نویسنده = مصطفی حاج لطفعلیان
رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر زمان‌بندی مشاهده الگو بر تغییر‌پذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری یک مهارت ساده ژیمناستیک: شیوه تحمیلی در برابر خودکنترل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 مهر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.398746.1848

مجتبی یاوری، حسین صمدی، مصطفی حاج لطفعلیان

چکیده زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربی‌کنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناست‌های پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ سال به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه خودکنترلی، جفت‌شده و مربی‌کنترلی قرار گرفتند. در مرحله اکتساب، همه گروه‌ها تکلیف تاب زیرپارال را در ۱۲ بلوک ۵ کوششی (در مجموع ۶۰ کوشش) به‌صورت عملی اجرا کردند. پس از هر بلوک، نمایش الگو از حرکت صحیح به شرکت‌کنندگان ارائه شد. تفاوت اصلی بین گروه‌ها در زمان‌بندی مشاهده الگوی حرکت بود. پس از پایان جلسات تمرین، آزمون‌های اکتساب و یادداری انجام شد. روانی حرکت و تغییرپذیری هماهنگی الگوی تاب زیرپارال با استفاده از سیستم Motion Capture ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که همه گروه‌های تمرینی، صرف‌نظر از نوع مداخله، در متغیرهای تغییرپذیری هماهنگی، شاخص نرمی حرکت و عملکرد تاب زیرپارال بهبود معناداری داشتند. مقایسه بین گروهی نشان داد که گروه خودکنترلی در مقایسه با دو گروه دیگر، به‌طور معناداری در متغیرهای عملکرد، تغییرپذیری هماهنگی و شاخص نرمی حرکت برتری دارد (p < 0.05).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که به‌کارگیری روش خودکنترلی می‌تواند منجر به نتایج مطلوب‌تری در یادگیری مهارت تاب زیرپارال کودکان شود؛ بنابراین، استفاده از این روش به ورزشکاران و مربیان توصیه می‌گردد.

استعدادیابی حیطه‌های مختلف ورزش با استفاده از روش‌های مبتنی بر هوش مصنوعی

دوره 18، شماره 1، بهار 1405، صفحه 45-63

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.387595.1817

مصطفی حاج لطفعلیان، فائزه حیدری، الهام دهقان نیری

چکیده مقدمه: استعدادیابی ورزشی برای بهبود نتایج و اعتبار نیازمند جنبه‌های مختلف علوم است. امروزه هوش مصنوعی در مسائل مربوط به پیش‌بینی و طبقه‌بندی به‌خوبی عمل می‌کند و از آنجا که استعدادیابی چیزی جز پیش‌بینی صحیح و طبقه‌بندی افراد نیست، استفاده از آن می‌تواند راه‌گشا باشد. بر این اساس هدف تحقیق حاضر استفاده از هوش مصنوعی به‌منظور استعدادیابی در حیطه‌های مختلف ورزش بود.
روش پژوهش: با وجود پراکندگی رشته‌های ورزشی، چهار دسته رشتۀ توپی، راکتی، رزمی و آبی انتخاب و از روش نظر متخصص برای اولویت‌بندی شاخص‌های منتخب پیکری، جسمانی، ادراکی – حرکتی، آمادگی بدنی و روانشناختی استفاده شد. 310 آزمودنی (پسر و دختر 6 تا 16 سال) ارزیابی و بر اساس امتیازها برچسب‌زنی شدند. در ادامه برای بررسی میزان ارتباط بین هرکدام از مؤلفه‌ها با برچسب‌ها، از آزمون تی مستقل استفاده و شش مؤلفۀ اصلی برای هر یک از دسته رشته‌ها انتخاب شد. در نهایت از شبکۀ عصبی پروسپترون 6-1-1 برای بررسی دقت و اعتبار نتایج استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج حاصل از شبکه‌های عصبی نشان داد که دقت برای دسته‌بندی افراد در رشته‌های توپی، راکتی، رزمی، آبی و سایر رشته‌ها به‌ترتیب 97.9، 97.9، 87.2، 91.5 و 80.8 درصد است که دقت مطلوب و بالایی است.
نتیجه‌گیری: در نهایت می‌توان گفت که تعیین مؤلفه‌های اصلی هر رشته به تفکیک و طراحی و برنامه‌ریزی شبکۀ عصبی مصنوعی کمک می‌کند تا محققان و مربیان شاخص‌های مهم هر رشته را بشناسند و برای استعدادیابی ورزشی در رشته‌های موردنظر از آن استفاده کنند.