تأثیر مداخله مهارتهای حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانشآموزان ۱۰ تا ۱۲ سال
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 اسفند 1404
https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.406152.1871
مهتاب عربی، مریم معبودی علی آبادی
چکیده مقدمه: کارکردهای اجرایی از مهمترین تواناییهای شناختی مرتبط با رفتار هدفمند، خودتنظیمی و یادگیری در دوران کودکی هستند و نقش تعیینکنندهای در موفقیت تحصیلی و عملکرد روزمره دانشآموزان ایفا میکنند. با توجه به اینکخه شواهد تجربی در خصوص تأثیر مداخلات مهارتهای حرکتی بر مؤلفههای مختلف کارکردهای اجرایی در کودکان ایرانی محدود است. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یک دوره مداخله مهارتهای حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانشآموزان دختر و پسر ۱۰ تا ۱۲ سال بود.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمهتجربی بوده و با استفاده از طرح پیشآزمون–پسآزمون، بر روی دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. مداخله آموزش مهارتهای حرکتی به مدت ۷ هفته برای گروه آزمایش اجرا گردید. نمونه آماری شامل 40 دانشآموزان دختر و پسر 10 تا 12 سالۀ بودند که به روش نمونهگیری در دسترس به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. جمعآوری دادهها با آزمون هوش وکسلر، آزمون فلانکر رنگ و آزمون توقف علامت تهیه شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کووریانس نشان داد که مداخله مهارتهای حرکتی تأثیر معناداری بر کارکردهای اجرایی، پردازش اطلاعات و کمبود توجه دانشآموزان داشت ، اما از نظر جنسیت، میزان این تأثیر در هیچیک از متغیرهای وابسته تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان داد برنامه تمرینی با شیوه ارائهشده دراین پژوهش، برعملکرد اجرا و پردازش اطلاعات و کمبود توجه مؤثر است.
مقدمه
بررسی بهبود متغیرهای کینتیک کنترل پاسچر ورزشکاران رزمیکارپس از اعمال تحریک tDCS
دوره 10، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 587-602
https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.261688.1390
مهران دلفانی، مهتاب عربی
چکیده تحریک جریان مستقیم ترانسکرانیال (tDCS) یک تکنیک تعدیل عصبی است که جریان مستقیم با شدت پایین را به سلولهای مغزی القا میکند که باعث تحریک یا مهار خودانگیختۀ فعالیت عصبی میشود. در دهههای اخیر استفاده از تحریک الکتریکی بهعنوان روشی مؤثر در بهبود تعادل در افراد مختلف استفاده شده است. هدف از تحقیق حاضر بررسی بهبود متغیرهای کینتیک کنترل پاسچر ورزشکاران رزمیکار پس از اعمال تحریک tDCS بود. شرکتکنندهها 20 ورزشکار مرد رزمیکار 18 تا 25 سال بودند. 10 نفر گروه تجربی که تحت تحریک الکتریکی به مقدار 3 - 1 میلیآمپر به مدت 20-15 دقیقه قرار گرفتند و 10 نفر گروه کنترل، که تحت tDCS شم قرار گرفتند. سپس هر دو گروه تحت آزمون سازماندهی حسی دستگاه پاسچروگرافی تحت ارزیابی متغیرهای کینتیک کنترل پاسچر قرار گرفتند. در تحلیل دادههای تحقیق از آزمون تحلیل کوواریانس بهمنظور بررسی تفاوت در تأثیر مداخلات تمرینی بر کنترل پاسچر شرکتکنندگان دو گروه استفاده شد (05/0P<).یافتههای پژوهش نشان داد که تحریک الکتریکی مغز بر کنترل پاسچر ورزشکاران مرد رزمیکار بر سه شاخص پایداری در حالات حذف اطلاعات سیستمهای حسی عمقی، حذف اطلاعات سیستم حسی – عمقی و بینایی و حذف اطلاعات سیستم حسی عمقی و ارائۀ آرایههای نامناسب سیستم بینایی، تأثیر معناداری دارد. در نهایت نتایج این تحقیق نشان داد که تحریک جریان مستقیم ترانسکرانیال میتواند موجب بهبود و ارتقای متغیرهای کینتیک کنترل پاسچر ورزشکاران رزمی شود.
مقایسۀ الگوهای مشاهدهای در یادگیری تکالیف مختلف
دوره 9، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 457-475
https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.220713.1186
مهتاب عربی، عبدالله قاسمی، سید محمد کاظم واعظ موسوی
چکیده
هدف از تحقیق حاضر مقایسۀ الگوهای مشاهدهای در یادگیری تکلیف حرکتی دریافت توپ والیبال و تکلیف شناختی- حرکتی تردستی با سه توپ بود. آزمودنیها 80 نفر از دانشجویان دختر 25-19 ساله بودند. در هر تکلیف 40 آزمودنی شرکت داشت. شرکتکنندهها به چهار گروه مشاهدۀ الگوی مبتدی، ماهر، ترکیبی و گروه فعالیت بدنی تقسیم شدند. همۀ گروههای مشاهده از طریق فیلم ویدئویی الگوی مخصوص به خود را تماشا کردند. در این تحقیق در هر دو تکلیف چند مرحلۀ اکتساب و آزمون یادداری و انتقال انجام گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادهها در مرحلۀ اکتساب از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و در آزمونهای یادداری و انتقال از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمونهای تعقیبی مناسب استفاده شد (05/0P<). در تکلیف حرکتی، در مرحلۀ اکتساب مشاهدۀ الگوی ماهر- مبتدی نسبت به دیگر گروهها بهتر بود، اما این برتری معنادار نبود، ولی در آزمون یادداری و انتقال مشاهدۀ الگوی ماهر- مبتدی، برتری معناداری داشت. در تکلیف شناختی- حرکتی، مشاهدۀ الگوی مبتدی در مرحلۀ اکتساب و آزمون یادداری و انتقال نسبت به گروههای دیگر بهتر بود، اما این برتری در آزمون انتقال معنادار نبود. براساس نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد میشود که در یادگیری تکالیف مختلف، از شیوههای الگودهی متفاوتی استفاده شود.
