رشد و یادگیری حرکتی
مصطفی حاج لطفعلیان؛ فائزه حیدری؛ الهام دهقان نیری
چکیده
مقدمه: استعدادیابی ورزشی برای بهبود نتایج و اعتبار نیازمند جنبههای مختلف علوم است. امروزه هوش مصنوعی در مسائل مربوط به پیشبینی و طبقهبندی بهخوبی عمل میکند و ازآنجاکه استعدادیابی چیزی جز پیشبینی صحیح و طبقهبندی افراد نیست، استفاده از آن میتواند راهگشا باشد. بر این اساس هدف مطالعهی حاضر استفاده از هوش مصنوعی بهمنظور ...
بیشتر
مقدمه: استعدادیابی ورزشی برای بهبود نتایج و اعتبار نیازمند جنبههای مختلف علوم است. امروزه هوش مصنوعی در مسائل مربوط به پیشبینی و طبقهبندی بهخوبی عمل میکند و ازآنجاکه استعدادیابی چیزی جز پیشبینی صحیح و طبقهبندی افراد نیست، استفاده از آن میتواند راهگشا باشد. بر این اساس هدف مطالعهی حاضر استفاده از هوش مصنوعی بهمنظور استعدادیابی در حیطههای مختلف ورزش بود.
روش پژوهش: با وجود پراکندگی رشتههای ورزشی، چهار دسته رشتهی توپی، راکتی، رزمی و آبی انتخاب و از روش نظر متخصص برای اولویتبندی شاخصهای منتخب آنتروپومتری، سوماتیک، کنترل حرکتی، بیومکانیکی، آمادگی بدنی و روحی روانی استفاده گردید. 310 آزمودنی (پسر و دختر 6 تا 16 سال) مورد ارزیابی قرار گرفتند و بر اساس امتیازها برچسبزنی شدند. در ادامه برای بررسی میزان ارتباط بین هرکدام از مؤلفهها با برچسبها، از آزمون تی مستقل استفاده و 6 مولفهی اصلی برای هریک از دسته رشتهها انتخاب شد. در نهایت از شبکه عصبی پروسپترون 6-1-1 برای بررسی دقت و اعتبار نتایج استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از شبکههای عصبی نشان داد که دقت برای دستهبندی افراد در رشتههای توپی، راکتی، رزمی، آبی و سایر رشتهها به ترتیب 97.9، 97.9، 87.2، 91.5 و 80.8 درصد است که دقت مطلوب و بالایی است.
نتیجهگیری: در نهایت میتوان گفت که تعیین مولفههای اصلی هر رشته به تفکیک و طراحی و برنامهریزی شبکهی عصبی مصنوعی کمک میکند تا محققین و مربیان شاخصهای مهم هر رشته را بشناسند و برای استعدادیابی ورزشی در رشتههای مورد نظر از آن استفاده کنند.
رشد و یادگیری حرکتی
مجتبی یاوری؛ حسین صمدی؛ مصطفی حاج لطفعلیان
چکیده
زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربیکنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناستهای پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ ...
بیشتر
زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربیکنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناستهای پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ سال بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه خودکنترلی، جفتشده و مربیکنترلی قرار گرفتند. در مرحله اکتساب، همه گروهها تکلیف تاب زیرپارال را در ۱۲ بلوک ۵ کوششی (در مجموع ۶۰ کوشش) بهصورت عملی اجرا کردند. پس از هر بلوک، نمایش الگو از حرکت صحیح به شرکتکنندگان ارائه شد. تفاوت اصلی بین گروهها در زمانبندی مشاهده الگوی حرکت بود. پس از پایان جلسات تمرین، آزمونهای اکتساب و یادداری انجام شد. روانی حرکت و تغییرپذیری هماهنگی الگوی تاب زیرپارال با استفاده از سیستم Motion Capture ارزیابی گردید. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که همه گروههای تمرینی، صرفنظر از نوع مداخله، در متغیرهای تغییرپذیری هماهنگی، شاخص نرمی حرکت و عملکرد تاب زیرپارال بهبود معناداری داشتند. مقایسه بین گروهی نشان داد که گروه خودکنترلی در مقایسه با دو گروه دیگر، بهطور معناداری در متغیرهای عملکرد، تغییرپذیری هماهنگی و شاخص نرمی حرکت برتری دارد (p < 0.05).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که بهکارگیری روش خودکنترلی میتواند منجر به نتایج مطلوبتری در یادگیری مهارت تاب زیرپارال کودکان شود؛ بنابراین، استفاده از این روش به ورزشکاران و مربیان توصیه میگردد.