رشد و یادگیری حرکتی
مجتبی یاوری؛ حسین صمدی؛ مصطفی حاج لطفعلیان
چکیده
زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربیکنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناستهای پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ ...
بیشتر
زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربیکنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناستهای پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ سال بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه خودکنترلی، جفتشده و مربیکنترلی قرار گرفتند. در مرحله اکتساب، همه گروهها تکلیف تاب زیرپارال را در ۱۲ بلوک ۵ کوششی (در مجموع ۶۰ کوشش) بهصورت عملی اجرا کردند. پس از هر بلوک، نمایش الگو از حرکت صحیح به شرکتکنندگان ارائه شد. تفاوت اصلی بین گروهها در زمانبندی مشاهده الگوی حرکت بود. پس از پایان جلسات تمرین، آزمونهای اکتساب و یادداری انجام شد. روانی حرکت و تغییرپذیری هماهنگی الگوی تاب زیرپارال با استفاده از سیستم Motion Capture ارزیابی گردید. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که همه گروههای تمرینی، صرفنظر از نوع مداخله، در متغیرهای تغییرپذیری هماهنگی، شاخص نرمی حرکت و عملکرد تاب زیرپارال بهبود معناداری داشتند. مقایسه بین گروهی نشان داد که گروه خودکنترلی در مقایسه با دو گروه دیگر، بهطور معناداری در متغیرهای عملکرد، تغییرپذیری هماهنگی و شاخص نرمی حرکت برتری دارد (p < 0.05).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که بهکارگیری روش خودکنترلی میتواند منجر به نتایج مطلوبتری در یادگیری مهارت تاب زیرپارال کودکان شود؛ بنابراین، استفاده از این روش به ورزشکاران و مربیان توصیه میگردد.