کلیدواژه‌ها = هماهنگی حرکتی

تأثیر تمرین همراه با ریتم‌های مختلف موسیقی بر جفت‌شدگی حرکت هماهنگی دودستی نامتقارن

دوره 17، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 101-121

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.378431.1786

عذرا نریمیسایی، محمدرضا دوستان، معصومه حسین زاده

چکیده مقدمه: هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرین همراه با ریتم‌های مختلف موسیقی بر جفت‌شدگی حرکت دودستی بود.
روش پژوهش: شرکت‌کنندگان در پژوهش 48 دانش‌آموز (۱۵ تا 17 ساله) بودند که به سه گروه 16 نفره تقسیم شدند. آنها در پیش‌آزمون چهار حرکت دودستی با دشواری متفاوت، که شامل ترسیم دایره- خط بود، انجام دادند. در تمرین تنها تکلیفِ ترسیم دست راست دایره و دست چپ خط افقی انجام شد. سه جلسه تمرین (هر جلسه 4 بلوک 10 کوششی 30 ثانیه‌ای) انجام شد. حین تمرین، گروه اول به موسیقی با ضرباهنگ ۱۲۰ ضربه در دقیقه و گروه دوم 90 ضربه در دقیقه گوش می‌دادند. گروه سوم بدون موسیقی تمرین انجام کردند. آنها بلافاصله پس‌آزمون و ۴۸ ساعت بعد آزمون یادداری و انتقال را انجام دادند. برای تحلیل آماری، از آزمون‌های آنووای مرکب و تحلیل واریانس مکرر در سطح معنا‌داری 0/05 استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمرین همراه با موسیقی در آزمون یادداری و انتقالِ ساده و متوسط سبب پیشرفت در الگوی فضایی تکلیف دودستی ترسیم دایره- خط شد، ولی در آزمون انتقالِ دشوار، تمرینات به‌ویژه در گروه اول (موسیقی با تمپوی بالا) موجب افت عملکرد شد. به‌طوری‌که در الگوی زمانی یا تعداد دایره-خط در آزمون انتقالِ دشوار، افت عملکرد مشاهده شد و انتقال منفی رخ داد.
نتیجه‌گیری: روی‌هم‌رفته پس از تمرین، شاید به‌دلیل سادگی حرکت، جفت‌شدگی دودستی قوی رخ نداد. همچنین جفت‌شدگیِ زمانی از جفت‌شدگی فضایی قوی‌تر بود و هرچه تمپوی موسیقی بالاتر بود، میزان جفت‌شدگی دودستی بیشتر بود. 

بررسی تفاوت‌های تغییرپذیری حرکتی و نرمی حرکت در تکلیف دسترسی و چنگ زدن در کودکان و بزرگسالان

دوره 11، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 215-230

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.276939.1434

امیر دانا، صالح رفیعی

چکیده دسترسی و چنگ زدن از اساسی‌ترین مهارت‌های بنیادی انسان است. هدف از این تحقیق بررسی تفاوت‌های تغییرپذیری حرکتی و نرمی حرکت در حرکت دسترسی و چنگ زدن در کودکان و بزرگسالان بود. به این منظور 60 کودک 8 تا 13 ساله به شش گروه تقسیم شدند. تکلیف مورد استفاده شامل دسترسی و گرفتن مکعب با ابعاد 6/3 سانتی‌متر مکعب بود که گرفتن کف دستی را برای همۀ کودکان فراهم می‌کرد. افراد باید با دست برتر مکعب را می‌گرفتند و آن را نزدیک ناحیۀ دهان می‌آوردند. علاوه‌بر این یک گروه بزرگسال نیز در این تحقیق شرکت کردند (میانگین سنی=2/1± 24 سال). شرکت‌کنندگان 10 کوشش را اجرا می‌کردند که متغیرهای کینماتیک شامل میانگین مربعات جرک، جرک بدون بعد، دامنۀ حرکت مفصل آرنج و تغییرپذیری در الگوی هماهنگی محاسبه شد. به‌منظور تحلیل داده‌ها در هر متغیر از طرح تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. نتایج نشان داد که در متغیر میانگین مربعات جرک و جرک بدون بعد گروه‌های سیزده‌ساله نیز تفاوت معنا‌داری با افراد بزرگسال دارند. در متغیر دامنۀ حرکت مفصل آرنج و همچنین تغییرپذیری در الگوی حرکتی نشان داده شد که گروه‌های هشت و نه‌ساله تفاوت معنا‌داری با سایر گروه‌ها دارند، اما تفاوتی بین سایر گروه‌ها وجود نداشت. به‌طور کلی نتایج نشان داد که رشد فرایند دسترسی و چنگ زدن به اوایل کودکی منحصر نمی‌شود. این نتایج با توجه به رشد کنترل حرکتی و همچنین اکتساب ناهمزمان متغیرهای کینماتیک در فرایند یادگیری مهارت حرکتی توجیه شدند.

تأثیر هشت هفته تمرینات حس عمقی بر هماهنگی حرکتی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

دوره 10، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 505-517

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.238080.1278

اکبر معینی، غلام حسین ناظم زادگان، ربابه رستمی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات حس عمقی بر هماهنگی حرکتی کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم مدارس شهر شیراز بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح یک گروهه با مراحل اندازه‌گیری بود. شرکت‌کنندگان 16 نفر از کودکان 5 تا 12 سال با میانگین سنی 21/2±62/8 بودند که با توجه به نتایج حاصل از خرده آزمون‌های برنینکس- اوزرتسکی به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل همگن شدند. آزمودنی‌های گروه آزمایش به‌صورت انفرادی تمرینات حس عمقی را به‌مدت 24 جلسه در حالیکه گروه کنترل نیز به صورت انفرادی با همان تعداد جلسات، تمرینات معمول کاردرمانی را انجام دادند. بعد از اتمام دوره تمرین، پس‌آزمون برای هر دو گروه اجرا شد؛ نتایج حاصل نشان داد که در همه خرده مقیاس‌های هماهنگی حرکتی: پگبورد، انداختن سکه در جعبه با دست برتر و دست غیر برتر، نخ کردن مهره‌ها، چیدن مکعب‌ها روی‌هم، پرتاب توپ به‌هدف و دریافت توپ تفاوت معناداری بین گروه‌ها وجود داشت. با توجه به بررسی و ارزیابی‌های انجام‌شده در این پژوهش و معنادار شدن هماهنگی حرکتی درنتیجه تغییرات به وجود آمده در سیستم پردازشی و سیستم‌های حسی-حرکتی این افراد، می‌توان این نتیجه‌گیری را کرد که تمرینات حس عمقی موجب بهبود هماهنگی حرکتی در کودکان اوتیسم شده است.

تأثیر سطوح مختلف فعالیت شناختی بر هماهنگی حرکتی درون‌فردی و بین‌فردی تکواندوکاران (پومسه)

دوره 10، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 327-348

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.134513.981

اکبر بهلول، مهدی شهبازی، شهزاد طهماسبی

چکیده هماهنگی جزء مهم اجرای موفقیت‌آمیز حرکات در زندگی روزمره و فعالیت‌های ورزشی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر سطوح مختلف فعالیت شناختی بر هماهنگی حرکتی درون‌فردی و بین‌فردی تکواندوکاران (پومسه) بود. جامعۀ آماری تحقیق حاضر پومسه­روهای مرد شهر تهران بودند که از این بین 30 پومسه­رو انفرادی و30 پومسه­رو تیمی با دامنۀ سنی 17تا 30 سال انتخاب شدند و به‌صورت نمونۀ در دسترس در سه گروه کنترل، فعالیت شناختی ساده و فعالیت شناختی دشوار قرار گرفتند.گروه کنترل فقط تکلیف هماهنگی حرکتی و گروه شناختی تکلیف دوگانه را انجام دادند. نتایج آزمون تحلیل واریانس یکراهه برای هماهنگی حرکتی دودستی (003/0P=) و دوپایی (04/0P=) در فاکتور زمان کل حرکت (سرعت) و برای هماهنگی حرکتی بین‌فردی (02/0P=) در فاکتور درصد خطا (دقت) تفاوت معناداری را بین گروه‌ها نشان داد که با بررسی دوبه‌دوی گروه­ها مشخص شد، گروه فعالیت شناختی ساده (003/0P=) و دشوار (001/0P=) در هماهنگی حرکتی دودستی و گروه فعالیت شناختی دشوار در هماهنگی حرکتی دوپایی (02/0P=) و بین‌فردی (01/0P=) عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند. پیشنهاد می­شود در کنار فعالیت­های بدنی استفاده از فعالیت­هایی با سطح دشواری بالا نیز مدنظر قرار گیرد.

تأثیر تمرینات ثبات مرکزی بر مهارت‌های بنیادی کودکان با اختلال بینایی

دوره 10، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 451-465

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.250808.1343

فاطمه سادات حسینی، امید فرج الهی

چکیده اختلال بینایی به‌عنوان یک محدودیت فردی، می‌تواند موجب عدم ادراک بینایی کافی شده، و بر همۀ جنبه‌های رشد کودک تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر یک دوره تمرینات ثبات مرکزی بر مهارت‌های بنیادی در پسران کودک کم‌بینا بود. تعداد 30 کودک کم‌بینا با دامنۀ سنی 7-5 سال، با استفاده از نمونه‌های در دسترس انتخاب و پس از انجام پیش‌آزمون اولریخ به‌صورت تصادفی به دو گروه تمرینات ثبات مرکزی و فعالیت‌های معمول روزانه تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 16 جلسه­ و هر جلسه 45 دقیقه در تمرینات ثبات مرکزی شرکت کردند. گروه کنترل در این مدت فعالیت­های روزانۀ خود را اجرا کردند. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس مرکب 2*2 و آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد تفاوت معناداری بین نمره‌های دو گروه وجود دارد، به‌صورتی که آزمودنی‌های گروه تمرینات ثبات مرکزی عملکرد بهتری در تمامی خرده‌مقیاس‌های جابه‌جایی نسبت به گروه کنترل داشتند (05/0P<). به‌طور کلی، نتایج پژوهش تمرین ثبات مرکزی را به‌دلیل ارتقای سطوح انگیزش و لذت از فعالیت بدنی، رشد خودپندارۀ جسمانی در کودکان و ارتقای عملکرد عضلات شکمی و پشتی به‌عنوان مدل تمرینی مناسب برای ارتقای مهارت‌های حرکتی بنیادی در کودکان دارای اختلال بینایی پیشنهاد می‌کند.