کلیدواژه‌ها = رشد اجتماعی

مقایسۀ رشد اجتماعی در دانشجویان ورزشکار (رشته‌های تیمی و انفرادی) و غیرورزشکار دانشگاه فرهنگیان

دوره 14، شماره 4، 1401، صفحه 41-54

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.353413.1698

مرتضی پورآذر، مرتضی همایون نیا فیروزجاه

چکیده مقدمه: ورزش بخش مهمی از زندگی دانشجویان محسوب می‌شود. تأثیر جنسیت و نوع ورزش دانشجویان بر رشد اجتماعی آنها می‌تواند متفاوت باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسۀ رشد اجتماعی در دانشجویان ورزشکار (رشته‌های تیمی و انفرادی) و غیرورزشکار دانشگاه فرهنگیان بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع پیمایشی مقطعی بود. جامعۀ آماری شامل 2000 دانشجوی پسر و دختر در حال تحصیل در دانشگاه فرهنگیان استان مازندران بودند. 300 نفر از دانشجو معلمان با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامۀ رشد اجتماعی وایتزمن (1990) بود. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج آزمون تحلیل واریانس دوطرفه، اثر اصلی جنسیت و اثر اصلی گروه معنادار است. با وجود این، اثر تعاملی گروه و جنسیت معنادار نشد. میزان رشد اجتماعی دانشجویان دختر در مقایسه با دانشجویان پسر بالاتر بود. بر اساس نتایج آزمون تعقیبی توکی، گروه ورزشکاران نسبت به غیرورزشکاران به‌طور معناداری بهتر بودند. با وجود این، هرچند ورزشکاران رشته‌های انفرادی نسبت به ورزشکاران تیمی از میانگین رشد اجتماعی بیشتری برخوردار بودند، اما اختلاف آنها معنادار نبود.
نتیجه‌گیری: با توجه به رشد اجتماعی بالاتر ورزشکاران نسبت به غیرورزشکاران و همچنین نمرات رشد اجتماعی تقریباً یکسان در هر دو گروه ورزشکاران (رشته‌های تیمی و انفرادی)، پیشنهاد می‌شود مربیان از طریق تأکید بر اهمیت یکسان هر یک از ورزشکاران سبب ایجاد جو حمایتی شوند و زمینه‌ساز رشد اجتماعی در بین تمامی افراد را فراهم آورند. 

ارتباط بین رشد حرکتی و رشد اجتماعی کودکان درخودماندۀ 10-6 سال شهر مشهد

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 209-224

https://doi.org/10.22059/jmlm.2016.58946

سمیه طباطبایی، مهدی شهبازی، فضل اله باقرزاده

چکیده اصطلاح درخودمانده در مورد افرادی به‌کار می‌رود که دارای مجموعه‌ای از اختلالات رشدی وابسته به سیستم اعصاب مرکزی باشند. این کودکان با نقص در تعامل اجتماعی، زبان و ارتباطات شناخته می‌شوند. هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین رشد حرکتی و رشد اجتماعی کودکان درخودماندۀ10-6 سال شهر مشهد بود. نمونۀ آماری تحقیق 41 دانش‌آموز (31 پسر و 10 دختر) مبتلا به اختلال درخودماندگی با عملکرد بالا بود. محقق نخست با استفاده از پرسشنامۀ ارتباطات اجتماعی(SCQ)، نمرۀ رشد اجتماعی کودکان را به‌دست آورد. سپس برای تعیین سطح رشد حرکتی، از مقیاس رشد حرکتی لینکلن– ازرتسکی بهره برد. در بررسی آماری داده‌ها، در بخش توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در بخش استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در سطح اطمینان 95 درصد استفاده شد. نتایج نشان داد که بین رشد حرکتی با رشد اجتماعی پسران و دختران درخودمانده ارتباط معنا‌داری وجود دارد (05/0P<). همچنین در بخش پسران این ارتباط بین مهارت‌های حرکتی درشت، مهارت‌های حرکتی ظریف و هماهنگی چشم و دست با رشد اجتماعی معنا‌دار بود (05/0P<). در بخش دختران ارتباط بین مهارت‌های حرکتی ظریف و هماهنگی چشم و دست با رشد اجتماعی معنا‌دار بود (05/0P<)، اما ارتباط معنا‌داری بین چابکی انگشتان با رشد اجتماعی در هیچ‌یک از دو گروه پسران و دختران مشاهده نشد (05/0<P). نتایج در زمینۀ ارتباط بین رشد حرکتی و رشد اجتماعی نشان می‌دهد که اعمال مهارت‌های حرکتی ممکن است در بهبود دانش‌آموزان اوتیسمی مؤثر باشد.

تأثیر بازی های کودکانة سنتی و مدرن بر رشد اجتماعی دانش آموزان دختر اول ابتدایی

دوره 3، شماره 1، بهار 1390، صفحه 147-164

فاطمه پورشکوری شارمی، احمدرضا موحدی، احمد عابدی

چکیده اجتماعی شدن، یکی از والاترین و مهم ترین اهداف هر برنامة رشدی است و دانشمندان تعلیم و تربیت برای استفاده از ابزارهای لازم برای بهینه ساختن بستر مناسب به منظور ارتقای رشد اجتماعی کودکان در طول دوران رشد تلاش می کنند. در تحقیق حاضر تأثیر بازی های کودکانة سنتی و مدرن بر رشد اجتماعی کودکان دختر اول ابتدایی (6 و 7 ساله) بررسی می شود. پژوهش حاضر به روش آزمایشی با گروه های بازی های مدرن، بازی های سنتی و گروه کنترل همراه با طرح پیش آزمون – پس آزمون بر روی دانش آموزان دختر پایة اول ابتدایی در سال 89-1388 در دو دبستان مناطق 13 و 14 شهر تهران انجام گرفت. آزمودنی ها 45 دانش آموز دختر پایة اول ابتدایی بودند که به طور تصادفی و به تعداد برابر به 3 گروه تقسیم شدند. گروه اول بازی های سنتی و گروه دوم بازی های مدرن را به مدت 15 هفته، هفته ای یک جلسه انجام دادند و گروه سوم نیز به عنوان گروه کنترل بوده هیچ بازی را تجربه نکردند. برای اندازه گیری رشد اجتماعی افراد از پرسشنامة رشد اجتماعی واینلند (1953) استفاده شد. در این پژوهش از روش آماری تحلیل کوواریانس برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد بازی های کودکانة سنتی و مدرن هر دو بر رشد اجتماعی کودکان مؤثر بود و اختلاف معناداری بین دو نوع بازی مذکور وجود نداشت، ولی گروه بازی های سنتی امتیاز بیشتری در رشد اجتماعی کسب کردند. در این زمینه می توان گفت که گنجاندن بازی های کودکانه در ساعات تربیت بدنی مدارس برای توسعة رشد اجتماعی کودکان سودمند است.