روح اله محمدی میرزائی؛ مجید محمدی
چکیده
مقدمه: کاهش سطح فعالیت بدنی در بین دانشآموزان مدارس ابتدایی به نگرانی شایان توجهی برای سلامت عمومی تبدیل شده است. مایل روزانه یک مداخلة مبتکرانة فعالیت بدنی است که بهطور مثبت بر نشانگرهای سلامت تأثیر میگذارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخلة فعالیت بدنی مدرسهمحور مایل روزانه بر سواد بدنی و کیفیت زندگی دانشآموزان پسر ...
بیشتر
مقدمه: کاهش سطح فعالیت بدنی در بین دانشآموزان مدارس ابتدایی به نگرانی شایان توجهی برای سلامت عمومی تبدیل شده است. مایل روزانه یک مداخلة مبتکرانة فعالیت بدنی است که بهطور مثبت بر نشانگرهای سلامت تأثیر میگذارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخلة فعالیت بدنی مدرسهمحور مایل روزانه بر سواد بدنی و کیفیت زندگی دانشآموزان پسر دبستانی بود. روش پژوهش: جامعۀ آماری شامل دانشآموزان پسر شهر نورآباد با دامنۀ سنی 8 تا 10 سال بود که 200 نفر (100 نفر گروه تجربی، 100 نفر گروه کنترل) با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای و انجام آزمونهای سواد بدنی (CAPL-2) و تکمیل پرسشنامۀ کیفیت زندگی (Peds QL) بهصورت پیشآزمون و پسآزمون در این پژوهش شرکت کردند. گروه تجربی به مدت دو ماه بهصورت سه جلسه در هفته در برنامة مایل روزانه شرکت کردند و گروه کنترل فعالیتهای معمول خود را انجام دادند.یافتهها: نتایج نشان داد مداخلۀ مایل روزانه اثر معناداری بر سواد بدنی، فعالیت بدنی روزانه، شایستگی جسمانی، انگیزش و اعتمادبهنفس، دانش و درک شرکتکنندگان دارد (0/001=P). همچنین اثر مداخلة مایل روزانه بر کیفیت زندگی و مؤلفههای آن شامل عملکرد جسمانی، عملکرد عاطفی، عملکرد اجتماعی و عملکرد تحصیلی معنادار بود (0/001=P).نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، مداخلات مدرسهمحور میتواند به توسعة سواد بدنی و کیفیت زندگی دانشآموزان پسر کمک کند. نتایج بهدستآمده از برنامة مداخلهای مایل روزانه حمایت کرد که پیشنهاد میشود از این فعالیتها در کنار برنامههای معمول مدارس استفاده شود. تحقیقات بیشتر برای بررسی اثربخشی این مداخلات در سطح کشور مورد نیاز است.
سپیده جلالی؛ حسن محمدزاده؛ جلال دهقانی زاده
چکیده
مقدمه: یائسگی شروع دوران جدیدی در زندگی یک زن است. این دوران همانند تمامی مراحل دیگر زندگی دارای زوایای مثبت و منفی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی تمرینات پیلاتس بر سطح سرمی BDNF، تعادل و کیفیت زندگی زنان یائسه و غیریائسه بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمهتجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون شامل دو گروه تجربی و دو گروه کنترل بود. جامعۀ ...
بیشتر
مقدمه: یائسگی شروع دوران جدیدی در زندگی یک زن است. این دوران همانند تمامی مراحل دیگر زندگی دارای زوایای مثبت و منفی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی تمرینات پیلاتس بر سطح سرمی BDNF، تعادل و کیفیت زندگی زنان یائسه و غیریائسه بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمهتجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون شامل دو گروه تجربی و دو گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش تمامی زنان یائسه و غیریائسۀ شهر ارومیه بودند. نمونه شامل 60 زن (سن 1/77±45/77 سال) یائسه و غیریائسه بود که بهصورت داوطلبانه انتخاب شدند و بهطور تصادفی در چهار گروه 15 نفری قرار گرفتند. از همۀ آزمودنیها 48 ساعت قبل از شروع تمرینات و پس از پایان دورۀ تمرینی، بهصورت ناشتا خونگیری بهعمل آمد. سپس هر دو گروه تجربی طی 12 هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه 60 دقیقه به اجرای تمرینات پیلاتس پرداختند. همچنین، شرکتکنندگان آزمون تعادل پویای Y و پرسشنامۀ کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی را در پیشآزمون و پسآزمون بهطور مشابه هم انجام دادند.یافتهها: نتایج تحلیل واریانس مرکب تفاوت معناداری را بین پیشآزمون و پسآزمون گروه زنان یائسه و غیریائسه در متغیرهای مربوطه نشان داد، بهطوریکه میتوان گفت احتمالاً 91، 76 و 94 درصد از تغییرات در سطح سرمی BDNF، تعادل و کیفیت زندگی زنان یائسه و غیریائسه تحت تأثیر تمرینات پیلاتس بوده است. درحالیکه در گروههای کنترل در متغیرهای مربوطه تأثیر معناداری مشاهده نشد (P≤0/05)نتیجهگیری: انجام تمرینات پیلاتس میتواند راهبردی مؤثر برای بهبود سطح سرمی BDNF، تعادل و کیفیت زندگی در زنان یائسه و غیریائسه باشد.
نیلوفر امامیان؛ علی شفیع زاده؛ مسعود اعتمادی فر
چکیده
مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس (اماس) از شایعترین بیماریهای خودایمنی التهابی مزمن سیستم عصبی مرکزی است که بر سیستمهای حرکتی و حسی پایه برای کنترل تعادل در هنگام ایستادن و راه رفتن تأثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات حس عمقی بر تعادل، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اماس بود.روش پژوهش: جامعة آماری پژوهش شامل ...
بیشتر
مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس (اماس) از شایعترین بیماریهای خودایمنی التهابی مزمن سیستم عصبی مرکزی است که بر سیستمهای حرکتی و حسی پایه برای کنترل تعادل در هنگام ایستادن و راه رفتن تأثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات حس عمقی بر تعادل، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اماس بود.روش پژوهش: جامعة آماری پژوهش شامل زنان 20 تا 50 سالۀ مبتلا به اماس با نمرۀ مقیاس وضعیت شدت ناتوانی 1تا 4 و عضو انجمن اماسشهر اصفهان بودند. از بین بیماران 30 داوطلب به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و در دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنیهای هر دو گروه پیش از شروع برنامۀ تمرینی پرسشنامههای شدت خستگی و کیفیت زندگی بیماران اماس را تکمیل و در آزمون مقیاس تعادل برگ شرکت کردند. گروه تجربی به مدت هشت هفته تمرینات حس عمقی را سه جلسه در هفته و به مدت60 دقیقه اجرا کردند و گروه کنترل در این مدت فعالیتهای روزمره خود را انجام دادند. در پایان برنامه، آزمونهای قبل تکرار شد. دادهها از طریق آزمونهایt مستقل و t زوجی و در سطح خطای 0/05 تحلیل شد.یافتهها: نتایج نشان داد در گروه تجربی پیشآزمون و پسآزمون تعادل، خستگی و کیفیت زندگی تفاوت معناداری داشت. همچنین مقایسة نتایج پسآزمون دو گروه تجربی و کنترل نشانداد تعادل و کیفیت زندگی تفاوت معناداری داشت.نتیجهگیری: در مجموع هشت هفته تمرینات حس عمقی تعادل بیماران اماس را بهبود بخشید و کیفیت زندگی آنان را ارتقا داد، ولی بر کاهش میزان خستگی آنان مؤثر نبود. بنابراین استفاده از تمرینات حس عمقی برای بهزیستی بیماران اماس توصیه میشود.