کلیدواژه‌ها = بازنمایی ذهنی

تأثیر تمرین افتراقی و تداخل زمینهای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربۀ گلف

دوره 17، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 5-23

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.379928.1793

حانیه اکبرآبادی، داود فاضلی، پروانه شمسی پور دهکردی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین افتراقی و تداخل زمینه‌ای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربۀ گلف بود. روش پژوهش: 50 دانشجوی دختر راست‌دست 20 تا 35 ساله با بینایی طبیعی از دانشگاه الزهرا به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در پنج گروه یادگیری افتراقی تصادفی، افتراقی مسدود، تداخل زمینه‌ای تصادفی، تداخل زمینه‌ای مسدود و کنترل تقسیم شدند. برای اجرای تکلیف از توپ و چوب استاندارد گلف، اهداف دایره‌ای با قطر 11 سانتی‌متر روی زمین چمن (9×4 متر) و نرم‌افزار سنجش بازنمایی ذهنی استفاده شد. آزمودنی‌ها در پیش‌آزمون تکلیف سنجش بازنمایی ذهنی و 15 ضربه از فاصلۀ 3 متری را اجرا کردند. در مرحلۀ اکتساب، 12 بلوک 15 کوششی مطابق دستورالعمل گروهی انجام دادند. 24 ساعت بعد، در آزمون یادداری مشابه با پیش‌آزمون و در آزمون انتقال، 15 ضربه از فاصلۀ 5 متری اجرا شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد در مرحلۀ اکتساب، عملکرد گروه افتراقی تصادفی به‌طور معناداری ضعیف‌تر از سایر گروه‌ها بود (0/001=P). در آزمون یادداری، گروه‌های افتراقی تصادفی و تداخل زمینه‌ای تصادفی دقت بالاتری نسبت به گروه‌های مسدود داشتند (0/001=P) و در آزمون انتقال، گروه‌های یادگیری افتراقی عملکرد دقیق‌تری نشان دادند. همچنین بازنمایی ذهنی در یادداری برای گروه افتراقی تصادفی نسبت به پیش‌آزمون به‌طور معناداری بهبود یافت (0/001=P). نتیجه‌گیری: تغییرات مستمر در یادگیری افتراقی احتمالاً به دلایلی مانند ظهور جاذب‌های وابسته به خود و زمینه و نوسانات تصادفی به تعمیم‌پذیری بالاتر در مقایسه با تداخل زمینه‌ای منجر شده است.

مطالعۀ کینماتیکی سازوکارهای اجرای جسمانی، مشاهدۀ عمل و تصویرسازی ذهنی با استفاده از دستکاری بازخورد

دوره 17، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 43-59

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.379355.1791

داود فاضلی، حسین تقی زاده، سیده فاطمه جباری، لیلا قوهستانی

چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر آن بود که با دستکاری مستقیم بازخورد در حالت اجرای جسمانی و مشاهدۀ عمل به این موضوع بپردازد که آیا بازخورد به‌عنوان یک متغیر تعدیل‌کننده برای تأثیرات متفاوت تمرین جسمانی، مشاهده‌ای و تصویرسازی عمل می‌کند یا خیر؟
روش پژوهش: در این پژوهش 60 دانشجوی راست‌دست شرکت داشتند که به‌صورت تصادفی به شش گروه به‌صورت زیر تقسیم شدند: جسمانی، مشاهده‌ای، ذهنی، جسمانی بدون بازخورد، مشاهده‌ای بدون بازخورد و کنترل. افراد به مدت یک روز (9 بلوک 18 کوششی) به تمرین ضربه گلف پرداختند. گروه‌های تمرینی بر اساس گروه‌بندی ذکرشده به‌صورت جسمانی، مشاهده‌ای و یا تصویرسازی تکلیف را تمرین کردند. گروه‌های جسمانی بدون بازخورد و مشاهده‌ای بدون بازخورد از مشاهدۀ نقطۀ توقف توپ منع شدند. دقت ضربۀ افراد و تعداد درجات آزادی دینامیک به‌عنوان متغیر اجرا مورد سنجش قرار گرفتند.
یافته‌ها: در متغیر دقت حرکت نشان داده شد که حذف بازخورد در تمرین جسمانی و تمرین مشاهده‌ای سطح عملکرد را در حد تصویرسازی ذهنی کاهش می‌دهد. با این حال در تعداد درجات آزادی دینامیک نشان داده شد که تصویرسازی حرکتی با گروه‌های بدون بازخورد تفاوت معنا‌داری دارد و حذف بازخورد در این دو حالت موجب مشابهت با تصویرسازی ذهنی نشد.
نتیجه‌گیری: این نتایج بر اساس مکانیزم‌های زیربنایی متفاوت توجیه شدند. استدلال شد که تمرین جسمی یک تمرین ادراک‌محور است و تصویرسازی ذهنی یک تمرین مبتنی بر شناخت است که بر بازنمایی حافظه‌ای برای تولید حرکت تکیه دارد. در مقابل تمرین مشاهده‌ای یک فرایند دوسویة ادراکی-شناختی است.

رابطۀ بین توانایی تصویرسازی حرکتی و ساختار بازنمایی ذهنی در بازیکنان بسکتبال

دوره 14، شماره 4، 1401، صفحه 69-82

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.350270.1685

محبوبه شیخ زاده، ربابه رستمی، داود فاضلی

چکیده زمینه: تصویرسازی حرکتی از جمله وجوه شناختی تکلیف است که در بسیاری از تکالیف به‌عنوان عاملی اثرگذار بر عملکرد بررسی می‌شود. همچنین یکی دیگر از ابعاد شناختی تکالیف که محققان عقیده دارند نقش مهمی در کنترل حرکتی و اجرای تکلیف دارد، بازنمایی ذهنی است. هدف از این تحقیق تعیین رابطۀ بین توانایی تصویرسازی حرکتی و ساختار بازنمایی ذهنی در تکلیف پرتاب آزاد بسکتبال بود.
روش پژوهش: روش این پژوهش از نوع همبستگی بود و از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد. در این  تحقیق از پرسشنامۀ تصویرسازی حرکتی ویرایش‌شده و نرم‌افزار بازنمایی ذهنی به‌عنوان ابزار استفاده شد. توانایی تصویرسازی حرکتی 60 بسکتبالیست زن اندازه‌گیری شد و 10 نفر با بالاترین توانایی تصویرسازی (میانگین سن16/3 و انحراف استاندارد 2/05) و 10 نفر با پایین‌ترین توانایی تصویرسازی (میانگین سنی 3/9±20/4) انتخاب شدند. سپس با استفاده از نرم‌افزار بازنمایی ذهنی، ساختار بازنمایی ذهنی آنها اندازه‌گیری شد. رابطۀ بین توانایی تصویرسازی ذهنی و بازنمایی ذهنی با استفاده از تحلیل همبستگی تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که گروه با توانایی تصویرسازی بالا بازنمایی ذهنی ساختاریافته‌تری دارد و این ساختار مشابهت بیشتری با ساختار بازنمایی ذهنی معیار دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین نمرات تصویرسازی و ساختار بازنمایی ذهنی در هر دو گروه رابطۀ مثبت و معناداری وجود دارد.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها با استفاده از دیدگاه ادراکی شناختی توجیه شدند. همچنین این نتایج به‌عنوان شاهدی برای فرایند بالا به پایین تصویرسازی در نظر گرفته شدند. دستیابی به این نتیجه، حاکی از این است که تمرین مهارت‌های روان‌شناختی همگام با مهارت‌های تکنیکی، سهم بسیار مهمی در موفقیت ورزشی ورزشکاران خواهد داشت.