کلیدواژه‌ها = سلامت روان
رشد و یادگیری حرکتی

نقش زمان با کیفیت حرکتی مادر - کودک بر سبک دلبستگی و اضطراب کودکان 5-3 سال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 تیر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.390486.1824

وحید خواجه، زهره مشکاتی

چکیده مقدمه: ارابطه والد-فرزند در اوایل دوران کودکی برای رشد عاطفی و سلامت روان حیاتی است، این مطالعه با هدف بررسی رابطه مبتنی بر حرکت (زمان باکیفیت) بین مادران و فرزندان پیش‌دبستانی آنها و تأثیر آن بر سبک‌های دلبستگی و علائم اضطراب انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش مطالعه‌ای شبه‌آزمایشی از نوع پس‌آزمون با طراحی غیرتصادفی است که در شهر اصفهان انجام شد و شامل ۲۴ کودک ۳ تا ۵ ساله و مادران آن‌ها بود که در ۱۸ جلسه فعالیت بدنی مشترک مادر-کودک بر اساس اصول بازی‌درمانی تراپلی مشارکت داشتند. گروه کنترل متشکل از ۱۶ کودک بود که هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکردند. برای سنجش سبک دلبستگی از پرسشنامه دلبستگی مرکز کینشیپ (KCAQ) و برای سنجش اضطراب کودک از مقیاس اضطراب کودکان اسپنس – نسخه والدین (SCAS-P) استفاده شد. تحلیل اولیه داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و با کنترل متغیرهای سن مادر و سابقه شرکت کودک در کلاس‌های ورزشی پیش از مداخله انجام گرفت.
یافته ها: سطح دلبستگی در گروه آزمایش به‌طور معناداری بالاتر بود (p < 0.01)، در حالی که سطح اضطراب به‌طور معناداری پایین‌تر از گروه کنترل گزارش شد (p < 0.04). همچنین، کاهش‌هایی در رفتارهای اجتنابی و دلبستگی منفی مشاهده گردید.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که فعالیت‌های بدنی ساختاریافته میان مادر و کودک می‌توانند به تقویت دلبستگی ایمن و کاهش اضطراب در کودکان خردسال منجر شوند. این یافته‌ها بر امکان‌پذیری و اثربخشی به‌کارگیری مداخلات درمانی مبتنی بر حرکت در حوزه سلامت روان دوران کودکی و برنامه‌های فرزندپروری اولیه تأکید دارند.

طراحی برنامه مدیریت هیجانات وارزیابی اثر بخشی آن بر کنترل خشم و ارتقای سلامت روان در بازیکنان فوتبال

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 225-238

https://doi.org/10.22059/jmlm.2016.58930

محمد رحیمی، غلامعلی افروز، علی اکبر ارجمند نیا، الهام عظیم زاده

چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی برنامه­ای به‌منظور آموزش مدیریت هیجانی و بررسی اثربخشی این آموزش بر کنترل خشم و سلامت روان بازیکنان فوتبال بود. روش پژوهش حاضر، شبه‌آزمایشی از نوع پیش­آزمون-پس­آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش کلیۀ بازیکنان تیم­های فوتبال لیگ برتر بزرگسالان در سال 1393 بود. 40 نفر از بازیکنان تیم­های فوتبال لیگ برتر به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی 12 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه کنترل گزینش شدند. به‌منظور سنجش سلامت روان و کنترل خشم آزمودنی‌های پژوهش، از فهرست SCL-90 و پرسشنامۀ مهارت کنترل خشم و بستۀ آموزشی مدیریت هیجانی خشم آبرامس (2010) استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مدیریت هیجانی به افزایش معنادار در میزان کنترل رفتارهای تهاجمی بازیکنان تیم­های فوتبال منجر شد. همچنین آموزش مدیریت هیجانی به کاهش معنادار میزان اختلالات روانی بازیکنان تیم­های فوتبال منجر شد. علاوه‌بر این بستۀ آموزش مدیریت هیجانی با در نظر گرفتن ابعاد مختلف هیجانات (ابعاد فیزیولوژیکی، رفتاری- شناختی) و نحوۀ مدیریت (شناسایی تظاهرات فیزیولوژیکی، کنترل رفتار و تغییر تحریفات شناختی) آن می­تواند به افزایش ظرفیت پردازش و مدیریت هیجانی در فوتبالیست­ها منجر شود.