای ادراک عمق ناشی از هر دو نوع خستگی و عدم تغییر در گروه کنترل بود. در مجموع می‌توان نتیجه گرفت که خستگی مرکزی در مقایسه با خطای پیرامونی نقش مؤثری در افزایش خطای ادراک عمق دانش‌آموزان داشت، بنابراین به مربیان پیشنهاد می‌شود شرایط مناسبی را که موجب کاهش خستگی مرکزی می‌شود، اتخاذ کنند.

ظهور مهارت برجسته در پرتاب آزاد بسکتبال با سطوح مختلف مهارتی

دوره 11، شماره 1، بهار 1398، صفحه 17-33

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.134813.985

فرانک پورحسینی، مهدی شهبازی، شهزاد طهماسبی بروجنی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی ظهور مهارت برجسته در پرتاب آزاد بسکتبال در سطوح مختلف مهارتی طبق مدل یادگیری نیوول بود.شرکت‌کنندگان در سه گروه مهارتی (10=n)، مرحلۀ هماهنگی، مرحلۀ کنترل هماهنگی و مرحلۀ بهینه‌سازی قرار گرفتند و تعداد 350 شوت ثابت را از هفت نقطۀ پارامتری (74/2، 35/3، 96/3، 57/4، 18/5، 79/5، 4/6)، هر نقطه 50 شوت انجام دادند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دقتِ افرادی که در مرحلۀ سوم نیوول قرار داشتند، در نقطۀ 57/4 متری که همان خط پنالتی است، به‌طور معنی‌داری از پیش‌بینی معادلۀ رگرسیون بالاتر بود و از ظهور مهارت برجسته حمایت کرد (05/0>P)، ولی سایر نقاط از اصول تغییرپذیری نیرو پیروی کردند و با افزایش پارامتر مسافت دقت اجرا کاهش یافت. همچنین بررسی رگرسیون چندگانه نشان داد که سایر نقاط مشارکتی در ظهور مهارت برجسته ندارند و این نتیجه شاید دلیلی باشد برای رد کردن دیدگاه عمومی بودن در به‌وجود آمدن مهارت برجسته.

تأثیر قیود دفاعی بر رفتارهای نقطه یابی حرکتی هندبالیست های نخبه

دوره 14، شماره 1، بهار 1401، صفحه 17-35

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.239414.1287

محمدعلی اسماعیل زاده، مهدی شهبازی، علی اکبر جابری مقدم، شهزاد طهماسبی بروجنی، الهام شیرزاد

چکیده مطالعات رفتاری تکالیف نقطه‌یابی حرکتی در ورزش معمولا توسط عوامل پویا مانند وضعیت دفاعی حریف، بررسی می‌شوند. هندبالیست‌ برای پرتاب کردن توپ به سمت دروازه در وضعیت‌های مختلف، باید گام‌هایش را هماهنگ کند. در پژوهش حاضر الگوهای حرکتی در رفتارهای نقطه‌یابی حرکتی 12 هندبالیست مرد نخبه تحت قیود دفاعی (عدم حضور دفاع، حضور دفاع دور، حضور دفاع نزدیک یا حضور دفاع یارگیر) تحلیل شد. با یک دوربین سریع با نرخ 120 هرتز، داده های الگوهای حرکتی حمله‌کننده ها را جمع آوری کردیم. تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی برای تحلیل تأثیر این قیود روی پارامترهای دویدن استفاده شد(P<0/05). نتایج تفاوت آماری معنی داری را در میانگین سرعت افقی کل بدن، میانگین سرعت گام اول و دوم و میانگین طول گام اول و دوم در شرایط دفاعی مختلف نشان داد. برای میانگین تغییرپذیری فاصله پا تا محوطه دروازه الگوی تغییرپذیری افزایشی-کاهشی در همه شرایط دفاعی دیده شد. از آنجاییکه تنظیم بازیکنان حمله کننده بصورت مداوم و بر اساس ادراک رفتارهای موجود و مورد نیاز بود، نتایج از جفت شدن ادراک – عمل و مدل‌های کنترل مورد انتظار نقطه‌یابی حرکتی حمایت می‌کند. همچنین پیشنهاد می‌‌شود که جنبه‌‌های تکنیکی دویدن و پرتاب کردن در هندبال می‌‌تواند توسط قیود تکلیف تودرتو تأثیر پذیرد.

اثربخشی تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای بر توجه مداوم دیداری دانش‌آموزان بیش‌فعال/نقص‌توجه ورزشکار

دوره 14، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 17-33

https://doi.org/10.22059/jmlm.2021.325671.1586

فرشته عموزاده، هادی مرادی، حسن غرایاق زندی، رضا رستمی، علی مقدم زاده

چکیده مقدمه: اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) در جمعیت عمومی و ورزشی رایج است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه‌ای بر توجه مداوم دیداری دانش­ آموزان بیش‌فعال ورزشکار است.
روش پژوهش:در این پژوهش از بین 79 دانش­ آموز ورزشکار دارای اختلال بیش­ فعال/نقص توجه تعداد 45 دانش ­آموز به شکل تصادفی انتخاب‌ و به سه گروه 15 نفری کنترل، شم و آزمایش تقسیم شدند. تمامی آزمودنی‌ها گروه شم و آزمایش، دو نوع مختلف تحریک آند تک موضعی و ساختگی بر روی ناحیه (F3) همراه با تحریک کاتد در ناحیه(SO) با شدت‌جریان 1 میلی‌آمپر و به مدت 15 دقیقه طی ده جلسه دریافت کردند سپس هر گروه به‌طور مجدد موردبررسی قرار گرفت. پس از چهل روز آزمون پیگیری مطابق با پس‌آزمون و با استفاده از آزمون عملکرد پیوسته(CPT)  صورت گرفت و از آزمون t زوجی برای بررسی فرضیه استفاده شد (0/05≥p).
یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون t زوجی  نشان داد که اعمال تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه‌ای بر بهبود توجه مداوم دیداری دانش ­آموز ورزشکار دارای اختلال بیش­ فعال/نقص توجه اثربخش بوده است.
نتیجه‌گیری: یافته‌های به‌دست‌آمده حاکی از این است که پروتکل اعمال تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه‌ای 1 میلی‌آمپر، توانایی بهبود توجه مداوم دیداری دانش­ آموزان ورزشکار دارای اختلال بیش­ فعال/نقص توجه دارد.

تأثیر افزایش وزن اندام بر بخش‏های پیش‏حرکتی و حرکتی زمان واکنش ساده و افتراقی مردان جوان و مسن

دوره 7، شماره 1، بهار 1394، صفحه 21-39

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.54502

احمد نیک روان، رسول حمایت طلب، فضل‌الله باقرزاده

چکیده تأثیر وزن و نیرو از عوامل مهم سازماندهی و اجرای تکالیف زمان واکنش است. افراد مسن با افزایش وزن با این متغیر درگیرند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر افزایش وزن اندام بر بخش­های پیش­حرکتی و حرکتی زمان واکنش ساده و افتراقی مردان جوان و مسن است. از آزمودنی­ها (16 نفر گروه جوان و 16 نفر گروه مسن) خواسته شد تا در پاسخ به محرک­های شنیداری (ساده و افتراقی)، حرکت فلکشن ساعد را انجام دهند. در 50 درصد از کوشش­های انجام­گرفته وزن اندام 2/1 کیلوگرم افزایش یافت و در همة کوشش­های انجام­گرفته، زمان واکنش و تنش عضلانی به‌وسیلة دستگاه الکترومیوگرام ثبت شد. نتایج آزمون تحلیل نشان داد که تأثیرات اصلی هر سه فاکتور افزایش وزن اندام، افزایش تعداد محرک و سن بر بخش پیش­حرکتی معنادار است. در بخش حرکتی، اثر افزایش تعداد محرک از حالت ساده به افتراقی معنادار نبود‌ (77/0 = P). با این حال تأثیرات تعاملی بین افزایش وزن اندام و سن معنادار بود (002/0 = P). این یافته­ها بیان می­کنند عواملی که موجب تغییر در اینرسی اندام و به‌طور کلی عوامل حرکتی می­شوند، علاوه­بر درگیر کردن بخش حرکتی، همزمان بخشی از فرایندهای پیش­حرکتی را نیز تحت تأثیر قرار می­دهند.

آیا تمرین در شرایط بینایی ویژه دقت در اجرای مهارت پرتاب آزاد بسکتبال را بهبود می بخشد؟

دوره 5، شماره 1، بهار 1392، صفحه 23-38

https://doi.org/10.22059/jmlm.2013.35002

حمید صالحی، احمدرضا موحدی، جلیل مرادی

چکیده هدف این پژوهش، یافتن پاسخ این سؤال بود که آیا تمرین در شرایط بینایی ویژه مزیتی برای یادگیری دقت اجرای مهارت پرتاب آزاد بسکتبال ایجاد می کند یا نه؟ شرکت کنندگان 28 پسر نوجوان داوطلب با میانگین سن 75/0± 14/17 سال بودند که در دو گروه : با نور معمولی (گروه کنترل) و شرایط روشنایی ویژة متمرکز روی حلقة بسکتبال (گروه تجربی) به مدت 15 جلسه تمرین کردند. ده روز پس از آخرین جلسة تمرین، گروه ها در شرایط بینایی معمولی و ویژه ارزیابی شدند. براساس نتایج، در مرحلة تمرین بهبود دقت پرتاب های هر دو گروه مشابه بود. در آزمون با شرایط بینایی معمولی، دقت پرتاب های آزاد گروه تجربی به مقدار معناداری کمتر از گروه کنترل بود. بنابراین مزیت تمرین در شرایط بینایی ویژه تایید نشد. براساس نتایج، تنها وقتی آزمون در شرایط بینایی ویژه انجام گرفت برتری با گروه تجربی بود. در مجموع نتایج نشان داد که تنها وقتی می توان انتظار داشت یک وضعیت تمرینی خاص موجب یادگیری بهتر مهارت های ورزشی (مانند پرتاب آزاد  بسکتبال)  شود که شرایط حسی – حرکتی و پردازشی مشابه بر تمرین و آزمون حاکم باشد.