دوره و شماره: دوره 15، شماره 2، تابستان 1402 
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

ارزیابی و مقایسۀ آمادگی روانی شمشیربازان مرد تیم ملی ایران با شمشیربازان مرد نخبة جهان

صفحه 5-19

https://doi.org/10.22059/jmlm.2018.250784.1342

علی یعقوبیان، فضل الله باقرزاده، رسول حمایت طلب، داوود حومنیان

چکیده  مقدمه: امروزه بحث تأثیر مهارت‌های روانی در اجرای مهارت‌های ورزشی اهمیت زیادی پیدا کرده است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و مقایسۀ آمادگی روانی شمشیربازان مرد تیم ملی ایران با شمشیربازان مرد نخبۀ جهان بود.
روش پژوهش: روش تحقیق حاضر تجربی است. شمشیربازان تیم‌های ملی ایران و کشورهای مجارستان، آمریکا، روسیه، فرانسه و اوکراین جامعۀ آماری تحقیق را تشکیل دادند. نمونه‌های تحقیق 58 تن از شمشیربازان کشورهای منتخب بودند. به‌منظور سنجش مهارت‌های ذهنی شمشیربازان، از نسخۀ اصلی پرسشنامۀ اومست-۳ و به‌منظور مقایسۀ مهارت‌های ذهنی ورزشکاران کشورهای مختلف آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمامی شمشیربازان مرد نخبه در مهارت‌های روانی پایه شامل اعتمادبه‌نفس، هدف‌گزینی و تعهد بیشترین نمرات را کسب کردند و کمترین نمرات به‌دست‌آمده مربوط به مهارت‌های بازیافت تمرکز، تمرکز و واکنش به استرس بود. همچنین بیشترین و کمترین امتیاز مهارت‌های روانی در این پژوهش به‌ترتیب مربوط به مهارت‌های روانی اعتمادبه‌نفس و بازیافت تمرکز بود. ورزشکاران روسی بیشترین امتیاز را در تمامی مهارت‌های روانی کسب کردند و شمشیربازان ایرانی کمترین امتیاز را در مهارت روانی واکنش به استرس به‌دست آوردند.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج تحقیق شمشیربازان در دو گروه مهارت روانی شناختی و روان‌تنی نسبت به مهارت‌های پایه تبحر کمتری دارند. شمشیربازان قدرت کمتری نسبت به مهارت روانی تمرکز، بازیافت تمرکز و واکنش به استرس داشتند. شمشیربازان ایرانی و غیرایرانی در مهارت‌های روانی، واکنش به استرس و بازیابی تمرکز ضعف بیشتری داشتند.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

رابطۀ بین فراهم سازهای رشد حرکتی در محیط خانه و کارکردهای اجرایی کودکان 8 تا 10 ساله روستایی (با رویکرد تاثیر بافت محیط زندگی)

صفحه 21-33

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.335373.1632

زهرا فتحی رضائی، الهام خداداده، سید حجت زمانی ثانی

چکیده مقدمه: شواهد پژوهشی حاکی از آن است که محیط عاملی مهم در بهبود تحول کودکان است. با این حال تحقیقات اندکی در جامعۀ کودکان روستایی در زمینۀ تأثیر فراهم‌سازی حرکتی بر توانایی‌های شناختی انجام گرفته است. ازاین‌رو هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط فراهم‌سازهای محیط رشدی کودکان روستایی در توانمندسازی کارکردهای اجرایی آنان بود.
روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع پس‌رویدادی به روش همبستگی بود که به‌صورت میدانی و با هدف کاربردی بودن انجام گرفت‌. جامعۀ آماری تحقیق، کودکان دبستانی 8 تا 10 سالۀ (با میانگین 9/10 سال) استان آذربایجان شرقی بودند و نمونۀ تحقیق، 93 نفر از این کودکان بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند و در تحقیق شرکت کردند. به‌منظور سنجش فراهم‌سازی رشد حرکتی در محیط خانه از پرسشنامۀ‌ فراهم‌سازهای رشد حرکتی درشت و برای سنجش کارکردهای اجرایی از آزمون بریف استفاده شد.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های آزمون رگرسیون خطی چندگانه، بین فراهم‌سازهای رشد حرکتی و بازداری (0/042=P)  و نیز بین فراهم‌سازهای رشد حرکتی و آغازگری (0/008=P) در کودکان 8 تا 10 ساله، رابطۀ مثبت و معنا‌داری مشاهده شد. همچنین بر اساس یافته‌ها، بین فراهم‌سازهای رشد حرکتی اعم از تحریک‌کننده‌ها، محیط خانه و اسباب‌بازی‌های حرکتی و سایر مؤلفه‌های کارکردهای اجرایی رابطۀ معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج تحقیق حاضر، محیط زندگی کودکان عاملی مهم در پیش‌بینی مؤلفه‌هایی از کارکردهای اجرایی آنان است. بر همین اساس، پیشنهاد می‌شود که در دوران کودکی، به‌منظور بهبود کارکردهای اجرایی، کودکان در محیط‌های غنی‌تری (از لحاظ وجود فراهم‌سازهایی همچون اسباب‌بازی‌های حرکتی) قرار گیرند.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

یادگیری پنهان اثربخشی کانون توجه درونی را افزایش می‌دهد: اهمیت کاهش بار شناختی

صفحه 35-49

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.355021.1702

جواد نصیری، رسول زیدآبادی، محمد رضا شهابی کاسب

چکیده مقدمه: رسیدن به سطوح بالای یادگیری حرکتی مستلزم یافتن ترکیب بهینه‌ای از متغیرها و روش‌ها است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تعاملی کانون توجه (درونی و بیرونی) و توع یادگیری (آشکار و پنهان) بر یادداری و انتقال مهارت پرتاب آزاد بسکتبال می باشد.
روش پژوهش: 48 دانش آموز پسر داوطلب به صورت تصادفی در چهار گروه یادگیری آشکار- توجه درونی، یادگیری آشکار – توجه بیرونی، یادگیری پنهان – توجه درونی، یادگیری پنهان – توجه بیرونی تقسیم شدند. در مرحلۀ اکتساب گروه ها در 6 بلوک 10 کوششی  به تمرین پرتاب آزاد بسکتبال پرداختند. 24 ساعت پس از پایان مرحله اکتساب، آزمون یادداری و دو آزمون‌ انتقال هر کدام در یک بلوک 10 کوششی اجرا شد. آزمون انتقال اول ده دقیقه بعد از آزمون یادداری در شرایط تحت فشار اجرا شد و آزمون انتقال دوم نیز، ده دقیقه پس از آزمون انتقال اول از فاصله 4 متری و زاویه 45 درجه اجرا شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که در شرایط یادگیری آشکار، کانون توجه بیرونی و در شرایط یادگیری پنهان، کانون توجه درونی موجب یادگیری بهتر در پرتاب آزاد بسکتبال شد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته‌ها، اضافه بار شناختی شیوه یادگیری آشکار را از طریق ارائه دستورالعمل کانون توجه بیرونی تعدیل نمود. اما در شیوه یادگیری پنهان که به دلیل استفاده از قیاس، بار شناختی اندکی به حافظه کاری یادگیرندگان وارد می‌شود، می‌توان توجه آنان را به طرف خود مهارت و یا بخش‌هایی از بدن که درگیر اجرای مهارت است معطوف کرد و از مزایای کانون توجه درونی استفاده نمود.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

تأثیر تمرینات حسی-حرکتی بر مهارت حرکتی ظریف و بهزیستی روان‌شناختی کودکان دارای اختلال شنوایی

صفحه 51-67

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.355999.1705

قمر مهری، حسن محمدزاده، مالک احمدی

چکیده مقدمه: اختلال شنوایی، از انواع اختلالات حسی کودکان است که زمینه‌های جانبی زندگی روزمرة کودکان و همچنین والدین را با مشکل روبه‌رو کرده است. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر تمرینات حسی-حرکتی بر مهارت حرکتی ظریف و بهزیستی روان‌شناختی کودکان دارای اختلال شنوایی انجام گرفته است.
روش پژوهش: روش پژوهش کاربردی و از نوع نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون بود. جامعة آماری شامل کودکان دارای اختلال شنوایی مرکز آموزشی ابتدایی استثنایی در شهر اردبیل است که برای شرکت در این آزمون آستانة شنوایی هریک از آنها با استفاده از دستگاه شنوایی‌سنجی آزمون شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 20 نمونه در دو گروه کنترل (10نفر) و آزمایش (10نفر)، انتخاب شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل مقیاس مهارت‌های حرکتی ظریف (PDMS)، و پرسشنامة بهزیستی روان‌شناختی (SDQ) بود. پیش از مداخله هیچ آموزشی به گروه‌ها داده نشد. گروه آزمایش به مدت هشت هفته و هر هفته شش روز و هر جلسه ۴۵ دقیقه تمرینات حسی-حرکتی را به‌صورت گروهی و با تقلید از حرکات مربی و تلاش برای هماهنگ شدن با گروه به‌صورت همزمان انجام دادند. گروه کنترل در فعالیت‌های روزمره شرکت کردند. از آزمون تحلیل کوواریانس برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد.
یافته‌ها: تمرینات یکپارچة حسی- حرکتی بر بهبود مهارت‌های حرکتی ظریف و بهزیستی کودکان تأثیر معناداری داشت و موجب ارتقای سطح هر دو عامل گشت. 
نتیجه‌گیری: شرکت در تمرینات حسی- حرکتی می‌تواند کمک شایانی در کاهش مشکلات حرکتی و روان‌شناختی کودکان کم‌شنوا داشته باشد.

مقاله مروری Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

تدوین برنامه توانبخشی ورزشی در افراد با سندرم داون با توجه به عملکرد و ساختار بدنی(مدل ICF)

صفحه 69-93

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.351565.1689

سعید بحیرایی، رحمان امیری

چکیده مقدمه: افراد با سندروم داون، دارای سطح فعالیت بدنی و آمادگی جسمانی پایین و شیوع بالایی از اختلالات اسکلتی– عضلانی هستند. هدف از این تحقیق، تدوین برنامة توانبخشی با توجه به مرور سیستم‌ها در عملکرد و ساختار بدنی این افراد است.
روش پژوهش: جست‌وجوی مقالات با تأکید بر «مرور سیستم‌ها» به‌عنوان پایه و اساس و با مرور کلی از «اثرات» که بر فعالیت‌های جسمانی تأثیر می‌گذارند، انجام گرفت. جست‌وجوها در پایگاه‌های اطلاعاتی پابمد، وب آوساینس، مدلاین، گوگل اسکالر، اسکوپوس با ترکیبی از کلمات کلیدی سندروم داون، عملکرد و ساختار بدن، شیوع اختلالات و فاکتورهای آمادگی جسمانی انجام گرفت. مطالعات با استفاده از معیارهای از پیش تعریف‌شدة ورود و خروج انتخاب شدند. پس از بررسی و مطالعة مقالات توصیه‌هایی برای محتوا و ارائة یک برنامۀ تمرین بر اساس مرور متون استخراج شد.
یافته‌ها: بر اساس نتایج و مرور، برنامة تمرینی توانبخشی برای این افراد تدوین شد. برنامة توانبخشی ورزشی به حداقل تجهیزات نیاز دارد و می‌تواند به‌طور مستقل اجرا شود. همچنین به‌طور مؤثر به بهبود الگوهای راه رفتن، قدرت، ثبات، تعادل، هماهنگی، استقامت و مشارکت در فعالیت‌های هدفمند و با افزایش استقلال منجر شود. این برنامه تمرینی را می‌توان سه بار در هفته، حدود یک ساعت در هر جلسه اجرا کرد.
نتیجه‌گیری: با توجه به تحلیل محتوا در عملکرد و ساختار بدنی منحصربه‌فرد فیزیولوژیکی، عصبی - عضلانی و سبک یادگیری افراد با سندروم داون، برنامۀ جامع توانبخشی ورزشی ارائه‌شده می‌تواند اختلالات حرکتی، فعالیت‌های عملکردی و مشارکت را بهبود بخشد.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

اثر تمرینات حس‌عمقی برتعادل، خستگی و کیفیت‌زندگی زنان مبتلا به مولتیپل‌اسکلروزیس

صفحه 95-112

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.356774.1709

نیلوفر امامیان، علی شفیع زاده، مسعود اعتمادی فر

چکیده مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس (ام‌اس) از شایع‌ترین بیماری‌های خودایمنی التهابی مزمن سیستم عصبی مرکزی است که بر سیستم‌های حرکتی و حسی پایه برای کنترل تعادل در هنگام ایستادن و راه رفتن تأثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات حس عمقی بر تعادل، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به ام‌اس بود.
روش پژوهش: جامعة آماری پژوهش شامل زنان 20 تا 50 سالۀ مبتلا به ام‌اس با نمرۀ مقیاس وضعیت شدت ناتوانی 1تا 4 و عضو انجمن ام‌اس‌شهر اصفهان بودند. از بین بیماران 30 داوطلب به ‌روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی‌های هر دو گروه پیش از شروع برنامۀ تمرینی پرسشنامه‌های شدت خستگی و کیفیت زندگی بیماران ام‌اس را تکمیل و در آزمون مقیاس تعادل برگ شرکت کردند. گروه تجربی به مدت هشت هفته تمرینات حس عمقی را سه جلسه در هفته و به مدت60 دقیقه اجرا کردند و گروه کنترل در این مدت فعالیت‌های روزمره خود را انجام دادند. در پایان برنامه، آزمون‌های قبل تکرار شد. داده‌ها از طریق آزمون‌هایt مستقل و t زوجی و در سطح خطای 0/05 تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان‌ داد در گروه تجربی پیش‌آزمون و پس‌آزمون تعادل، خستگی و کیفیت‌ زندگی تفاوت معناداری داشت. همچنین مقایسة نتایج پس‌آزمون دو گروه تجربی و کنترل نشان‌داد تعادل و کیفیت زندگی تفاوت معناداری داشت.
نتیجه‌گیری: در مجموع هشت هفته تمرینات حس عمقی تعادل بیماران ام‌اس را بهبود بخشید و کیفیت زندگی آنان را ارتقا داد، ولی بر کاهش میزان خستگی آنان مؤثر نبود. بنابراین استفاده از تمرینات حس عمقی برای بهزیستی بیماران ام‌اس توصیه می‌شود.

زمستان 1402
پاییز 1402
تابستان 1402
بهار 1402