تاثیر بازیهای تعدیلشده و تفکر واگرا بر خودکارآمدی و لذت در بازیکنان پسر فوتبال
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 شهریور 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.396715.1843
زهرا زارعی، حسن محمدزاده
چکیده مقدمه: این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر دو روش تمرینی "بازیهای تعدیلشده" (SSGs) و تمرین مبتنی بر "تفکر واگرا" (DT) بر خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی در بازیکنان پسر فوتبال انجام شد.
روش پژوهش: روش تحقیق نیمهتجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون شامل دو گروه تجربی و یک گروه کنترل بود. این مطالعه طی هشت هفته، شامل جلسات پیشآزمون و پسآزمون و تمرین درطی تمرینات مدرسه فوتبال انجام شد. پیشآزمون شامل تکمیل پرسشنامه خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی، یک هفته قبل از شروع مداخله انجام شد. بازیکنان با توجه نتایج پیشآزمون بهطور همگن در یکی از دو گروه آزمایشی (گروهDT و گروه SSG) و کنترل قرار گرفتند. مرحله مداخله شامل 18 جلسه آموزشی به مدت20 دقیقه بود. پسآزمون مطابق پیشآزمون انجام شد.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس مرکب تفاوت معناداری را بین پیشآزمون و پسآزمون دو گروه DT و SSG نشان داد به طوری که میتوان گفت گروه SSG در مقایسه با گروه DT و هر دو گروه نسبت به گروه کنترل به ترتیب با 77 درصد و 75 درصد از تغییرات، تأثیر بیشتری بر خودکارآمدی و لذت از فعالیتبدنی داشتند. در مورد گروه کنترل هیچگونه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: تمرینات SSG با ارائهی محیطهای تمرینی پویا و متغیر، باعث ایجاد لذت، انگیزه درونی، خودکارامدی، اعتمادبهنفس و درنهایت مشارکت بیشتر بازیکنان جوان در تمرینات میشوند
تاثیر بازخورد ویدیوئی خود کنترل همراه و بدون نشانه گذاری توجه بر یادگیری مهارت ضربه بغل پا در دختران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 شهریور 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.397041.1844
محبوبه عسگرانی، مهدی رافعی بروجنی، حمید صالحی
چکیده مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه و بدون نشانهگذاری توجه بر یادگیری مهارت ضربه بغل پای فوتبال در دختران بود.
روش پژوهش: 52 دانشآموز دختر میانگین سنی(6/0± 2/11 سال) بدون هیچ تجربه قبلی به صورت دردسترس انتخاب و پس از شرکت در پیشآزمون، به شیوه تصادفی در 4 گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه با نشانهگذاری توجه، بازخورد ویدیویی خودکنترل بدون نشانهگذاری توجه، گروه جفتشده با گروه اول و دوم، تقسیم شدند. مشارکتکنندهها 4 جلسه مهارت کنترل و ضربه بغل پا را تمرین کردند. در طول تمرین گروههای خودکنترلی هر زمان که میخواستند اجازه مشاهده فیلمهای خود را داشتند و گروههای جفتشده همزمان با درخواست آنها فیلم اجرای خود را مشاهده میکردند. گروههای همراه با نشانهگذاری توجه در کنار مشاهده فیلم خود از نشانهگذاری به سمت جنبههای مهم مهارت بهرهمند بودند. سپس مشارکتکنندهها در آزمون مهارت ضربه بغل پا در مرحله پسآزمون همراه با تکمیل پرسشنامهی ارزیابی تجربه دریافت بازخورد و پس از 48 ساعت آزمون یادداری و انتقال انجامشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس انجامگرفت.
یافتهها:بین گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه با نشانهگذاری توجه با گروه بازخورد ویدیویی (002/0 p =)، گروه جفتشده با آن (005/0 p =) و گروه جفتشده با گروه بازخورد ویدیویی (001/0 p =) همچنین، بین گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل با گروه جفتشده آن (009/0 p =) تفاوت معنیدار وجودداشت.
نتیجهگیری:اگر یادگیرندهها بهطور فعال در جریان یادگیری مشارکت داشته و حداقل بر روی برخی از جنبههای تمرین به آنها کنترل داده شود، یادگیری مهارت افزایش خواهدیافت.
تأثیر همزمان مداخلات یوگا و تحریک الکتریکی مستقیم ناحیه DLPFCبر مهارتهای حرکتی درشت کودکان ADHD
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.399416.1852
تارا طاهرپوری، حسن محمد زاده، راضیه خانمحمدی
چکیده هدف: . lطالعه حاضر با هدف تأثیر همزمان مداخلات یوگا و تحریک الکتریکی مستقیم ناحیه DLPFCبر مهارتهای حرکتی درشت کودکان ADHD انجام گرفت.
روششناسی: در این مطالعه نیمه تجربی که با طرح پیش آزمون-پسآزمون با دوره پیگیری یک ماهه انجام گرفت، از بین کودکان 7 تا 10 ساله مبتلا به ADHD، 24 کودک مبتلا به اختلال ADHD به روش هدفمند و براساس معیارهای ورود انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تمرین یوگا همزمان با تحریک واقعی DLPFC و تمرین یوگا همزمان با تحریک ساختگی DLPFC قرار گرفتند. مطالعه حاضر شامل مراحل پیش آزمون، مداخله، پس آزمون و پیگیری بود. بعد از آشنایی، در مرحله پیش آزمون از کودکان آزمون اولریخ-3 گرفته شد. مرحله مداخله در 4 هفته و هر هفته 4 جلسه به صورت یک در میان و هر جلسه 40 دقیقه به طول انجامید که شرکتکنندگان به تمرینات مربوطه پرداختند. در پایان مرحله مداخله، در مرحله پس آزمون، و یک ماه بعد از پایان مداخله، مرحله پیگیری، مجددا شرکتکنندگان به اجرای آزمون اولریخ-3 پرداختند. دادههای به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد مداخلههای یوگا همزمان با تحریک واقعی DLPFC و تحریک ساختگی DLPFC بر بهبود و ماندگاری مهارتهای حرکتی درشت (مهارتهای جابجایی و توپی) کودکان ADHD معناداری دارد (05/0>p).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش یک برنامه تمرینی آزمایش شده را ارائه میدهد که توانبخشان و کاردرمانان میتوانند مستقیماً در تمرین با کودکان ADHD از آن استفاده کنند.
تاثیر زمانبندی مشاهده الگو بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری یک مهارت ساده ژیمناستیک: شیوه تحمیلی در برابر خودکنترل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 مهر 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.398746.1848
مجتبی یاوری، حسین صمدی، مصطفی حاج لطفعلیان
چکیده زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربیکنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناستهای پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ سال بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه خودکنترلی، جفتشده و مربیکنترلی قرار گرفتند. در مرحله اکتساب، همه گروهها تکلیف تاب زیرپارال را در ۱۲ بلوک ۵ کوششی (در مجموع ۶۰ کوشش) بهصورت عملی اجرا کردند. پس از هر بلوک، نمایش الگو از حرکت صحیح به شرکتکنندگان ارائه شد. تفاوت اصلی بین گروهها در زمانبندی مشاهده الگوی حرکت بود. پس از پایان جلسات تمرین، آزمونهای اکتساب و یادداری انجام شد. روانی حرکت و تغییرپذیری هماهنگی الگوی تاب زیرپارال با استفاده از سیستم Motion Capture ارزیابی گردید. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که همه گروههای تمرینی، صرفنظر از نوع مداخله، در متغیرهای تغییرپذیری هماهنگی، شاخص نرمی حرکت و عملکرد تاب زیرپارال بهبود معناداری داشتند. مقایسه بین گروهی نشان داد که گروه خودکنترلی در مقایسه با دو گروه دیگر، بهطور معناداری در متغیرهای عملکرد، تغییرپذیری هماهنگی و شاخص نرمی حرکت برتری دارد (p < 0.05).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که بهکارگیری روش خودکنترلی میتواند منجر به نتایج مطلوبتری در یادگیری مهارت تاب زیرپارال کودکان شود؛ بنابراین، استفاده از این روش به ورزشکاران و مربیان توصیه میگردد.
روانسنجی نسخه فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای سالمندان (PPL-EQ)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 آبان 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.399115.1849
حسین صمدی، سعید آهار، لیلی خاوری، نازنین جلالی محمدآبادی
چکیده زمینه: ترغیب به فعالیت بدنی بدلیل پیامدهای سلامتی متعدد، تاثیر بر کیفیت زندگی و صرفهجویی قابل توجه در هزینههای بستری و مراقبتهای بهداشتی در میان افراد مسن، یک اولویت مهم بهداشت عمومی در سراسر جهان است. اخیرا، سواد بدنی، مفهومی برای حمایت از مشارکت و حفظ فعالیتبدنی سالمندان معرفی شده است.
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تعیین روایی و پایایی نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای سالمندان (PPL-EQ) بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. بدین منظور 408 زن و مرد سالمند، نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده سالمندان را تکمیل کردند. ابتدا با استفاده از روش باز ترجمه، صحت ترجمة نسخة فارسی پرسشنامه تأیید شد و در ادامه برای تعیین روایی سازة پرسشنامه از تحلیل عامل تأییدی مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری و برای تعیین همسانی درونی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین برای پایایی زمانی سؤالات، از همبستگی درون طبقهای با روش آزمون- آزمون مجدد استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که شاخص نیکویی برازش و شاخص برازش تطبیقی مطلوب میباشد. پایایی زمانی و ضریب آلفای کرونباخ برای خودکارآمدی و ابعاد آن بالای 7/0 (مقدار شاخص قابلقبول بودن) بهدست آمد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای سالمندان از روایی سازه و پایایی درونی و زمانی مطلوب و قابل قبولی برخوردار است و میتوان از آن به عنوان ابزاری روا و پایا برای ارزیابی سواد بدنی سالمندان ایرانی استفاده کرد.
نقش خودکارآمدی ورزشی در تعدیل اثر کلیشه جنسیتی منفی بر یادگیری حرکتی دختران نوجوان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 آبان 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.399541.1853
سارا سلطانی فر، حسن محمدزاده، سید محمدرضا موسوی
چکیده مقدمه: هدف مطالعه حاضر تعیین نقش خودکارآمدی ورزشی در تعدیل اثر کلیشه جنسیتی منفی بر یادگیری حرکتی دختران نوجوان بود. روش پژوهش: 60 دانشآموز دختر ( با میانگین سنی 2/14 ) بر اساس میانگین نمرهای که در پرسشنامه خودکارآمدی ورزشی کسب کردند در دو گروه خودکارآمدی بالا و پایین قرار گرفتند. سپس به طور تصادفی بر اساس دریافت یا عدم دریافت دستورالعمل تهدید کلیشه به چهار زیرگروه (خودکارآمدی بالا+ تهدید کلیشه، خودکارآمدی بالا+ کنترل، خودکارآمدی پایین+ تهدید کلیشه، خودکارآمدی پایین+ کنترل) تقسیمبندی شدند. در مرحله پیشآزمون، آزمودنیها یک بلوک پنج کوششی دریبل فوتسال انجام دادند. در مرحله اکتساب 25 کوشش در قالب پنج بلوک پنج کوششی انجام شد و قبل از کوشش اول، گروههای تهدید کلیشه دستورالعمل کلیشه را به صورت مکتوب دریافت میکردند. متعاقبا 48 ساعت بعد نیز دختران در یادداری همانند پیشآزمون شرکت کردند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که تهدید کلیشهای جنسیتی تفاوت معناداری را بین گروه خودکارآمدی بالا و پایین در مرحله اکتساب و یادداری تکلیف دریبل فوتسال موجب شد. نتایج نشان داد که تهدید کلیشه یادگیری حرکتی افراد با خودکارآمدی پایین را تضعیف کرد در حالیکه این اثر بر یادگیری حرکتی افراد با خودکارآمدی بالا معنیدار نبود. نتیجهگیری: خودکارآمدی بالا میتواند به عنوان راهکاری جهت کاهش تأثیر منفی تهدید کلیشه بر یادگیری حرکتی مطرح شود. سازوکارهای احتمالی برای توضیح یافتههای پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفت.
تاثیر انواع خستگی بر اساس تغییرات محیطی (رنگ زمینه) بر فعالیت الکتریکی موج آلفا تیراندازان تپانچه بادی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آذر 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.400964.1856
الهه یوسفی، حسن محمدزاده، زهرا فتحی رضایی
چکیده روشپژوهش:شرکتکنندگان شامل 40 تیرانداز بودند که به صورت تصادفی در چهار گروه خستگی ذهنی، فیزیکی، ترکیبی و گروه کنترل تقسیم شدند. در پیشآزمون آزمودنیها سی تیر به سیبلهایی با رنگ قرمز، آبی و سفید به عنوان عامل تغییر محیطی شلیک کردند و همزمان امواج مغزی توسط دستگاه الکترونسفالوگرافی ثبت شد. سپس گروه خستگی ذهنی سی دقیقه تکلیف استروپ، گروه خستگی فیزیکی سی دقیقه کار برروی دوچرخه ثابت و گروه ترکیبی پانزده دقیقه استروپ و پانزده دقیقه دوچرخه را انجام دادند، گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. درنهایت پسآزمون مطابق پیشآزمون گرفته شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS27 و Excel10 و Matlab2019 و روشآماری تحلیل واریانس مرکب ارزیابی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد، در سیبلهای قرمز و سفید، همه انواع خستگی منجر به افزایش دامنه موج آلفا شدند که احتمالاً نشاندهنده مکانیسم جبرانی مغز برای حفظ تمرکز است. در مقابل، در مواجهه با سیبل آبی، همه اشکال خستگی باعث کاهش دامنه موج آلفا شدند که نشاندهنده افزایش بار پردازش مغز است.
نتیجه گیری: پاسخ عصبی به خستگی یک پدیده مطلق و ثابت نیست، بلکه به طور پویا تحت تأثیر ویژگیهای محیطی از جمله رنگ محرکهای بینایی قرار میگیرد. افزایش فعالیت آلفا در مواجهه با محرکهای قرمز و سفید میتواند نشاندهنده راهبرد جبرانی مغز برای حفظ عملکرد در شرایط خستگی باشد، در حالی که کاهش فعالیت آلفا در برابر محرک آبی احتمالاً بیانگر افزایش بار پردازشی و تغییر در مکانیسمهای توجه است. این نتایج بر اهمیت در نظر گرفتن متغیرهای محیطی در مطالعات مربوط به خستگی و عملکرد شناختی تأکید مینماید.
تاثیر دستکاری محیط انگیزشی-تبحر گرا بر سطح سواد بدنی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم: بررسی یک رویکرد شناختی-حرکتی مبتنی بر TARGET
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آذر 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.403896.1865
مهدی محمدی نژاد، زینب زینلی، مهدی سهرابی، قربان همتی علمدارلو
چکیده مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر دستکاری محیط انگیزشی-تبحرگرا بر سطح سواد بدنی در کودکان اوتیسم بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان اوتیسم شهر شیراز با دامنه سنی 8-10 سال بودند. برای این منظور تعداد 40 نفر روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخابشده و پس از کسب رضایتنامه کتبی بهصورت تصادفی در یکی از دو گروه جو انگیزشی تبحرگرا و کنترل اختصاص داده شدند. ابزار مورداستفاده در این تحقیق مقیاس سواد بدنی بود. روش اجرا به این صورت بود که ابتدا پیشآزمون سواد بدنی از آزمودنیها گرفته شد سپس مداخله تحقیق بهصورت جو انگیزشی تبحرگرا و برنامه ورزشی تفریحی برای مدت 12 هفته، سه روز در هفته و 60 دقیقه اجرا گردید. پس از اتمام مداخله مجدداً پسآزمون سواد بدنی از آزمودنیها گرفته شد. دادهها به روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیهوتحلیل شد.
یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که بین تاثیر مداخله جو انگیزشی تبحرگرا نسبت به گروه کنترل (برنامه ورزشی تفریحی) تفاوت معناداری در سواد بدنی وجود داشت؛ که این تفاوت به نفع گروه مداخله جو انگیزشی تبحرگرا بود (001/0=sig).
نتیجه گیری: به طور کلی، با توجه به اثرگذاری بیشتر مداخله جو انگیزشی تبحرگرا به مربیان و کار درمانها پیشنهاد میشود تا برای غنیسازی شرایط مداخلات تمرینی خود از این شیوه استفاده کنند.
تأثیر مداخله عقلانی هیجانی رفتاری و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای برکمالگرایی و تحلیلرفتگی نوجوانان پسر فوتبالیست
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 دی 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.406612.1872
ابوالفضل برزگر محمد حسنی، علیرضا فارسی، علیرضا بهرامی، ابراهیم متشرعی، بهروز عبدلی
چکیده مقدمه: مداخله عقلانی-هیجانی-رفتاری (REBT) بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای (tDCS) بر تعدیل فعالیت قشر پیشپیشانی متمرکزند. مطالعه حاضر تأثیر انفرادی - ترکیبی REBT و tDCS بر کمالگرایی و تحلیلرفتگی نوجوانان برای ارتقاء بهزیستی روانشناختی آنها را بررسی کرده است.
روش پژوهش: نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. 60 فوتبالیست پسر نیمهماهر (16–18 سال) از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی به چهار گروه 15 نفره تقسیم شدند: مداخله عقلانی-هیجانی- رفتاری ، تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای ، ترکیبی و شم. ابزارها مقیاس کمالگرایی چندبعدی ورزشی (دان و همکاران، 2006)، فهرست چندبعدی کمالگرایی در ورزش (استوبر و همکاران، 2007) و پرسشنامه تحلیلرفتگی ورزشکار (رادک و اسمیت، 2001) بودند. گروههای REBT و ترکیبی هشت جلسه مداخله 45 دقیقهای، گروه tDCS تحریک 15 دقیقهای ( 2 میلیآمپر) و گروه شم تحریک 2 دقیقهای به فاصله هر پنج روز دریافت کردند. دادهها با تحلیل واریانس آمیخته بین - درون آزمودنیها و آزمونهای بونفرونی تحلیل شدند.
یافتهها: REBT (به تنهایی و با ترکیب tDCS) به طور معنادار کمالگرایی مثبت را افزایش (p < 0.01) و کمالگرایی منفی را با حفظ اثرات پیگیری 3 ماهه کاهش داد(p < 0.01) ). اما هیچ تأثیری بر تحلیلرفتگی نداشتند. tDCS در هیچ یک از این متغیرها تغییر معناداری ایجاد نکرد (p>0.05).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد REBT برای مدیریت ابعاد کمالگرایی نوجوانان کارآمد است. پیشنهاد میشود جهت تعدیل فشار روانشناختی نوجوانان، بر اصلاح باورهای زیربنایی (REBT) تمرکز شود. برای اثربخشی tDCS، تغییر پارامترهای تحریک؛ افزایش تعداد جلسات توصیه میگردد.
بررسی توجه پایدار در عملکرد هدفگیری بازیکنان بسکتبال نخبه: مطالعه الکتروانسفالوگرافی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 دی 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.404055.1866
فاطمه کشوری، علیرضا فارسی، بهروز عبدلی
چکیده هدف: این مطالعه به بررسی فعالیت الکتریکی مغز در توجه پایدار بسکتبالیت های نخبه در طول یک تکلیف هدفگیری پرداخت.
روش: شانزده بسکتبالیست مرد نخبه (میانگین سنی: 56/1 ± 06/22 ) به صورت داوطلبانه شرکت کردند. دادهها با استفاده از یک دستگاه الکتروانسفالوگرافی بیسیم ۳۲ کاناله، در طول پنج پرتاب آزاد و در بازه زمانی سه ثانیهای ثبت شد. برای تحلیل کمی، توان مطلق باند فرکانسی تتا (4-8 Hz) در چهار الکترود اصلی پوست سر در نواحی میانی محاسبه شد: (Fz؛ Cz؛ Pz و Oz). دادههای الکتروفیزیولوژیک حاصله سپس با استفاده از یک تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر ۲×۳×۴ ، که به طور خاص برای مقایسه آماری تفاوتها بین پرتابهای موفق و ناموفق پیادهسازی شده بود، تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که فعالیت باند تتا در الکترود Fzنسبت به سایر نواحی (Cz، Pz، Oz ) به طور قابل توجهی بالاتر بود. علاوه بر این، در پرتابهای موفق، فعالیت باند تتا در الکترود Fz به طور معناداری بالاتر از پرتابهای ناموفق بود. تفاوت مشابهی نیز در الکترود Pz مشاهده شد، اما در الکترودهای Cz و Oz هیچ تفاوتی وجود نداشت.
نتیجه گیری: در مجموع، نتایج این مطالعه نقش حیاتی تتای خط میانی پیشانی را در توجه پایدار و کنترل شناختی ورزشکاران نخبه تأیید میکند. موفقیت در پرتاب آزاد، با تقویت تتا در نقطه Fz همراه است. این نشانگر کلیدی (تتای خط میانی) نه تنها برای تخصیص بهینه توجه، بلکه برای تدوین و توسعه پروتکلهای شناختی و کارآمد در عرصه ورزش، امری حیاتی به شمار میآید.
تحلیل اثر روش های تدریس غیرخطی بر دانش تاکتیکی و سطح عملکرد دانشآموزان دختر در هندبال مبتدی: مقایسه مدل آموزش ورزش و رویکرد بازی تاکتیکی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 بهمن 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.403947.1870
صفیه ابراهیمی، حسن محمدزاده، انوشیروان کاظم نژاد
چکیده مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر دو مدل غیرخطی )آموزش ورزش و رویکرد بازی تاکتیکی( بر سطح دانش تاکتیکی و عملکرد دانشآموزان هندبال مبتدی بود.
روش پژوهش: این مطالعه نیمهتجربی شامل پیشآزمون، پسآزمون و آزمون انتقال بود. دو مدرسه از مناطقی با شرایط یکسان به روش خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. در مجموع46 نفر دانشآموز 13 تا 15 ساله به مدت 17 جلسه شرکت داشتند. دادهها از طریق دوربین فیلمبرداری، مقیاس ارزیابی عملکرد بازی و آزمون کتبی جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آزمونهای t زوجی، تحلیل کوواریانس و واریانس مرکب با اندازهگیریهای تکراری تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج حاکی از افزایش معنادار سطح دانش تاکتیکی در گروهها در اثر مداخلات بود ولی تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده نشد (05/0>P). از طرف دیگر، در بررسی سطح عملکرد در شرایط واقعی بازی گروه بازی تاکتیکی پیشرفت قابل توجهی نسبت به گروه آموزش ورزش نشان داد (05/0>P). در مرحله انتقال، هر دو گروه کاهش عملکرد را نشان دادند؛ اما این کاهش در گروه آموزش ورزش شدیدتر بود (05/0>P).
نتیجه گیری: روش آموزشی بازی تاکتیکی میتواند از طریق بهبود مهارتهای حرکتی و دانش تاکتیکی ورزشکاران مبتدی، پاسخ مناسبی به تقاضاهای مربوط به تحولات روشهای بازی و تمرین در ورزش هندبال ارائه بدهد. بعلاوه، در حوزه آموزش معلمان و توسعه حرفهای تربیتبدنی از طریق فرایند بازنگری و بهبود محتوای درس تربیتبدنی در مدارس، توجه به این سبک آموزشی اهمیت فزایندهای خواهد داشت.
ارتباط بین پیامدهای شناختی آسیبهای ورزشی با رفتار کنترلی و تکانشگری مربیان شنا
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 بهمن 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.397860.1847
عمر روکان حسن منیرالعجیلی، محمدتقی اقدسی، سید حجت زمانی ثانی
چکیده مقدمه: ویژگیهای روانشناختی در بین مربیان ورزشی میتواند نقش مؤثری در نوع رفتار آنها و آسیبهای احتمالی ناشی از آن داشته باشند که در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین پیامدهای شناختی آسیبهای ورزشی با رفتار کنترلی و تکانشگری مربیان شنا در عراق انجام شد.
روش پژوهش: راهبرد پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش مربیان رشته شنا در کشور عراق بودند که تعداد نمونه مورد نیاز در این پژوهش با استفاده از نرمافزار جیپاور و بر اساس اطلاعات وارد شده اعم از میزان خطای 05/0، دقت 95/0، اندازه اثر متوسط (15/0) و تعداد متغیرها (4)، 129 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها سه پرسشنامه استاندارد پیامدهای شناختی آسیبهای ورزشی روکان حسن و همکاران (2022)، رفتار کنترلی مربی بارثلومیو و همکاران (2010) و مقیاس تکانشگری بارات (1994) بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها علاوه بر بررسی توصیفی، از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف، آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون خطی در نرمافزار spss نسخه 23 و در سطح معنیداری 05/0 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که پیامدهای شناختی آسیبهای ورزشی با رفتار کنترلی مربیان شنا در عراق ارتباط مثبت و معناداری دارد (001/0=p، 548/0=R) و با تکانشگری مربیان شنا در عراق ارتباط منفی و معناداری دارد (001/0=p، 503/0-=R).
نتیجهگیری: هر چقدر در بین مربیان شنا اطلاعات و دانش مرتبط با آسیبهای ورزشی بیشتر باشد، موجب میشود تا مربی کنترل و نظارتی بهتری بر تمام آنچه که در جلسات ورزشی اتفاق میافتد داشته باشد و کمتر به اقدامات نسنجیده و هیجانی دست میزند.
تاثیر تحریک فراجمجمه ای نواحی مختلف مغزی بر حافظه کاری و توجه سالمندان 60 تا 70 سال
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 بهمن 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.404151.1867
حمیدرضا طاهری تربتی، مرتضی قنبری، محمد کاظم واعظ موسوی، نگار آرازشی، کیوان ملانوروزی
چکیده مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تحریک فراجمجمه ای نواحی متفاوت مغزی بر حافظه کاری و توجه سالمندان بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل سالمندان 60-70 سال شهر مشهد بودند. برای این منظور تعداد 72 نفر روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخابشده و پس از کسب رضایتنامه کتبی بهصورت تصادفی در یکی از شش گروه تحریک tDCS مخچه و شم مخچه، تحریک tDCS پیش پیشانی پشتی جانبی و شم پیش پیشانی پشتی جانبی، تحریک tDCS قشر حرکتی اولیه و شم قشر حرکتی اولیه اختصاص داده شدند. ابزار مورداستفاده در این تحقیق مجموعه خودکار ارزیابی عصبروانشناختی کمبریج و دستگاه tDCS بود. پیشآزمون مقیاس حافظه کاری و توجه از آزمودنیها گرفته شد. سپس تحریک در نواحی مذکور مدت 2 هفته، 5 بار در هفته و و برای 20 دقیقه اجرا گردید. پس از اتمام مداخله مجدداً پسآزمون مقیاس حافظه کاری و توجه از آزمودنیها گرفته شد. دادهها به روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیهوتحلیل شد.
یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که بین تاثیر شرایط تحریک tDCS تفاوت معناداری در حافظه کاری و توجه سالمندان وجود داشت؛ که این تفاوت به نفع گروه tDCS مخچه بود (001/0=sig).
نتیجه گیری: بنابراین، با توجه به اثرگذاری بیشتر tDCS مخچه پیشنهاد میشود تا برای بهبود حافظه کاری و توجه در سالمندان از این شیوه تحریک استفاده شود.
تأثیر مداخله مهارتهای حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانشآموزان ۱۰ تا ۱۲ سال
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اسفند 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.406152.1871
مهتاب عربی، مریم معبودی علی آبادی
چکیده مقدمه: کارکردهای اجرایی از مهمترین تواناییهای شناختی مرتبط با رفتار هدفمند، خودتنظیمی و یادگیری در دوران کودکی هستند و نقش تعیینکنندهای در موفقیت تحصیلی و عملکرد روزمره دانشآموزان ایفا میکنند. با توجه به اینکخه شواهد تجربی در خصوص تأثیر مداخلات مهارتهای حرکتی بر مؤلفههای مختلف کارکردهای اجرایی در کودکان ایرانی محدود است. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یک دوره مداخله مهارتهای حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانشآموزان دختر و پسر ۱۰ تا ۱۲ سال بود.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمهتجربی بوده و با استفاده از طرح پیشآزمون–پسآزمون، بر روی دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. مداخله آموزش مهارتهای حرکتی به مدت ۷ هفته برای گروه آزمایش اجرا گردید. نمونه آماری شامل 40 دانشآموزان دختر و پسر 10 تا 12 سالۀ بودند که به روش نمونهگیری در دسترس به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. جمعآوری دادهها با آزمون هوش وکسلر، آزمون فلانکر رنگ و آزمون توقف علامت تهیه شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کووریانس نشان داد که مداخله مهارتهای حرکتی تأثیر معناداری بر کارکردهای اجرایی، پردازش اطلاعات و کمبود توجه دانشآموزان داشت ، اما از نظر جنسیت، میزان این تأثیر در هیچیک از متغیرهای وابسته تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان داد برنامه تمرینی با شیوه ارائهشده دراین پژوهش، برعملکرد اجرا و پردازش اطلاعات و کمبود توجه مؤثر است.
مقدمه
تأثیر تغییرپذیری تمرین بر دقت شوت هندبال در شرایط فشار روانشناختی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.407184.1875
مریم تاجگردان، سارا باقری، مهدی شهبازی، نجمه پرهیزمیمندی
چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تغییرپذیری تمرین بر دقت شوت هندبال دانشآموزان دختر در شرایط فشار روانشناختی انجام گرفت.
روش پژوهش: بهمنظور تحقق این هدف، ۴۸ دانشآموز دختر (13-15 ساله)، در سه گروه تمرینی تصادفی، تصادفی افزایشی و قالبی بهصورت تصادفی انتسابی جایگزین شدند. تمام شرکتکنندهها در چهار مرحله: پیشآزمون، یادداری فوری، یادداری تأخیری و انتقال شرکتکردند و دقت شوت آنها ثبت شد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته و تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد هم اثر اصلی مرحله (53/0= η2p،001/0= P ،19/50= (43و3)F) و هم اثر اصلی نوع تمرین (34/0= η2p،001/0= P ،81/11= (45و2)F) معنیدار بودند و تعامل معنیدار مرحله × گروه (28/0= η2p،001/0= P ،89/8= (88و6)F) پردازش متفاوت الگوی عملکرد را بین گروهها نشان داد. در هر سه گروه، عملکرد پس از پیشآزمون بهطور معنیدار در مراحل یادداری فوری، تأخیری و انتقال بهبود یافت (05/0>P). گروههای تصادفی و تصادفی افزایشی نسبت به گروه قالبی عملکرد پایدارتری داشتند و افزایش تدریجی تغییرپذیری در گروه تصادفی افزایشی، ضمن کاهش بار شناختی اولیه، عملکردی مشابه تمرین تصادفی کامل ایجاد کرد.
نتیجه گیری: یافتهها با تئوری طرحواره اشمیت و فرضیه نقطه چالش همخوانی دارد؛ تمرین متغیر باعث ایجاد برنامههای حرکتی تعمیمیافته و پردازش شناختی عمیقتر میشود که انتقال مهارت را تقویت میکند. این نتایج پیامدهای مهمی برای مربیان و طراحان برنامههای آموزشی فراهم میآورد تا با استفاده از تمرینات دارای تغییرپذیری هدفمند، یادگیری حرکتی مؤثرتر و مقاومتر در برابر فشار روانی شکل دهند.
تدوین مدل ساختاری بدشکلی هراسی در نوجوانان براساس تمایل به ورزش، عزت نفس و پردازش هیجانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.403677.1864
معصومه مهری کرم، رضا هاشمی ماد، عبدالوحید داوودی، مهدی فهیمی
چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری بدشکلی هراسی در نوجوانان بر اساس تمایل به ورزش، عزت نفس و پردازش هیجانی انجام شد.
روش پژوهش: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر قم در سال 1403-1404 تشکیل دادند که از میان آنها 211 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای استاندارد شده شامل پرسشنامه وسواس فکری-عملی ییل-براون برای بدشکلی بدن(BDD-YBOCS)، مقیاس تمایل به فعالیت بدنی(PDAS)، مقیاس عزت نفس روزنبرگ (RSES) و مقیاس پردازش هیجانی بیکر (EPS-25) گردآوری و با روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرمافزار SmartPLS تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. تنها مسیر مستقیم معنادار، از عزت نفس به بدشکلی هراسی بود (0.007>p, ۰/۲۸۵β=- )، به این معنی که عزت نفس پایین به طور مستقیم با افزایش علائم بدشکلی هراسی مرتبط است. نقش واسطهگری پردازش هیجانی و تمایل به ورزش در این رابطه تأیید نشد. از میان ابعاد پردازش هیجانی، تنها «کنترل هیجان» رابطه معناداری با بدشکلی هراسی داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش بر نقش محوری و مستقیم عزت نفس در تبیین بدشکلی هراسی نوجوانان تأکید میکند. به نظر میرسد مداخلات پیشگیرانه و درمانی باید اولویت اصلی را بر ارتقای عزت نفس و آموزش مهارتهای کنترل هیجان قرار دهند، چرا که تمایل به ورزش به خودی خود و بدون توجه به انگیزههای فرهنگی زمینهساز آن، ممکن است اثر کاهشی قابل توجهی بر نگرانیهای تصویر بدن نداشته باشد
ارتباط توانایی عملکرد حرکتی و فعالیت بدنی با کارکرد اجرایی در کودکان نه تا یازده سال
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 خرداد 1405
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.406662.1873
پروانه شمسی پور دهکردی، معصومه ملامحمدی، امیر شمس، علیرضا زارع
چکیده این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و بهصورت میدانی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی (پایههای سوم تا پنجم) شهرستان نظرآباد در استان البرز بود. نمونهگیری بهصورت تصادفی از میان مدارس ابتدایی دولتی و غیردولتی انجام گرفت و در ادامه، ۳۰۰ نفر از دانشآموزان واجد شرایط بر اساس معیارهای ورود به مطالعه بهصورت هدفمند انتخاب شدند. ارزیابی کارکرد اجرایی با استفاده از پرسشنامه بریف-۲ (نسخه والدین)، سطح فعالیت بدنی با پرسشنامه بینالمللی فعالیت بدنی کودکان و نوجوانان، و توانایی عملکرد حرکتی با آزمون DMT انجام شد. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مسیر و بهکارگیری نرمافزارهای SPSS و AMOS نسخه ۲۳ صورت گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که سرعت تأثیر منفی و معناداری بر کارکرد اجرایی کودکان دارد (0.46-r=) ، در حالیکه گام به عقب (0.48r=)، پرش جانبی (0.42r=) ، استقامت (0.47r=)، انعطافپذیری(0.48r=) ، شنای سوئدی (0.50r=)، دراز و نشست (0.58r=) و پرش طول (0.48r=). تأثیر مثبت و معناداری بر کارکرد اجرایی دارند. همچنین، سطح فعالیت بدنی کلی نیز با کارکرد اجرایی کودکان رابطه مثبت و معناداری نشان داد (0.50r=).
نتیجه گیری: بر این اساس، پیشنهاد میشود مربیان، والدین و متخصصان حوزه کودک با در نظر گرفتن سطح فعالیت بدنی و تواناییهای حرکتی، به ارزیابی و ارتقاء کارکرد اجرایی کودکان بپردازند و از طریق برنامهریزیهای هدفمند در راستای تقویت تواناییهای شناختی و کارکرد اجرایی کودکان تلاش کنند.
روایی عاملی نسخۀ فارسی پرسشنامۀ جهت گیری یادگیری در آموزش ورزش
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 خرداد 1405
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.400537.1855
مهرداد بیگی، بهروز گل محمدی، وحید کاشانی
چکیده متن چکیده
مقدمه: در دنیای امروز، جهتگیری یادگیری بهعنوان یک ویژگی روانشناختی و رفتاری، نقش مهمی در فرآیند آموزش ایفا میکند. در حوزه تربیتبدنی، تقویت این گرایش بهویژه از طریق مدل آموزش ورزش میتواند به بهبود شایستگیهای فردی و اجتماعی دانشآموزان منجر شود. با این حال، ابزار استانداردی برای سنجش این مفهوم در زبان فارسی وجود ندارد.
روش پژوهش: پژوهش حاضر بهصورت توصیفی-همبستگی با مشارکت 157 دانشآموز ۱۵ تا ۱۸ ساله شهر سمنان انجام شد. نسخة فارسی پرسشنامۀ جهت گیری یادگیری در آموزش ورزش پس از طی مراحل ترجمه و باز ترجمه و تأیید توسط متخصصان، میان دانشآموزان اجرا شد. برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی، برای پایایی درونی از آلفای کرونباخ و برای پایایی زمانی از ضریب همبستگی درونطبقهای استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ اول نشان داد شاخصهای برازش مدل (96/0CFI=، 87/0GFI= و 071/0RMSEA=) در سطح قابل قبول قرار دارند. همچنین، ضرایب آلفای کرونباخ برای خردهمقیاسها بین 884/0 تا 895/0 و برای کل مقیاس 897/0 بود. مقادیر پایایی زمانی نیز بین 79/0 تا 89/0 بهدست آمد.
نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که نسخة فارسی پرسشنامة جهت گیری یادگیری در آموزش ورزش دارای روایی و پایایی مناسب است و میتوان از آن برای سنجش این سازه در محیطهای آموزشی تربیتبدنی در ایران استفاده کرد.
خودشفقتورزی و تحلیل رفتگی در ورزشکاران، نقش واسطهگری قدردانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.412173.1886
سحر زارعی، ابراهیم متشرعی
چکیده مقدمه: نگرانیهای فزاینده درباره شیوع رو به رشد تحلیلرفتگی در میان ورزشکاران رقابتی، ضرورت بررسی عوامل پیشآیند، محافظتی و مکانیسمهای زیربنایی این پدیده را بیش از پیش برجسته ساخته است. از این رو هدف این پژوهش، بررسی رابطه خودشفقتورزی و تحلیلرفتگی ورزشی و نقش واسطهگری قدردانی در این رابطه بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر با طرح مقطعی، روی 339 ورزشکار (146 زن) با میانگین سنی 54/20 سال و انحراف معیار 39/6 انجام شد. شرکتکنندگان مقیاسهای خودشفقتورزی، قدردانی و تحلیلرفتگی ورزشی را تکمیل کردند. برای آزمون مدل واسطهگری از نرم افزار آموس (نسخه 24) استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشاندهنده خطی بودن روابط بین متغیرها و برازندگی مناسب مدل با دادهها هستند. تحلیل مسیر نشان داد که خودشفقتورزی بهطور منفی و معنادار تحلیلرفتگی ورزشی را پیشبینی میکند. همچنین، قدردانی نقش واسطهگری معناداری در این رابطه ایفا کرد؛ بهگونهای که سطوح بالاتر خودشفقتورزی با افزایش قدردانی همراه بود و این افزایش، به نوبه خود، با کاهش تحلیلرفتگی ورزشی همراه است.
نتیجه گیری: بر اساس یافتهها، خودشفقتورزی بهعنوان یک ویژگی مثبت، نقش حفاظتی مؤثری در برابر تحلیلرفتگی ورزشی دارد و قدردانی بهعنوان سازوکار زیربنایی این فرآیند عمل میکند. این نتایج بر ضرورت طراحی و اجرای مداخلات مثبتگرا مبتنی بر تقویت خودشفقتورزی و قدردانی در محیطهای ورزشی تأکید دارد؛ مداخلاتی که میتوانند در پیشگیری و کاهش مؤثر تحلیلرفتگی ورزشکاران نقش مهمی ایفا کنند.
اثر تصویرسازی ذهنی در شرایط خستگی ذهنی و مکمل دهی کافئین بر خلق و خو و عملکرد دریبل بازیکنان نوجوان فوتبال
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.405770.1869
حجت دهقانزاده، سید حجت زمانی ثانی، زهرا فتحی رضایی، رامین امیرساسان، دانته مانتینی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی اثرات همزمان تصویرسازی ذهنی، خستگی ذهنی و مصرف کافئین بر عملکرد دریبل و خلقوخو در فوتبالیستهای نوجوان انجام شد. ۴۰ بازیکن ۱۵ تا ۱۷ ساله بهصورت تصادفی در چهار گروه (خستگی ذهنی+کافئین، خستگی ذهنی+دارونما، کافئین بدون خستگی ذهنی، و کنترل) تقسیم شدند. پس از اجرای پروتکل تصویرسازی ذهنی دریبل، آزمون خستگی ذهنی (شبکههای توجه بهمدت ۳۰ دقیقه) و مصرف کافئین (۳ میلیگرم بهازای هر کیلوگرم وزن بدن)، عملکرد دریبل و خلقوخو در پیشآزمون و پسآزمون ارزیابی شد. تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که عملکرد دریبل در گروهها تفاوت معناداری داشت؛ بازیکنان دریافتکنندهی کافئین بدون خستگی ذهنی عملکرد بهتری نسبت به گروه خستگی ذهنی با دارونما داشتند (p=0.003). همچنین، مصرف کافئین موجب کاهش احساس خستگی ذهنی در هر دو وضعیت خستگی و بدون خستگی شد؛ گروه خستگی ذهنی با کافئین نسبت به دارونما خستگی ذهنی کمتری گزارش کردند (p=0.011) و گروه بدون خستگی با کافئین نیز نسبت به گروه دارونما با خستگی ذهنی احساس خستگی کمتری داشتند (p=0.001). علاوه بر این، گروه کافئین بدون خستگی نشاط بیشتری نسبت به گروه خستگی ذهنی با دارونما نشان دادند (p=0.025). بهطور کلی، نتایج بیانگر آن است که کافئین در شرایط بدون خستگی ذهنی میتواند عملکرد فنی و خلقوخو را بهبود بخشد، در حالی که خستگی ذهنی موجب افت عملکرد و تغییرات منفی هیجانی میشود. بنابراین، مصرف کنترلشدهی کافئین میتواند بهعنوان راهکاری کارآمد برای ارتقاء آمادگی جسمی و روانی فوتبالیستهای نوجوان مدنظر قرار گیرد.
مقایسه تاثیربازیهای بومیمحلی با رویکردهای خطی و غیرخطی (حس بازی و آموزش ورزش) بر سوادجسمانی دانشآموزان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 مرداد 1405
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.408055.1877
زهرا افاضلی، حسن محمدزاده، انوشیروان کاظم نژاد
چکیده مقدمه: مدرسه و تربیتبدنی در ارتقای سواد جسمانی شامل شایستگی حرکتی، دانش، درک و انگیزش نقش کلیدی دارند. بازیهای بومیمحلی ظرفیت ویژهای برای پرورش این ابعاد دارند. هدف پژوهش، مقایسه اثربخشی آنها در سه رویکرد خطی، حس بازی و آموزش ورزش بود.
روش پژوهش: این مطالعه با طرح نیمهتجربی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با سه گروه مستقل اجرا شد.جامعه آماری شامل دانشآموزان پسر پایه سوم و چهارم دبستانهای منطقه ۱۵ تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونهگیری بهصورت در دسترس انجام شد و ۴۵ نفر بهطور تصادفی در سه گروه مساوی تقسیم شدند. ابزار پژوهش نسخه فارسی آزمون سواد جسمانی کانادایی بود. مداخله شامل شانزده جلسه طی هشت هفته بود که در آن بازیهای بومیمحلی اجرا شدند. در گروه خطی این بازیها با قوانین ثابت و تمرینهای تکنیکمحور انجام شدند، در گروه حس بازی با تغییر قیود و پرسشگری معلم به موقعیتهای تصمیمگیری تبدیل شدند، و در گروه آموزش ورزش در قالب تیمهای پایدار و رقابتهای رسمی سازماندهی شدند. برای مقایسه میانگین گروهها از تحلیل واریانس یکطرفه و تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد دو رویکرد غیرخطی در ارتقای نمره کل سواد جسمانی ، انگیزش، اعتمادبهنفس و دانش و درک عملکرد بهتری نسبت به رویکرد خطی داشتند (p<0.001). میان دو رویکرد غیرخطی تفاوتی مشاهده نشد. همچنین در شایستگی حرکتی و رفتار روزانه تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجه گیری: ادغام بازیهای بومیمحلی در چارچوب مدلهای غیرخطی میتواند رویکردی کارآمد برای ارتقای سواد جسمانی و بازآرایی برنامههای تربیتبدنی مدارس باشد.
