نوع مقاله: مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

تأثیر بازی‌های بومی- محلی بر رشد مهارت‌های حرکتی درشت کودکان کم‌توان ذهنی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 397-412

https://doi.org/10.22059/jmlm.2016.59907

حسن باغنده، الهه عرب عامری، فواد نیک نسب

چکیده  
هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر بازی‌های بومی- محلی بر رشد مهارت‌های حرکتی درشت کودکان کم‌توان ذهنی تربیت‌پذیر بود. به همین منظور 30 کودک کم‌توان ذهنی تربیت‌پذیر از مرکز سازمان بهزیستی شهرستان مریوان با میانگین سنی 12/1±8/12سال و ضریب هوشی 81/7±61/33 با روش نمونه‌گیری هدفمند مطالعه شدند. از همۀ کودکان پیش‌آزمون گرفته شد، سپس نمونه‌ها به‌صورت تصادفی به دو گروه تقسیم و به‌عنوان گروه مداخله و کنترل در نظر گرفته شدند. در این پژوهش در بخش‌های مربوط به مهارت‌های حرکتی درشت از آزمون تبحر حرکتی برونینکس- اوزرتسکی استفاده شد. بازی‌های بومی- محلی توسط گروه آزمایش طی 32 جلسه تمرین، هر جلسه 50 تا 60 دقیقه و 4 روز در هفته تمرین شد. پس از 32 جلسه تمرین از هر دو گروه پس‌آزمون به‌عمل آمد. برای بررسی فرضیه‌های پژوهش از آزمون‌های ناپارامتریک ویلکاکسون و یومن ویتنی (SPSS16) بهره گرفته شد. نتایج آزمون‌های آماری تفاوت معناداری را در نمره‌های پس‌آزمون مابین گروه‌های آزمایش و کنترل نشان داد (05/0P˂) . گروه مداخله نمره‌های بیشتری کسب کرد. از نتایج به‌دست‌آمده چنین برداشت می‌شود که برنامۀ تمرینی به‌کاررفته در تحقیق حاضر برای بهبود مهارت‌های حرکتی درشت در کودکان کم‌توان ذهنی تربیت‌پذیر مناسب است.

ارتباط کمال‌گرایی و مهارت‌های ذهنی در تکواندوکاران

دوره 11، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 397-412

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.257396.1372

حسن غرایاق زندی، محمود محبی، سحر زارعی

چکیده تکواندوکاران در طول مبارزات، فشار زیادی را تجربه می‌کنند، زیرا آنها باید همزمان حمله و دفاع کنند، علاوه‌بر این، قبل از مسابقات، استرس تکواندوکار افزایش می‌یابد و وزن خود را سریع از دست می‌دهد، در این شرایط حفظ حالات مطلوب روان‌شناختی و موفقیت در تکواندو مستلزم مجموعۀ عوامل روان‌شناختی خاصی مانند کمال‌گرایی مثبت و مهارت‌های ذهنی است. ازاین‌رو هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ کمال‌گرایی ورزشی و مهارت‌های ذهنی در تکواندوکاران بود. طرح این پژوهش توصیفی-همبستگی و جامعۀ آماری آن کلیۀ تکواندوکاران ایرانی شرکت‌کننده در مسابقات قهرمانی کشور بودند. نمونة پژوهش 110 مرد با میانگین سنی 84/5 ± 60/23 سال بودند که با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند و مقیاس‌های کمال‌گرایی و مهارت‌های ذهنی را تکمیل کردند. داده‌ها از طریق آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش همزمان تحلیل شد. تحلیل همبستگی داده‌ها نشان داد که کمال‌گرایی مثبت با مهارت‌های ذهنی پایه، روان‌تنی و شناختی همبستگی مثبتی دارد. این روابط در مورد کمال‌گرایی منفی معکوس بود (01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که این دو بعد کمال‌گرایی 40 درصد از واریانس مهارت‌های ذهنی کل را پیش‌بینی می‌کنند (05/0>P). براساس یافته‌های حاضر به‌نظر می‌رسد، ابعاد کمال‌گرایی نقش مهمی در انتخاب مهارت‌های ذهنی دارد و سطوح مهارت‌های ذهنی مورد استفادة تکواندوکاران، متناسب با این ابعاد است.

مدل یابی ارتباط ساختاری خودشفقت ورزی و پاسخ‌های هیجانی منفی به شکست در رزمی‌کاران: نقش واسطه ای تنظیم شناختی هیجان

دوره 12، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 415-431

https://doi.org/10.22059/jmlm.2020.312897.1540

محمود محبی، حسن غرایاق زندی، محمدعلی بشارت، محبوبه غیور نجف آبادی

چکیده هدف این پژوهش مدل‌یابی ارتباط ساختاری خودشفقت‌ورزی و واکنش‌های هیجانی به شکست با واسطه‌گری تنظیم شناختی هیجان در رزمی‌کاران بود. در این پژوهش 286 ورزشکار (191 مرد و 95 زن: میانگین و انحراف معیار سنی=98/20 ± 30/3) از سبک مختلف رزمی (تکواندو، کاراته، جودو و ووشو) حاضر در مسابقات لیگ شرکت و مقیاس‌های خودشفقت‌ورزی، عواطف منفی، و تنظیم شناختی هیجان را تکمیل کردند. از تحلیل مسیر به منظور ارزیابی مدل پیشنهادی استفاده شد. نتایج نشان داد که خودشفقت‌ورزی اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر کاهش پاسخ‌های هیجانی منفی به شکست دارد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که ابعاد سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان در رابطۀ بین خودشفقت‌ورزی و پاسخ‌های هیجانی به شکست نقش واسطه‌ای جزئی دارند. این مطالعه نشان می‌دهد که خودشفقت‌ورزی یک سازه مناسب برای درک پاسخ‌های هیجانی ورزشکاران به شکست است، و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان به‌عنوان مکانسیم‌های زیربنایی در این فرایند دخیل هستند، از این‌رو توجه به رشد خودشفقت‌ورزی در رزمی‌کاران با تأکید بر بهبود تنظیم هیجان سازگار و کاهش تنظیم هیجان ناسازگار در راستای بازیابی بهتر از شکست و کاهش اثرات منفی آن را پیشنهاد می‌کند.

تاثیر بازخورد همزمان بینایی (آینه) بر تعادل ایستای دختران 7 تا 13ساله

دوره 7، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 423-435

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.57102

الهام لشنی، شهزاد طهماسبی

چکیده تعادل بخش جدایی‌ناپذیر تمام فعالیت‌های روزمره و ورزشی است و حفظ آن مستلزم دریافت اطلاعات از سیستم‌های مختلف به‌ویژه بینایی است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر بازخورد همزمان آینه بر میزان توانایی حفظ تعادل بود. به این منظور 34 دانش‌آموز دختر 13-7 ساله در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنی‌ها پس از اجرای پیش‌آزمون تعادل ایستای لک‌لک به‌صورت تصادفی به سه گروه کنترل، بازخورد همزمان آینه و چشم بسته تقسیم شدند. از روش آماری t همبسته برای مقایسۀ درون‌گروهی و از تحلیل واریانس یکطرفه برای مقایسۀ بین‌گروهی در سطح معناداری 05/0 ≥ P استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس تفاوت معناداری را در پیش‌آزمون سه گروه نشان نداد (05/0 ≤ P). اما در پس‌‌آزمون، میزان توانایی حفظ تعادل در کودکان با استفاده از بازخورد همزمان آینه نسبت به گروه کنترل (001/0=P) و نسبت به گروه چشم بسته (001/0=P) تفاوت معناداری داشت. همچنین نتایج  tهمبسته نشان داد که تنها گروه بازخورد همزمان دارای افزایش معناداری (007/0=P) در میزان تعادل بود. نتایج نشان می­دهد استفاده از بازخورد همزمان در کودکان با استفاده از آینه می­تواند موجب بهبود توانایی حفظ تعادل در کودکان شود.

تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی (استقامتی و مقاومتی) بر میزان توجه و عامل رشد عصبی مشتق‌شده از مغز دانشجویان کم‌تحرک

دوره 6، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 433-452

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.52768

ابوالفضل شایان، فضل اله باقرزاده، مهدی شهبازی، سیروس چوبینه

چکیده تقریباً همة ما به نقش پررنگ فعالیت ورزشی در بسیاری از جنبه­های زندگی روزمره و تا حدودی عملکردهای شناختی آگاهیم، ولی مسئله­ای که اخیراً ذهن محققان را درگیر کرده، بررسی تأثیر انواع مختلف فعالیت­های ورزشی بر عملکردهای شناختی و از طرف دیگر سازوکارهای واسطه­ای این اثر است. ازاین­رو هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی استقامتی و مقاومتی بر میزان توجه و عامل رشد عصبی مشتق­شده از مغز (BDNF) دانشجویان کم­تحرک بود. به این منظور از میان دانشجویان دانشگاه تهران، 46 دانشجوی کم­تحرک (میانگین سنی 8/1 ± 3/24)، براساس پیش­آزمون استروپ در سه گروه استقامتی، مقاومتی و کنترل توزیع شدند و بعد از نمونه­گیری خونی، تمرینات خود را براساس پروتکل تمرین استقامتی و مقاومتی مخصوص به خود، به مدت 5 هفته ادامه دادند. در پایان، آزمون استروپ و نمونه­گیری خونی، به­منظور حذف آثار موقت تمرین، حداقل 48 ساعت پس از آخرین جلسة تمرین به­عمل آمد. برای تجزیه­وتحلیل داده­ها از آزمون­های کلوموگروف – اسمیرنوف برای تعیین طبیعی بودن توزیع داده­ها، از تی زوجی، تحلیل واریانس یکراهه، تحلیل واریانس چندمتغیره، آزمون تعقیبی دانت و ضریب همبستگی پیرسون، در سطح معناداری 05/0 P≤ استفاده شد. نتایج نشان داد پیشرفت معناداری در زمان پاسخ به آزمون استروپ در هر دو گروه استقامتی و مقاومتی رخ داده است، ولی بیان BDNF فقط در گروه استقامتی به­صورت معناداری افزایش یافت (05/0 P<). در مورد هیچ یک از متغیرها، گروه کنترل پیشرفتی از خود نشان نداد (05/0 P>). همچنین نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین اثرگذاری دو فعالیت ورزشی استقامتی و مقاومتی، بر زمان پاسخ به آزمون استروپ و همچنین بیان BDNF وجود نداشت (05/0 P<). همبستگی بین تغییرات زمان پاسخ به آزمون استروپ و بیان BDNF نیز از نظر آماری معنادار نبود (05/0 P>). به­طور کلی یافته­های این تحقیق نشان داد که فعالیت ورزشی می­تواند به بهبود عملکردهای شناختی منجر شود، ولی در پاسخ به اینکه چه فعالیتی مثمرثمرتر است، تفاوت معناداری بین فعالیت استقامتی و مقاومتی مشاهده نشد.

تأثیر تمرینات ادراکی حرکتی و بازی‌های شناختی بر رشد شناختی کودکان کم‌توان ذهنی

دوره 10، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 485-504

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.243646.1305

علی کاشی، صالح رفیعی، میثاق زرشکیان

چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسۀ میزان اثربخشی تمرینات ادراکی حرکتی و بازی‌های شناختی بر رشد شناختی کودکان کم‌توان ذهنی بود.در این تحقیق تجربی 45 کودک کم‌توان ذهنی در استان کرمانشاه در ردۀ سنی 8 تا 12سال به‌صورت تصادفی به سه گروه تمرینات ادراکی حرکتی، تمرینات شناختی و کنترل تقسیم شدند. برنامۀ ادراکی حرکتی شامل پروتکل سالاری و همکاران (1393) و کاشی و همکاران (1395) و بازی‌های شناختی شامل مجموعه بازی‌های شناختی مغز من بود که به‌صورت نرم‌افزار اجرا شد. گروه‌ها هشت هفته، هر هفته دو جلسه و هر جلسه به مدت 45 دقیقه در برنامۀ تمرینی خود شرکت کردند و قبل و بعد از تمرینات با استفاده از آزمون کامپیوتری برج لندن و آزمون رنگ ـ واژه استروپ پیش و پس‌آزمون از آنها گرفته شد و توسط آزمون‌های مانکوا و آنکوا اطلاعات به‌دست‌آمده تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد بین گروه‌های تمرین ادراکی حرکتی، بازی‌های شناختی و کنترل در آزمون‌های کامپیوتری برج لندن و آزمون رنگ ـ واژه استروپ تفاوت معناداری وجود دارد و تمرینات ادراکی حرکتی نسبت به بازی‌های شناختی تأثیر بیشتری بر بهبود عملکرد شناختی کودکان کم‌توان ذهنی دارد. ازاین‌رو می‌توان نتیجه گرفت اگرچه هر دو نوع بازی در بهبود رشد شناختی مؤثرند و می‌توان برای رشد بهتر کودکان از آنها استفاده کرد، اما تمرینات ادراکی حرکتی نسبت به تمرینات شناختی ابزار بهتری برای ایجاد تأثیرات رشدی بیشتر است.

تأثیر سطوح مختلف تکانش‌گری بر یادگیری مهارت های ورزشی در محیط های باز و بسته

دوره 9، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 531-546

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.137978.1004

محمد حسین قهرمانی، مهدی سهرابی، علیرضا صابری کاخکی، محمدعلی بشارت

چکیده کارکردهای توجهی نقش مهمی در تعامل فرد با محیط دارد. این کارکردها در برخی شرایط محیطی تحت تأثیر ویژگی‌های تکانش‌گری قرار می‌گیرند و از این طریق می‌تواند عامل تعیین‌کننده‌ای در عملکرد و یادگیری افراد باشد. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی تأثیر سطوح مختلف تکانش‌گری بر یادگیری مهارت‌های ورزشی در محیط‌های باز و بسته بود. شرکت‌کنندگان 48 پسر 10 تا 12 ساله در چهار گروه تکانش‌گری پایین، تکانش‌گری متوسط، تکانش‌گری بالا و گروه کنترل بودند. پیش و پس از هشت هفته برنامۀ تمرینی مهارت‌های پایۀ بسکتبال، آزمون شوت بسکتبال هریسون برای ارزیابی عملکرد و یادگیری در محیط‌های باز و بسته طی مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون، یادداری و انتقال به‌عمل آمد. نتایج تحقیق تفاوت‌های معنا‌داری را بین گروه‌های تحقیق در کارکردهای توجهی نشان داد (0001/0=P). نتایج مراحل پس‌آزمون و یادداری در مورد محیط باز نشان داد که همراستا با افزایش سطوح تکانش‌گری افراد، برتری چشمگیری در فرایندهای یادگیری در این محیط مشاهده می‌شود (003/0=P). درحالی‌که در مورد محیط بسته، عملکرد بهتر همراستا با کاهش سطوح تکانش‌گری مشاهده شد (001/0=P). تفاوت‌های مشاهده‌شده بین گروه‌ها در مرحلۀ انتقال - که به‌صورت رقابتی برگزار شد- از نظر آماری معنا‌دار نبود (09/0=P). این احتمال وجود دارد که سطوح مختلف تکانش‌گری نقشی تسهیل‌کننده و تضعیف‌کننده در یادگیری مهارت‌های ورزشی با توجه به محیط‌های اجرا مانند محیط‌های باز و بسته دارد.

مقایسۀ صفات انگیزشی ورزشکاران ماهر و مبتدی ورزش‌های انفرادی و تیمی در چند رشتۀ ورزشی منتخب

دوره 8، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 563-574

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.61028

فضل اله باقرزاده، معصومه هادیان، مهدی غفوری، آرزو آزادی

چکیده   انگیزش یکی از عوامل بسیار تأثیرگذار بر موفقیت و کیفیت مطلوب عملکرد ورزشکاران است. این در حالی است که تحقیقات محدودی دربارۀ تعیین صفات انگیزشی در ورزشکاران ایران انجام گرفته است. هدف از این تحقیق، توصیف صفات انگیزشی در ورزشکاران ماهر و مبتدی، رشته‌های تیمی و انفرادی در چند رشتۀ ورزشی منتخب بود. بدین منظور به‌صورت هدفمند بازیکنان تیم‌های ملی در رشته‌های انفرادی کاراته، تکواندو، شمشیربازی، بدمینتون، قایقرانی و در رشته‌های تیمی بسکتبال، والیبال، دراگون بوت، هندبال و فوتسال به‌عنوان جامعۀ آماری ورزشکاران ماهر و 60 نفر به‌صورت تصادفی در تمام رشته‌های ورزشی منتخب مذکور از چند استان منتخب کشور به‌عنوان نمونۀ آماری ورزشکاران مبتدی در نظر گرفته شد. داده‌های حاصل از پرسشنامۀ نگرش ورزشی (SAI) براساس رشتۀ تیمی و انفرادی و ورزشکاران براساس مبتدی و ماهر گروه‌بندی شدند و با استفاده از آمار توصیفی تجزیه‌وتحلیل شد. نتایج آمار استنباطی آزمون تحلیل واریانس نشان داد انگیزۀ رقابت در ورزشکاران ماهر و مبتدی رشته‌های انفرادی به‌صورت معناداری بیشتر از رشته‌های تیمی و در ورزشکاران ماهر بیشتر از ورزشکاران مبتدی بود (P<0/05).

ارتباط بین راهبردهای مقابله‌ای و تسلط فراانگیزشی در ورزشکاران نخبه: رویکرد نظریۀ بازگشتی

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 25-42

https://doi.org/10.22059/jmlm.2021.212947.1132

پیمان هنرمند، محمد خبیری، رسول حمایت طلب، حسن غرایاق زندی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین راهبردهای مقابله‌ای با تسلط فراانگیزشی در ورزشکاران نخبۀ دانشگاهی براساس نظریۀ بازگشتی بود. تعداد 124 ورزشکار که در تیم‌های ورزشی دانشگاه عضویت داشتند، به‌صورت در دسترس در این پژوهش شرکت کردند. در این پژوهش از مقیاس تسلط هدف‌محوری برای اندازه‌گیری و تعیین تسلط فراانگیزشی و از نسخۀ فارسی پرسشنامۀ راهبردهای مقابله‌ای برای اندازه‌گیری راهبردهای مقابله‌ای ورزشکاران استفاده شد. با توجه به نتایج آزمون K-S مبنی بر نرمال نبودن داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون یومان ویتنی تحلیل شد. نتایج آزمون همبستگی نشان داد راهبردهای مقابله‌ای مبتنی بر عمل با میزان تسلط هدف‌محوری رابطۀ منفی و معنادار و با راهبردهای مبتنی بر هیجان با میزان تسلط هدف محوری رابطۀ مثبت و معنادار دارد. همچنین نتایج آزمون یومان ویتنی نشان داد افراد با تسلط فراانگیزشی هدف‌محور بیشتر از راهبردهای مبتنی بر هیجان و افراد با تسلط فراانگیزشی فعالیت‌محور بیشتر از راهبردهای مبتنی بر عمل استفاده می‌کنند. در نتیجه شناخت تسلط فراانگیزشی ورزشکاران برای کاربرد راهبردهای مقابله‌ای متناسب توسط مربیان پیشنهاد می‌شود.

تأثیر تمرینات دریافت دودستی هندبال بر عملکرد حرکتی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی همی‌پلژی

دوره 17، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 25-38

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.383488.1799

شعله فرهمند، الهه عرب عامری، شهزاد طهماسبی بروجنی، سید محمد مهدی میرباقری، مرتضی حیدری

چکیده مقدمه: پژوهش‌هایی که به بررسی عملکرد اندام فوقانی کودکان فلج مغزی همی‌پلژی پرداخته‌اند، بیشتر از تکالیف تک‌دستی شامل تکنیک محدود کردن دست سالم استفاده کرده‌اند، اما این روش به مشکلات هیجانی در کودک منجر می‌شد. هدف این پژوهش بررسی عملکرد دست پس از تمرین دریافت دودستی هندبال در کودکان مبتلا به فلج مغزی همی‌پلژی بود.
روش پژوهش: شرکت‌کنندگان پنج کودک مراجعه‌کننده به کلینیک فخر صادق با میانگین سنی 2/28±10/2 سال بودند که به‌صورت در دسترس انتخاب شدند. والدین کودکان برگۀ رضایت‌نامه را تکمیل کردند. هر شرکت‌کننده در مجموع یک بار پیش و یک بار پس از تمرین با استفاده از آزمون پوردو پگ بورد آزمایش شد و عملکرد تک‌دستی، دودستی همزمان و متوالی بررسی شد. شرکت‌کنندگان در مجموع شش هفته، هر هفته دو جلسۀ 30 دقیقه‌ای تمرینات دودستی را انجام دادند.
یافته‌ها: تمرینات عملکرد دست کمتر آسیب‌دیده (P=0/03) و هماهنگی دودستی متوالی (0/00=P) به‌طور معناداری افزایش یافت، اما هماهنگی دودستی همزمان پیشرفت معناداری نداشت (0/08=P). همچنین پیشرفت معناداری در دست بیشتر آسیب‌دیده مشاهده نشد (0/06=P).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد استفاده از تمرینات دریافت دودستی توپ می­­تواند در بهبود هماهنگی دودستی متوالی و عملکرد دست کمتر آسیب‌دیده کودکان فلج مغزی همی‌پلژی مؤثر باشد و به‌عنوان روشی مداخله‌ای در توانبخشی حرکتی این کودکان استفاده شود.

چرا کودکان و نوجوانان در فعالیت بدنی و ورزشی شرکت می‌کنند؟ بررسی دیدگاه ورزشکاران جوان، والدین و مربیان

دوره 12، شماره 1، بهار 1399، صفحه 31-47

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.244318.1311

قاسم بابایی زارچ، حمید صالحی، رضا همتی

چکیده هدف این مطالعه بررسی نگرش کودکان و نوجوانان، والدین و مربیان در خصوص ورزش و فعالیت بدنی بود. این مطالعه به روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام گرفت. به این منظور داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با 12 ورزشکار کودک و نوجوان، هشت والد و پنج مربی در شهر اصفهان جمع‌آوری شد. همۀ مصاحبه‌ها ضبط و سپس به‌صورت متن پیاده‌سازی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌های پژوهش در دو طبقۀ انگیزش درونی و بیرونی قرار داده شدند. عوامل انگیزشی درونی شامل انگیزه‌های روانی و انگیزۀ نیاز به پیشرفت و عوامل انگیزشی بیرونی شامل انگیزه‌های فراغتی، بهزیستی و سلامتی، دریافت حمایت از سوی خانواده، مربی و محیط، انگیزه‌های بیرونی، انگیزه‌های اجتماعی، اثر رسانه و الگو، بهبود مهارت‌های زندگی، مشغول بودن و منحرف نشدن بود. با توجه به نتایج می‌توان گفت ورزشکاران نوجوان با اهداف مختلفی به ورزش روی می‌آورند که مهم‌ترین آنها انگیزه‌های روانی است. برای ترغیب بیشتر کودکان و نوجوانان به سمت ورزش به والدین و مربیان توصیه می‌شود این انگیزه‌ها را تقویت کنند.

تأثیر تمرینات تناوبی و مکمل کوئرستین بر عوامل اثرگذار شناختی BDNF و CREB در هیپوکامپ مغز موش‌های مبتلابه سرطان کولون

دوره 14، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 34-53

https://doi.org/10.22059/jmlm.2022.335786.1635

تهمینه کربلائی صادقی، مرتضی طاهری، خدیجه ایراندوست

چکیده مقدمه: سرطان روده بزرگ یا سرطان کولون به رشد توده‌های سرطانی در روده بزرگ گفته می‌شود. بر اساس شواهد تحقیقی، استفاده از آنتی‌اکسیدان‌ها و تجویز فعالیت‌های منظم ورزشی یکی از بهترین راهکارها برای پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری‌ها است. هدف از این پژوهش تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی و مصرف کوئرستین بر فاکتور نورون زایی مشتق‌شده از مغز (BDNF) و پروتئین متصل شونده به عناصر پاسخ‌دهنده به آدنوزین مونوفسفات حلقه‌ای (CREB) در هیپوکامپ مغز موش‌های مبتلابه سرطان کولون بوده اثر زیادی بر کارکردهای شناختی دارد.
روش‌ها: آزمودنی‌های این پژوهش شامل 50 سر رت صحرایی نر ویستار (وزن: 30±250 گرم، سن: 12 هفته) بود که بر اساس وزن، همگن‌شده و به روش تصادفی در 5 گروه (هر گروه 10 سر) کنترل سالم، گروه کنترل سرطانی، گروه سرطانی + مکمل کوئرستین گروه سرطانی+ تمرین تناوبی، گروه سرطانی + مکمل کوئرستین + تمرین تناوبی موردبررسی و ارزیابی قرار گرفتند. اندازه‌گیری‌های BDNFو CREB در هیپوکامپ مغز موش‌های صحرایی طبق استاندارد و روش الایزا انجام شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که هشت هفته تمرین تناوبی در هیپوکامپ مغز موش‌های مبتلابه سرطان کولون بر میانگین نمرهBDNF (p=0/047) وCREB (p=0/032) تأثیر معنا‌داری داشت. هشت هفته مصرف مکمل کوئرستین در هیپوکامپ مغز موش‌های مبتلابه سرطان کولون بر میانگین نمره BDNF (p=0/792) و میانگین نمره CREB(p=0/363) تأثیر معناداری نداشت.
نتیجه گیری: به‌طورکلی یافته‌های پژوهش نشان داد که تمرینات تناوبی و مصرف مکمل کوئرستین سبب بهبود BDNFو CREB در هیپوکامپ مغز موش‌های مبتلابه سرطان کولون می‌شود.

تأثیر تمرینات چشم ساکن بر رفتارهای خیرگی و پیش‌بینی ضربۀ پنالتی فوتبال در دروازه‌بان‌های خبره

دوره 11، شماره 1، بهار 1398، صفحه 35-51

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.246558.1319

علی پشابادی، علیرضا فارسی، عباس بهرام، افخم دانشفر

چکیده پیش‌بینی موفقیت‌آمیز از کلیدی‌ترین عوامل موفقیت در مهار ضربۀ پنالتی در فوتبال برای دروازه‌بانان است و معرفی مداخله‌های بهینه برای بهبود این توانایی می‌تواند در ارتقای سطح عملکرد مفید باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرینات مبتنی بر چشم آرام بر پیش‌بینی ضربۀ پنالتی توسط دروازه‌بان‌های خبره و رفتارهای خیرگی آنها در حین پیش‌بینی بود. شرکت‌کنندگان پژوهش حاضر، 20 دروازه‌بان خبرۀ شاغل در مسابقات لیگ برتر تهران بودند که به‌صورت تصادفی در دو گروه تمرین و مداخله‌نما قرار گرفتند و آزمون‌ها و مداخله‌های تمرینی را پشت سر گذاشتند. از دستگاه ردیاب چشم پاپیل برای ثبت داده‌های خیرگی و از تکنیک انسداد زمانی برای سنجش پیش‌بینی استفاده شد. فیلمِ 30 ضربۀ پنالتی توسط بازیکنان خبرۀ فوتبال در شرایط واقعی فیلم‌برداری شده و در لحظۀ تماس پا با توپ تصویر مسدود شد که دروازه‌بان‌ها با نگاه به فیلم‌ها باید پیش‌بینی خود از مسیر ضربه را اعلام می‌کردند. نتایج آزمون تحلیل واریانس مرکب 2×4 نشان داد که با وجود یکسان بودن گروه تمرین و مداخله‌نما در پیش‌آزمون (05/0P>)، گروه تمرین در سایر مراحل برتری داشت و این برتری را در شرایط فشار نیز حفظ کرد (05/0P<). تمرینات موجب بهبود میزان موفقیت در پیش‌بینی و تغییر در رفتار خیرگی متناسب با پیش‌بینی موفقیت‌آمیز شد و تغییرات به‌وجودآمده در فاصلۀ 72 ساعت یادداری و آزمون انتقال تحت فشار نیز پایدار بود. از مداخلات تمرینی مبتنی‌بر چشم ساکن، می‌توان به‌عنوان یک بستۀ تمرینی در کنار برنامه‌های تمرین جسمانی و مهارت‌های دروازه‌بان‌های فوتبال استفاده کرد و به این ترتیب به بهبود قابلیت‌های ادراکی و استفادۀ بهینه از نشانه‌های بینایی به آنها کمک کرد

تعیین روایی و پایایی پرسشنامة ارزیابی شکست در عملکرد

دوره 5، 2 (12)، تابستان 1392، صفحه 37-48

https://doi.org/10.22059/jmlm.2013.32146

بهروز عبدلی، نصور احمدی، الهام عظیم زاده، جواد افشاری

چکیده رسیدن به موفقیت برای همة ورزشکاران خوشایند و لذت بخش است، اما برخی افراد با قرار گرفتن در موقعیت های جدید، دچار اضطراب می شوند و ترس از آنچه در آینده به سراغشان می آید، مانند سدی در مقابل پیشرفت هایشان خواهد بود. ترس از شکست، موقعیتی است که استرس به همراه دارد و سازگاری با استرس، مهم ترین جزء در انتخاب مؤثر است. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی روایی و پایایی پرسشنامة ارزیابی شکست در عملکرد بود. به این منظور 203 دانشجوی ورزشکار (93 زن و 110 مرد) با میانگین سنی 19 تا 23 سال و سابقة فعالیت ورزشی 4/4 ±70/7، پرسشنامة ارزیابی شکست در عملکرد را تکمیل کردند. از تحلیل عاملی تاییدی برای آزمون روایی سازة پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ برای آزمون همسانی درونی سؤالات هر عامل و ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی همبستگی بین عوامل استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی، پنج عامل ترس از کاهش عزت نفس خود (4 سؤال)، ترس از داشتن آینده ای نامعلوم (4 سؤال)، ترس از ناراحت شدن افراد مهم (5 سؤال)، ترس از تجربة شرم و خجالت (7 سؤال) و ترس از دست دادن علاقة افراد مهم (5 سؤال) را در پرسشنامة ارزیابی شکست در عملکرد تایید کرد. تحلیل همبستگی ها نشان داد که تمام این عوامل همبستگی قابل قبولی با ترس از شکست دارند. نتایج آزمون الفای کرونباخ نشان دهندة همسانی درونی قابل قبول سؤالات هر خرده مقیاس بود. 

اثر تداخل زمینه ای و نوع ارائة بازخورد (خودکنترلی و جفت شده) بر مراحل مختلف یادگیری مؤلفة پارامتر در کودکان

دوره 6، شماره 1، بهار 1393، صفحه 37-56

https://doi.org/10.22059/jmlm.2014.50189

ایوب صباغی، ناصر بهپور، علی حیرانی

چکیده هدف از این تحقیق بررسی نوع بازخورد و نوع تمرین بر یادگیری مؤلفة پارامتر (آماره) بود. به همین منظور هشت گروه 12 نفری
تشکیل شد (گروه تمرینی ثابت با بازخورد خودکنترلی، گروه تمرینی ثابت با بازخورد جفت شده (گروه جفتشده)، گروه تمرینی
مسدود با بازخورد خودکنترلی، گروه تمرینی مسدود با بازخورد جف تشده، گروه تمرینی تصادفی با بازخورد خودکنترلی، گروه
تمرینی تصادفی با بازخورد جفتشده، گروه تمرینی سریالی یا مسدود – تصادفی با بازخورد خودکنترلی و گروه تمرینی سریالی با
بازخورد جفتشده). ابزار مورد استفاده شامل پرتاب به سمت یک دایرة رسم شده روی زمین بود که با چشمان بسته و از فاصلة 3
متری انجام میگرفت و امتیاز 10 تا 100 را شامل میشد. به پرتابهایی که در دامنة مورد نظر قرار نمیگرفت، امتیاز صفر تعلق
میگرفت. نتایج با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس عاملی مرکب و تحلیل واریانس یکراهه، تجزیهوتحلیل شدند و سطح
،(P< 0/ 0 در نظر گرفته شد. در آزمون یادداری، برتری بازخورد خودکنترلی بر بازخورد جفتشده مشاهده شد ( 05 / معناداری 05
یعنی تفاوتی بین تمرین در شرایط تداخل زمینهای و تمرین به شیوة ثابت وجود ،(P> 0/ ولی اثر نوع تمرین مشاهده نشد ( 05
ندارد. نتایج مشاهدهشده در آزمون انتقال عکس نتایج مشاهده در آزمون یادداری بود، یعنی اثر نوع بازخورد مشاهده نشد
و نشان داد که کودکان به آخرین مرحلة خودتنظیمی یعنی تعمیم پذیری نرسیده اند، اما اثر نوع تمرین مشاهده شد (P> 0/05)
و برتری با گروههای تمرینی در شرایط تداخل زمینه ای بود. همچنین میان گروههای تمرینی در شرایط تداخل (P< 0/05)
زمینه ای یعنی گروههای تمرینی مسدود، سریالی و تصادفی در تمام مراحل یادگیری تفاوت معنادار آماری مشاهده نشد. در کل
نتایج این تحقیق، اثر سودمند بازخورد خودکنترلی در مرحلة یادداری و تمرین در شرایط تداخل زمینه ای در مرحلة انتقال در
میان کودکان را نشان داد و باتوجه به نبود تفاوت در میان گروههای تمرینی در شرایط تداخل زمینه ای، نتایج تأییدی بر فرضیة
دوم مگیل و هال ( 1990 ) بود، چراکه اثر تداخل زمینه ای در برنامة حرکتی یکسان مشاهده نشد.

تاثیر خودگفتاری و بازخورد بر اکتساب و یادداری مهارت پاس سینه بسکتبال

دوره 10، شماره 1، بهار 1397، صفحه 37-59

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.103986.823

مینا امامی آرندی، علی اکبر جابری مقدم، احمد فرخی

چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسۀ تأثیر خودگفتاری، بازخورد و تعامل آن دو بر اکتساب و یادداری مهارت پاس سینۀ بسکتبال بود. 120 دانش‌آموز دختر نوجوان انتخاب شدند و به شکل جایگزینی تصادفی در چهار گروه بازخورد، خودگفتاری، خودگفتاری توأم با بازخورد و کنترل جای گرفتند. روش تحقیق از نوع نیمه‌تجربی و طرح پژوهشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. نوع خودگفتاری به‌کاررفته آموزشی و بازخورد از نوع آگاهی از اجرا بود. هر گروه پس از پیش‌آزمون، طی چهار جلسۀ تمرینی مرحلۀ اکتساب را گذراندند، تحت پس‌آزمون و 72 ساعت بعد تحت آزمون یادداری قرار گرفتند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس یکراهه و آزمون توکی استفاده شد. نتایج نشان داد آزمودنی‌هایی که از خودگفتاری استفاده کرده بودند، نمره‌های اکتساب و یادداری بالاتری نسبت به گروه‌های دیگر داشتند (05/0 P<). براساس نتایج این تحقیق خودگفتاری در اکتساب مهارت پاس سینه مؤثرتر از بازخورد است و استفاده از بازخورد در کنار خودگفتاری می‌تواند به پیشرفت بهتر یا سریع‌تر در مراحل ابتدایی یادگیری منجر شود.

اثر خودگویی آموزشی و انگیزشی بر عملکرد پرتاب دارت با دشواری‌های متفاوت

دوره 14، شماره 1، بهار 1401، صفحه 37-51

https://doi.org/10.22059/jmlm.2021.324338.1580

پویا بیابانی، امیر دانا

چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر خودگویی آموزشی و انگیزشی بر عملکرد پرتاب دارت با دشواری‌های متفاوت بود. تعداد 60 نفر از افراد مبتدی و راست دست با دامنه سنی 22 تا 28 سال به صورت دردسترس از دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه خودگویی آموزشی، انگیزشی و کنترل تقسیم شدند. گروه‌های مورد مطالعه براساس دستورالعمل خود ۵ دسته ۱۲ کوششی را انجام دادند. تمام پرتاب‌ها در در سطح دشواری کم در فاصله 1/80 متری، در سطح دشواری متوسط از فاصله 2/37 متری و در سطح دشواری زیاد در فاصله 2/87 از تخته دارت انجام شدند. شاخص اندازه‌گیری عملکرد براساس میزان خطای شعاعی (فاصله محل برخورد دارت از مرکز) مورد ارزیابی قرار گرفت. از روش آماری تحلیل واریانس ترکیبی 2 عاملی با اندازه‌گیری مکرر در عامل سطح دشواری برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شد. نتایج نشان داد خودگویی آموزشی و انگیزشی منجر به بهبود معنی‌دار عملکرد پرتاب دارت شد. همچنین، اثر دشواری معنی‌دار بود، و در نهایت، اثر تعاملی خودگویی و دشواری بر عملکرد پرتاب دارت معنی‌دار بود. درنهایت، به نظر می‌رسد در تکالیف ساده، به دلیل ماهیت مهارت، خودگویی آموزشی با تکیه بر نشانه های مرتبط به خوبی منجر به بهبود مهارت شده است، اما در سطح دشواری متوسط به نظر می‌رسد، نقش خودگویی انگیزشی پررنگ‌تر می‌شود زیرا شرایط نیازمند تلاش بیشتری برای موفقیت است، و این موضوع با رابطه بین دشواری تکلیف و عملکرد همخوانی دارد.

بررسی تأثیر موسیقی بر اجرای فاکتورهای آمادگی جسمانی پسران نوجوان

دوره 5، شماره 1، بهار 1392، صفحه 39-53

https://doi.org/10.22059/jmlm.2013.35003

فرناز ترابی، کیا رنجبر، زهرا سوری

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر عامل مداخله­گر بیرونی (انواع موسیقی) بر شاخص­های آمادگی جسمانی در پسران نوجوان است. به این منظور 30 پسر 9 تا 12 ساله با میانگین و انحراف استاندارد قد 40/2±8/133 سانتی­متر، وزن 97/2±6/35 کیلوگرم و شاخص تودة بدنی (BMI) 21/1±9/19 انتخاب شدند و با استفاده از روش تعادل مخالف در سه مرحلة اجرا در شرایط موسیقی ریتم تند، کند و کنترل (بدون موسیقی) به اجرای آزمون­ها پرداختند. از آزمون­های استقامت عضلانی، آزمون­های هماهنگی، چابکی و توان انفجاری استفاده شد. همچنین از موسیقی با ضرباهنگ تند ( bpm140- 135) و ضرباهنگ کند
( bpm120-115) استفاده شد. براساس تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی بانفرنی تغییرات نتایج آزمون­های استقامت عضلانی شامل شنای سوئدی، دراز و نشست و پرس سینه در هر سه مرحله معنی­دار است (05/0P<). نتایج شنای سوئدی در مرحلة موسیقی تند و کند نسبت به مرحلة کنترل بهبود معنی­داری را نشان داد (74/237=26و1F). در مورد نتایج آزمون دراز و نشست (12/528=26و1F) و استقامت قدرتی (60/81=26و1F) در هر دو گروه مداخله نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی­داری مشاهده شد (05/0P<). تغییرات نتایج آزمون هماهنگی در مراحل آزمون معنی­دار است (01/0=P). آزمودنی­ها در مرحلة کنترل و شرایط بدون موسیقی نسبت به دو مرحلة تجربی عملکرد بهتری را نشان دادند (05/0P<). در آزمون چابکی تفاوت معنی­داری بین سه مرحلة موسیقی کند، تند و کنترل مشاهده نشد (05/0P>). آزمون توان انفجاری در مرحلة موسیقی تند نسبت به مرحلة کنترل و موسیقی کند تغییرات معنی­داری را نشان داد (38/553=26و1F و 05/0P<). در نهایت گوش دادن به موسیقی هنگام اجراهای استقامتی و قدرتی موجب افزایش کارایی اجرا می­شود. احتمالاً موسیقی ریتم تند نیز در جلوگیری از بروز خستگی مرکزی مؤثر است. از سوی دیگر با توجه به نتایج تحقیق حاضر، موسیقی از هر نوع بر اجرای آزمون هماهنگی اثر منفی می­گذارد و بر چابکی تأثیری ندارد.

تأثیر تمرینات مبتنی بر چارچوب نقطۀ چالش بر کنترل قامت افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

دوره 9، شماره 1، بهار 1396، صفحه 39-57

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.61946

مسعود ظهیری، شهزاد طهماسبی بروجنی، مهدی آقاپور، نسترن مجدی نسب

چکیده   چارچوب نقطۀ چالش دیدگاهی نظری برای فهم تأثیرات متغیرهای تمرینی در یادگیری حرکتی است. با توجه به این چارچوب، متغیرهای تداخل ضمنی و بازخورد آگاهی از نتیجه رابطۀ تنگاتنگی با سطح مهارت و دشواری تکلیف مورد یادگیری دارند. ازاین‌رو هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرینات مبتنی بر چارچوب نقطۀ چالش بر کنترل قامت افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. به این منظور کنترل قامت 22 فرد 20 تا 65 سالۀ مبتلا به ام‌اس از میان بیماران انجمن ام‌اس شهر اهواز که به‌صورت تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی انتخاب ‌شده بودند، با استفاده از دستگاه فورس پلیت اندازه­گیری شد. آزمودنی­های گروه تجربی به مدت 12 جلسه، هر هفته سه جلسۀ 45 دقیقه‌ای به انجام تمرینات پرداختند و گروه کنترل تحت مداخله قرار نگرفتند. داده‌ها با روش تحلیل واریانس مرکب و تحلیل واریانس با اندازه­گیری تکراری تحلیل شد (05/0≥P). نتایج نشان داد کنترل قامت گروه تجربی نسبت به گروه کنترل در نتیجۀ پروتکل تمرینی چهارهفته‌ای بهبود معنا‌داری یافت. همچنین کنترل قامت گروه تجربی در پس‌آزمون نسبت به‌ پیش‌آزمون پیشرفت معنا‌داری داشت؛ بنابراین تحقیق حاضر از چارچوب نقطۀ چالش حمایت کرد و مربیان و کاردرمانان می‌توانند برای انجام مداخلات بالینی مؤثر برای بهبود تعادل و نوسانات قامتی در بیماران ام‌اس پروتکل تمرینی مربوط را به‌کار برند.

بررسی معیارهای عملکرد حرکتی به منظور ارزیابی عصب شناختی آسیب ورزشی ضربه به سر

دوره 5، 3 (13)، پاییز 1392، صفحه 41-59

https://doi.org/10.22059/jmlm.2013.32134

سمانه ایمانی پور، پروانه شفیع نیا، سید اسماعیل هاشمی شیخ شبانی، احمد قطبی ورزنه

چکیده سیستم کنترل وضعیت، سیستم پیچیدة حرکتی است که براساس تعامل بین فرایندهای پویا و مختلف شکل گرفته است و بسیاری از تکنیک­های آزمایشگاهی با استفاده از دامنة وسیعی از علائم و نشانه­های عصب­شناختی به تشخیص اختلالات عملکردی می­پردازند. تحقیق حاضر به­منظور ارزیابی پایایی معیارهای متداول تعادل کلینیکی و تعیین اثر سن، قد، وزن و شاخص تودة بدن در اجرای آزمون­های تعادل کلینیکی انجام گرفت. به­این منظور 133 شرکت­کننده در دامنة سنی 59 -18 سال که در هفته حداقل سه جلسه فعالیت ورزشی داشتند، در این تحقیق شرکت کردند. آزمون­های تعادل کلینیکی مورد استفاده شامل رساندن انگشت اشاره به بینی، ایستادن روی یک پا، ایستادن پاشنه – پنجه و آزمون بلند شدن از روی صندلی و راه رفتن بود. یافته­ها نشان داد که اولین اجرا در هر سه کوشش آهسته­تر انجام پذیرفت. ارتباط بین برخی فاکتورها و آزمون­های تعادلی نیز مشخص شد. نتایج آشکار کرد که آزمون­های عملکرد تعادلی رساندن انگشت اشاره به بینی و بلند شدن از روی صندلی و راه رفتن و به ویژه آزمون دوم، باثبات­ترین آزمون در ارزیابی آسیب ورزشی ضربه به سر هستند.

تفاوت های مرتبط با سن و کانون توجه در کنترل پاسچر

دوره 5، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 41-56

https://doi.org/10.22059/jmlm.2013.35698

جواد پرهیزکار کهنه اوغاز، مهدی ضرغامی، احمد قطبی ورزنه، امیرحسین قربانی

چکیده کنترل پاسچر نقش مهمی در فعالیت­های روزانه و استقلال حرکتی افراد دارد. در سال­های اخیر توجه زیادی به جنبه­های هوشیارانة کنترل پاسچر مثل توجه و فرایندهای شناختی برای عملکرد بهینه تعادلی شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تفاوت­های مرتبط با سن در شرایط توجه درونی و بیرونی در کنترل پاسچر است. به این منظور جابه­جایی قدامی – خلفی، میانی – جانبی و سرعت حرکت مرکز فشار پاهای (COP) 22 مرد سالمند (میانگین = 95/59 و انحراف معیار = 12/2) و 22 مرد جوان (میانگین = 16/24 و انحراف معیار = 76/2)، که از میان دانشجویان و کارکنان دانشگاه شهید چمران به­صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شده بودند. طی سه کوشش 30 ثانیه­ای در شرایط توجه درونی و سه کوشش 30 ثانیه­ای در شرایط توجه بیرونی با استفاده از دستگاه فورس پلت فوم اندازه­گیری شد. بعد از بررسی نرمال بودن داده­ها به روش کلوموگروف اسمیرنوف و برابری واریانس­ها با استفاده از آزمون لون، داده­ها به روش تحلیل واریانس چندمتغیری، تحلیل واریانس یکطرفه در متن مانوا تحلیل شد. نتایج به­دست­آمده نشان داد هر دو گروه جوانان و سالمندان در شرایط توجه بیرونی ثبات پاسچر بیشتری نسبت به شرایط توجه درونی دارند. این نتایج از فرضیه­های عمل محدودشده و پردازش هشیار حمایت می­کند، همچنین در هر دو شرایط توجه بیرونی و توجه درونی، جوانان ثبات پاسچر بیشتری نسبت به سالمندان داشتند. به­نظر می­رسد عملکرد ضعیف­تر سالمندان نسبت به جوانان در هر دو شرایط توجه بیرونی و درونی ناشی از آثار افزایش سن بر سیستم­های حسی – حرکتی باشد.

تأثیر تداخل زمینه‌ای و اختصاصی بودن تمرین بر یادگیری یک مهارت پرتابی: مطالعۀ پردازش کم‌تلاش

دوره 7، شماره 1، بهار 1394، صفحه 41-55

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.54504

فریبا حسن بارانی، بهروز عبدلی، شقایق مدبری

چکیده اخیراً تحقیقات در زمینۀ یادگیری حرکتی نشان داده‌اند که یادگیری با پردازش کم‌تلاش به حفظ یادگیری تحت فشار روان‌شناختی منجر می‌شود. همچنین از نظریه‌های تداخل زمینه‌ای و اختصاصی بودن تمرین که به بررسی شرایط تمرینی مطلوب می‌پردازند، سخن به میان آورده‌اند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تلاش شناختی و در نتیجه پردازش کم‌تلاش براساس نظریۀ تداخل زمینه‌ای و نظریۀ اختصاصی بودن تمرین انجام گرفت. 30 شرکت‌کننده به‌طور تصادفی در سه گروه تمرینی اختصاصی، تصادفی و زنجیره‌ای قرار گرفتند. پس از اجرای پیش‌آزمون، گروه‌ها سه روز به تمرین یک تکلیف پرتابی پرداختند. پس از دو آزمون انتقال، از آزمودنی‌ها خواسته شد تا پروتکل کلامی را با حداکثر جزئیات بنویسند. نتایج تحلیل واریانس مرکب (3´3) (گروه ´ روز)، اثر پیشرفت عملکرد را در روزهای تمرینی، و آزمون‌های تحلیل واریانس یکطرفه تفاوت معنادار بین گروه اختصاصی و تصادفی در آزمون انتقال 1 و 2 را نشان دادند (017/0> P). به‌طور کلی نتیجه گرفته شد که دو گروه اختصاصی و تصادفی پردازش کم‌تلاش و پنهان را دنبال کرده‌اند، بنابراین می‌توان این دو روش تمرینی را به مربیان و درمانگران برای آموزش مهارت‌های حرکتی توصیه کرد.

تأثیر سطوح متفاوت بینایی و مقدار تمرین بر دقت پرتاب دارت

دوره 8، شماره 1، بهار 1395، صفحه 41-58

https://doi.org/10.22059/jmlm.2016.58500

بهروز عبدلی، نصور احمدی، اعظم قزی

چکیده براساس فرضیۀ اختصاصی ‌تمرین، در دسترس ‌بودن بینایی در طول تمرین، به تخریب عملکرد در آزمون انتقال بدون ‌بینایی منجر می‌شود. یک فرضیه این است که بینایی‌کامل به‌عنوان منبع اطلاعاتی غالب مانع پردازش منابع‌ حسی دیگر می‌شود، در این‌ صورت احتمالاً تضعیف بینایی موجب کاهش تسلط بینایی بر دیگر منابع ‌حسی می‌شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر سطوح متفاوت بینایی و مقدار تمرین بر دقت پرتاب دارت اجرا شد. به ‌این منظور 30 نفر از دانشجویان دختر راست‌دست دانشگاه شهید ‌‌بهشتی‌ با میانگین سنی 47/1±80/22سال، داوطلبانه انتخاب و به‌طور تصادفی به سه گروه ‌بینایی‌کامل، بدون‌ بینایی و بینایی ‌تضعیف‌شده تقسیم شدند. مراحل اکتساب شامل دو مرحلۀ تمرین ‌کم (45 کوشش) و  تمرین زیاد (300 کوشش) بود. نتایج تحلیل‌ واریانس ‌دو‌عاملی‌ مرکب (3×2) نشان داد که حذف بینایی اثر تخریبی در اوایل تمرین نداشت، اما پس از تمرین زیاد، با حذف بینایی اثر تخریبی در اجرای گروه بینایی‌کامل، مشاهده شد (001/0=P). همچنین عملکرد گروه بینایی ‌تضعیف‌شده تحت تأثیر حذف بینایی قرار نگرفت که می‌توان نتیجه گرفت که بینایی ‌تضعیف‌شده احتمالاً مانع پردازش دیگر منابع اطلاعات‌حسی نمی‌شود. یافته‌های این تحقیق از فرضیۀ اختصاصی‌تمرین پس از 300 کوشش تمرینی با حذف بینایی حمایت کرد. اما از این فرضیه با اضافه کردن بینایی حمایت نشد و غالب بودن اطلاعات حس ‌عمقی مشاهده نشد. احتمالاً وابستگی به منبع اطلاعات‌آور برتر (در اینجا بینایی) زودتر اتفاق می‌افتد، درحالی‌که وابستگی به منبع اطلاعاتی ثانویه (حس‌عمقی) زمان‌بر است و بعد از تعداد کوشش‌های تمرینی بیشتری رخ می‌دهد.

تاثیر تمرین تناوبی سرعتی بر مقادیر عامل رشد عصبی هیپوکمپ و عملکرد شناختی رت‌های نر ویستار

دوره 14، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 41-54

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2022.344288.1657

الهام عزیزی، اسماعیل نصیری، مریم خالصی

چکیده مقدمه: فعالیت ورزشی می تواند عملکرد مغز را تقویت و از آن محافظت می کند. با وجود این یکی از علل اصلی عدم انجام فعالیت ورزشی  به مقدار توصیه شده، کمبود زمان است. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر تمرین تناوبی سرعتی برمقادیر عامل رشد عصبی و یادگیری و حافظۀ فضایی موشهای صحرایی بالغ بود.
روش پژوهش: برای انجام کار 16 سر رت نر بالغ به دو گروه مساوی تقسیم شدند (کنترل و تمرین تناوبی 9 تکرار 10 - سرعتی). پروتکل تمرین تناوبی سرعتی شامل 8 هفته دویدن روی تردمیل بود (سه جلسه در هفته، 4 ثانیه ای با 1 دقیقه استراحت بین تکرارها). در انتهای هفتۀ هشتم، عملکرد شناختی رتها با استفاده از آزمون شاتل بررسی شد. در پایان، رتها بیهوش و هیپوکمپ برداشته شده و مقادیر عامل رشد عصبی سنجیده شد. 
یافته ها: یافته ها نشان داد سطوح عامل رشد عصبی هیپوکامپ در گروه تمرین تناوبی سرعتی نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بالاتر بود ( 0/001=p).همچنین در گروه تمرین ورزشی عملکرد رتها در آزمون ماز Yو شاتل باکس بهتر از گروه کنترل بود، اما میزان تفاوت از نظر آماری معنادار نبود(0/05<p).
نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر، به نظر می رسد تمرینات تناوبی سرعتی (با تکرارهای 10 ثانیه ای) می تواند موجب افزایش سطح عامل رشد عصبی هیپوکمپ شود، اگرچه برای بهبود دانش ما در مورد تأثیر آن برعملکرد شناختی به تحقیقات بیشتری نیاز است.

مقایسۀ رشد اجتماعی در دانشجویان ورزشکار (رشته‌های تیمی و انفرادی) و غیرورزشکار دانشگاه فرهنگیان

دوره 14، شماره 4، 1401، صفحه 41-54

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.353413.1698

مرتضی پورآذر، مرتضی همایون نیا فیروزجاه

چکیده مقدمه: ورزش بخش مهمی از زندگی دانشجویان محسوب می‌شود. تأثیر جنسیت و نوع ورزش دانشجویان بر رشد اجتماعی آنها می‌تواند متفاوت باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسۀ رشد اجتماعی در دانشجویان ورزشکار (رشته‌های تیمی و انفرادی) و غیرورزشکار دانشگاه فرهنگیان بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پیمایشی مقطعی بود. جامعۀ آماری شامل 2000 دانشجوی پسر و دختر در حال تحصیل در دانشگاه فرهنگیان استان مازندران بودند. 300 نفر از دانشجو معلمان با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامۀ رشد اجتماعی وایتزمن (1990) بود. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج آزمون تحلیل واریانس دوطرفه، اثر اصلی جنسیت و اثر اصلی گروه معنادار است. با وجود این، اثر تعاملی گروه و جنسیت معنادار نشد. میزان رشد اجتماعی دانشجویان دختر در مقایسه با دانشجویان پسر بالاتر بود. بر اساس نتایج آزمون تعقیبی توکی، گروه ورزشکاران نسبت به غیرورزشکاران به‌طور معناداری بهتر بودند. با وجود این، هرچند ورزشکاران رشته‌های انفرادی نسبت به ورزشکاران تیمی از میانگین رشد اجتماعی بیشتری برخوردار بودند، اما اختلاف آنها معنادار نبود.
نتیجه‌گیری: با توجه به رشد اجتماعی بالاتر ورزشکاران نسبت به غیرورزشکاران و همچنین نمرات رشد اجتماعی تقریباً یکسان در هر دو گروه ورزشکاران (رشته‌های تیمی و انفرادی)، پیشنهاد می‌شود مربیان از طریق تأکید بر اهمیت یکسان هر یک از ورزشکاران سبب ایجاد جو حمایتی شوند و زمینه‌ساز رشد اجتماعی در بین تمامی افراد را فراهم آورند.