راضیه پرنو؛ ایوب صباغی؛ بهروز ابراهیمی
چکیده
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسۀ دو روش آموزش خطی و غیرخطی بازیهای توپی بالشولة هایدلبرگ بر میزان فعالیت بدنی، خودکارامدی و لذت از فعالیت در دختران هفت تا نهساله انجام گرفت.روش پژوهش: این تحقیق نیمهتجربی با ۳۰ دختر هفت تا نهساله در دو گروه ۱۵ نفره (آموزش خطی و غیرخطی) انجام گرفت. مداخله شامل هشت هفته تمرین (سه جلسه در هفته) بود ...
بیشتر
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسۀ دو روش آموزش خطی و غیرخطی بازیهای توپی بالشولة هایدلبرگ بر میزان فعالیت بدنی، خودکارامدی و لذت از فعالیت در دختران هفت تا نهساله انجام گرفت.روش پژوهش: این تحقیق نیمهتجربی با ۳۰ دختر هفت تا نهساله در دو گروه ۱۵ نفره (آموزش خطی و غیرخطی) انجام گرفت. مداخله شامل هشت هفته تمرین (سه جلسه در هفته) بود و فعالیت بدنی شرکتکنندگان با پرسشنامة فعالیت بدنی نونهالان (ضامنی و همکاران، ۱۳۹۸) در طول دوره و دو ماه پس از آن اندازهگیری شد. همچنین از پرسشنامههای خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی مورانو و همکاران (2019) قبل و بعد از مداخله استفاده شد.یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس مرکب نشان داد که روش آموزش غیرخطی تأثیر معناداری بر افزایش سطح فعالیت بدنی، خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی داشته است (p>0/5). اثر اصلی گروه در تمامی متغیرهای وابسته معنادار بود، که بیانگر تفاوتهای شایان توجه بین دو گروه خطی و غیرخطی است. با این حال، اثر اصلی زمان و همچنین اثر تعاملی زمان × گروه در هیچیک از متغیرهای وابسته به سطح معناداری نرسید (p>0/5).نتیجهگیری: آموزش غیرخطی بازیهای توپهای هایدلبرگ با افزایش خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی، نسبت به آموزش خطی، تأثیر بیشتری در بهبود و پایداری سطح فعالیت بدنی دختران هفت تا نهساله دارد. این یافتهها میتوانند مبنای علمی برای طراحی برنامههای آموزشی مؤثرتر جهت ارتقای مشارکت کودکان در فعالیت بدنی باشند.