کلیدواژه‌ها = افسردگی

تأثیر ترکیب فعالیت بدنی و تصویرسازی کارکردی بر شاخص‌های روانی-حرکتی و کیفیت خواب در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی

دوره 18، شماره 1، بهار 1405، صفحه 105-126

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.386950.1815

ابراهیم نوروزی سیدحسنی، حبیب اله خزائی

چکیده مقدمه: پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که فعالیت بدنی می‌تواند به‌عنوان یک مداخلۀ درمانی مؤثر برای افسردگی عمل کند. با این حال، تحقیقات اخیر بر اهمیت افزودن تکنیک‌های روانشناختی مانند تصویرسازی کارکردی به برنامه‌های ورزشی تأکید کرده‌اند. از این‌رو هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامۀ ترکیب فعالیت بدنی و تصویرسازی کارکردی بر شاخص‌های روانی-حرکتی و کیفیت خواب در افراد مبتلا به افسردگی اساسی بود.
روش پژوهش: در این مطالعۀ کارآزمایی بالینی، 60 بیمار مبتلا به افسردگی (میانگین سنی 32/92 سال و انحراف معیار 4/7 سال) به‌طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: گروه فعالیت بدنی، گروه ترکیبی (فعالیت بدنی و تصویرسازی کارکردی)، و گروه کنترل. همۀ شرکت‌کنندگان در چهار مرحلۀ پیش‌آزمون، مداخلۀ هشت‌هفته‌ای، پس‌آزمون و پیگیری یک‌ماهه ارزیابی شدند. متغیرهای اندازه‌گیری‌شده شامل علائم افسردگی (مقیاس سنجش افسردگی بک)، اضطراب (مقیاس سنجش اضطراب بک)، کیفیت خواب (مقیاس کیفیت خواب پیتزبورگ) و زمان واکنش (سنجش سرعت حرکت نلسون) بود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از تحلیل واریانس ترکیبی (درون‌گروهی شامل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری و بین‌گروهی شامل فعالیت بدنی، ترکیبی و کنترل) دوراهه و آزمون‌های تعقیبی بنفرونی تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که گروه ترکیبی به‌طور شایان توجهی علائم افسردگی و اضطراب را کاهش داده و زمان واکنش را بهبود بخشیده‌اند. هر دو گروه مداخله‌ای (فعالیت بدنی و ترکیبی) در کاهش علائم افسردگی مؤثر بودند، اما تنها گروه ترکیبی در بهبود کیفیت خواب مؤثر بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که ترکیب فعالیت بدنی و تصویرسازی کارکردی رویکرد درمانی جامع و مؤثری برای افسردگی است. این روش علاوه بر کاهش علائم افسردگی و اضطراب، شاخص روانی-حرکتی را نیز بهبود می‌بخشد. نتایج این تحقیق می‌تواند به بهبود برنامه‌های درمانی برای بیماران مبتلا به افسردگی کمک کند.

درمان شناختی- رفتاری گروهی و اثربخشی آن بر اضطراب، افسردگی و خشم ناشی از ضربۀ روانی آسیب‌دیدگی در ورزشکاران آسیب‌دیده

دوره 16، شماره 1، بهار 1403، صفحه 5-19

https://doi.org/10.22059/jmlm.2022.333519.1621

سیده سمیرا حسینی، حسن غرایاق زندی، فضل الله باقرزاده، اعظم نوفرستی

چکیده مقدمه: آسیب‌های ورزشی اغلب با چالش‌های احساسی و روان‌شناختی همراهند. روان‌شناسان و پزشکان تیم باید واکنش‌های احساسی را علاوه بر ارزیابی عوامل فیزیکی، بررسی کنند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی درمان شناختی – رفتاری گروهی بر اضطراب، افسردگی و خشم ناشی از ضربۀ روانی آسیب‌دیدگی در ورزشکاران آسیب‌دیده است.
روش پژوهش: نمونۀ آماری پژوهش 32 ورزشکار حرفه‌ای آسیب‌دیدۀ ناشی از ضربۀ روانی هستند که به روش در دسترس و هدفمند و با تأیید متخصصان فدراسیون پزشکی ورزشی انتخاب شدند. ورزشکاران به‌صورت تصادفی در دو گروه 16 نفره متشکل از یک گروه درمان و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پس از اعمال درمان، پس‌آزمون و دو ماه بعد پیگیری اجرا شد. ابزارهای سنجش در این پژوهش پرسشنامه‌های خشم اسپیلبرگر (STAXI-2)، اضطراب بک (BAI) و افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) بود .
داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بررسی شد(0/05< P).
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تفاوت میان گروه‌های آزمایش و کنترل در کاهش مشکلات رفتاری در مرحلۀ پس‌آزمون و  پیگیری معنادار بود. نتایج پیگیری پس از دو ماه نیز نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در میزان واکنش‌های روان‌شناختی تفاوت وجود دارد و اثربخشی درمان بعد از دو ماه باقی مانده بود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن بود که درمان رفتاری- شناختی متمرکز بر ضربۀ روانی، مشکلات روان‌شناختی ورزشکاران نظیر اضطراب و افسردگی را کاهش می‌دهد، ولی بر کنترل خشم تأثیری ندارد.

تاثیر تمرینات ورزشی اجباری و اختیاری، به عنوان یک فاکتور غیر فارماکولوژیک بر رفتارهای تغییریافته براثر استرس جدایی از مادر در موش نژاد ویستار

دوره 10، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 243-256

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.235001.1254

اتنا یزدان شناس، مقصود پیری، محمدعلی آذربایجانی

چکیده در پژوهش حاضر تأثیرات مثبت تمرینات ورزشی اجباری و اختیاری به عنوان یک فاکتور غیرفارماکولوژیک بر روی
رفتارهای تغییریافته بر اثر استرس جدایی از مادر بررسی شد. در پژوهش حاضر 48 سر بچه موش نر انتخاب و از روز 2
تا 14 به مدت 180 دقیقه از مادرشان جدا شدند. سپس در روز 21 این موش ها به صورت تصادفی به چهار گروه قسمت
شدند. گروه ها شامل با استرس جدا شدن از مادر، کنترل، تردمیل، رانینگ ویل بود. گروه اول از روز 2 تا 14 جدایی از
مادر را تجربه کردند و گروه شاهد از همان ابتدا ب ههمراه مادر نگهداری شدند. گروه های تمرینی نیز، از روز 21 تولد،
شروع به تمرین کردند. سپس بر روی گروه ها تست های رفتاری اضطراب و افسردگی جوندگان از جمله ای پی ام،
،P< 0/ اسپلش، اف اس تی و اپن فیلد انجام گرفت. داده های به دست آمده با روش های تی و آنوا در سطح معناداری 05
آنالیز آماری شدند. با استفاده از تست های رفتاری مشخص شد که استرس جدایی از مادر موجب بروز رفتارهای
افسردگی شد. از طرفی ورزش اختیاری در مقایسه با گروه استرس موجب بروز تأثیرات ضدافسردگی شده است،
درحالی که تغییر معناداری بین اثر ورزش اجباری و گروه استرس دیده نشد. نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی
به خصوص ورزش اختیاری در دوران نوجوانی استرس، رفتارهای افسردگی و اضطراب در بزرگسالی را کاهش می دهد.

پیش‌بینی نشانگان افسردگی سالمندان براساس میزان فعالیت بدنی و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی: بررسی نقش سن و جنسیت

دوره 7، شماره 1، بهار 1394، صفحه 87-103

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.54507

داریوش خواجوی، راضیه خانمحمدی

چکیده فعالیت بدنی آثار فیزیولوژیک، روان‌شناختی و اجتماعی مثبتی دارد. با وجود این، رابطة فعالیت بدنی با افسردگی سالمندان در کشور ناشناخته ‌است. این تحقیق به‌منظور بررسی ارتباط فعالیت بدنی با افسردگی طراحی شد. جامعة آماری، سالمندان شهر اراک در سال 1392 بودند که 263 نفر در تحقیق شرکت کردند. داده‌ها با پرسشنامة "ویژگی‌های جمعیت‌شناختی"، "مقیاس افسردگی سالمندان-فرم 15سؤالی" و "سنجش سریع فعالیت بدنی" (RAPA) جمع‌آوری و با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی، آزمون تی، آنالیز کوواریانس و با نرم‌افزار SPSS-16 تحلیل شد.   یافته‌ها نشان داد افسردگی با سن، اشتغال، سابقة افتادن، وضعیت اقتصادی، فعالیت بدنی، تحصیلات و سلامتی ادراک‌شده رابطة معنا‌داری دارد ( 05/0P≤). متغیرهای فعالیت بدنی، سابقة افتادن در یک‌سال گذشته، وضعیت اقتصادی و سلامتی ادراک‌شده افسردگی را پیش‌بینی کردند (R2= 0.358; P≤0.05). میانگین نمرة فعالیت بدنی مردان سالمند از زنان سالمند به‌طور معنا‌داری بالاتر بود. میانگین نمرة فعالیت بدنی سالمندان 60 تا 69 سال نسبت به همتایان 70 تا 79 سال و 80 سال و بالاتر نیز به‌طور معنا‌داری بالاتر بود ( 05/0P≤). در میانگین نمرة افسردگی، تفاوت مرتبط با سن و جنس یافت نشد. این یافته‌ها بر تأثیر فعالیت بدنی بر افسردگی در سالمندی تأکید دارد.

بررسی ارتباط بین وضعیت سلامت عمومی، شیوع افسردگی و شاخص تودة بدنی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار دختر و پسر دانشگاه تهران

دوره 1، شماره 3، زمستان 1388، صفحه 83-97

الهه عرب عامری، شیدا احسانی، محمدرضا دهخدا، منصور سیاح

چکیده هدف از این پژوهش بررسی وضعیت سلامت عمومی، شیوع افسردگی و شاخص تودة بدنی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار دختر و پسر دانشگاه تهران است. به این منظور کلیة دانشجویان سال اول تربیت بدنی عمومی دختر و پسر در این تحقیق شرکت کردند و از بین آنها 200 دانشجوی دختر و پسر و 50 ورزشکار و 50 غیرورزشکار در هر گروه انتخاب شدند. به منظور تعیین سلامت عمومی و شیوع افسردگی، از پرسشنامة سلامت عمومی و آزمون افسردگی بک استفاده شد و برای تعیین شاخص تودة بدنی، قد و وزن آزمودنی ها اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که بین میانگین نمره های BMI دو گروه دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار بر حسب جنس تفاوت معنی داری وجود ندارد (09/0 = P)، ولی بین شاخص تودة بدنی دختران و پسران اختلاف معنی داری وجود داشت. هیچ گونه تعامل معنی داری بین جنس و فعالیت بدنی در شاخص BMI مشاهده نشد. بین وضعیت سلامت عمومی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار بر حسب جنس، اختلاف معنی داری مشاهده شد (007/0 = P). بین خرده مقیاس های سلامت عمومی و شاخص تودة بدنی و نمرة بک دانشجویان دانشگاه تهران بر حسب جنس و فعالیت ورزشی رابطة معنی داری مشاهده نشد. با این حال بین خرده مقیاس های GHQ28 و نمرة آزمون بک بر حسب جنس و فعالیت بدنی رابطة معنی داری وجود داشت.