کلیدواژه‌ها = لذت
رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر بازی‌های تعدیل‌شده و تفکر واگرا بر خودکارآمدی و لذت در بازیکنان پسر فوتبال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 شهریور 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.396715.1843

زهرا زارعی، حسن محمدزاده

چکیده مقدمه: این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر دو روش تمرینی "بازی‌های تعدیل‌شده" (SSGs) و تمرین مبتنی بر "تفکر واگرا" (DT) بر خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی در بازیکنان پسر فوتبال انجام شد.
روش پژوهش: روش تحقیق نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون شامل دو گروه تجربی و یک گروه کنترل بود. این مطالعه طی هشت هفته، شامل جلسات پیش‌آزمون و پس‌آزمون و تمرین درطی تمرینات مدرسه فوتبال انجام شد. پیش‌آزمون شامل تکمیل پرسش‌نامه خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی، یک هفته قبل از شروع مداخله انجام شد. بازیکنان با توجه نتایج پیش‌آزمون به‌طور همگن در یکی از دو گروه آزمایشی (گروهDT و گروه SSG) و کنترل قرار گرفتند. مرحله مداخله شامل 18 جلسه آموزشی به مدت20 دقیقه‌ بود. پس‌آزمون مطابق پیش‌آزمون انجام شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس مرکب تفاوت معنا‌داری را بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون دو گروه DT و SSG نشان داد به طوری که می‌توان گفت گروه SSG در مقایسه با گروه DT و هر دو گروه نسبت به گروه کنترل به ترتیب با 77 درصد و 75 درصد از تغییرات، تأثیر بیشتری بر خودکارآمدی و لذت از فعالیت‌بدنی داشتند. در مورد گروه کنترل هیچ‌گونه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: تمرینات SSG با ارائه‌ی محیط‌های تمرینی پویا و متغیر، باعث ایجاد لذت، انگیزه درونی، خودکارامدی، اعتمادبه‌نفس و درنهایت مشارکت بیشتر بازیکنان جوان در تمرینات می‌شوند

مقایسۀ رویکرد آموزش مبتنی بر بازی و رویکرد سنتی: بررسی میزان فعالیت بدنی، انگیزش خود-تعیین و لذت

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 109-127

https://doi.org/10.22059/jmlm.2021.313683.1546

برهان الدین قاری، حسن محمدزاده، جلال دهقانی زاده

چکیده مطالعۀ حاضر با هدف بررسی تأثیر دو رویکرد آموزشی مبتنی بر بازی و رویکرد آموزشی سنتی بر میزان فعالیت بدنی، انگیزش خود-تعیین و لذت از فعالیت بدنی دانشجویان شرکت‌کننده در کلاس‌های تربیت بدنی انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع نیمه‌تجربی بود. شرکت‌کنندگان شامل 30 دانشجوی مرد (میانگین سنی72/1 ± 67/20 سال) بودند که به‌صورت در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی به دو گروه آموزش مبتنی بر بازی و آموزشی سنتی تقسیم شدند و 18 جلسه به مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه به تمرین بازی بسکتبال پرداختند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل سیستم مشاهده‌ای زمان آموزش آمادگی، دستگاه گام‌شمار بیورر، پرسشنامۀ انگیزش درونی و پرسشنامۀ خود-تعیینی بود. برای تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی، آزمون تی مستقل، تحلیل کوواریانس و تحلیل کوواریانس رتبه استفاده شد. نتایج نشان داد که دو گروه آموزش مبتنی بر بازی و سنتی در فاکتورهای مدت زمان فعالیت بدنی متوسط تا شدید و تعداد گام تفاوت معنادار دارند (001/0≥P). از طرفی دو گروه آموزش مبتنی بر بازی و سنتی در لذت بردن از فعالیت بدنی و احساس شایستگی تفاوت معناداری نداشتند؛ اما از نظر خودمختاری (001/0≥P) و احساس تعلق (013/0≥P) تفاوت معنادار بود. نتایج نشان داد که رویکرد آموزشی مبتنی بر بازی می‌تواند موجب ارتقای میزان فعالیت بدنی و کیفیت انگیزشی دانشجویان در کلاس‌های تربیت بدنی شود.