دوره و شماره: دوره 17، شماره 2، تابستان 1404 
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

تأثیر خودگویی انگیزشی بر عملکرد استقامتی با تأکید بر نقش خودتعیین‌گری: آزمون تجربی فرضیۀ ناهماهنگی خودگویی

صفحه 5-18

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.374993.1772

امیر دانا، منصور خلیل زاده کوچمشکی

چکیده مقدمه: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر خودگویی انگیزشی بر عملکرد استقامتی با تأکید بر نقش خودتعیین‌گری بود.
 روش پژوهش: شرکت‌کنندگان شامل 18 دانشجوی رشتۀ تربیت بدنی با سابقۀ انجام تمرین منظم با میانگین سنی 2/5±21/08 سال بودند که به‌صورت داوطلبانه پس از آشنایی با اهداف تحقیق و کاربرد نتایج آن در تحقیق حاضر شرکت کردند. طرح تحقیق به‌صورت درون‌گروهی اجرا شد و برای کنترل اثر تازگی و ترتیب ارائۀ سطوح مختلف متغیر مستقل از همترازسازی متقابل استفاده شد. در سه شرایط پایه، خودگویی انگیزشی خودمختار (خودتعیین‌کننده)، خودگویی انگیزشی کنترل‌شده (مربی تعیین‌کننده) به‌صورت درون‌گروهی عملکرد استقامتی آنها در آزمون بروس بر اساس زمان رسیدن به وامانده‌سازی و ادراک از فشار با آزمون بورگ سنجیده شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر نشان داد که خودگویی در شرایط خودتعیین‌کننده نسبت به مربی تعیین‌کننده به کاهش ادراک از فشار و بهبود عملکرد استقامتی منجر شد. نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که خودگویی در شرایط مربی تعیین‌کننده و خودتعیین‌کننده نسبت به شرایط بدون خودگویی به بهبود عملکرد استقامتی منجر شد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد جوّ انگیزشی خودمختار در شرایطی که ورزشکار در انتخاب و استفاده از نوع عبارت‌های خودگویی نقش اصلی را ایفا می‌کرد، با برآورده کردن نیازهای روان‌شناختی خودمختاری، ارتباط و شایستگی زمینۀ بهبود عملکرد استقامتی و کاهش ادراک از فشار ورزشکاران را فراهم کرد.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

اثر مداخلۀ فعالیت بدنی مدرسه‌محور مایل روزانه بر سواد بدنی و کیفیت زندگی دانش‌آموزان پسر دبستانی

صفحه 19-41

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.377628.1781

روح اله محمدی میرزائی، مجید محمدی

چکیده مقدمه: کاهش سطح فعالیت بدنی در بین دانش‌آموزان مدارس ابتدایی به نگرانی شایان ‌توجهی برای سلامت عمومی تبدیل ‌شده است. مایل روزانه یک مداخلة مبتکرانة فعالیت بدنی است که به‌طور مثبت بر نشانگرهای سلامت تأثیر می‌گذارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخلة فعالیت بدنی مدرسه‌محور مایل روزانه بر سواد بدنی و کیفیت زندگی دانش‌آموزان پسر دبستانی بود.
 روش پژوهش: جامعۀ آماری شامل دانش‌آموزان پسر شهر نورآباد با دامنۀ سنی 8 تا 10 سال بود که 200 نفر (100 نفر گروه تجربی، 100 نفر گروه کنترل) با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای و انجام آزمون‌های سواد بدنی (CAPL-2) و تکمیل پرسشنامۀ کیفیت زندگی (Peds QL) به‌صورت پیش‌آزمون و پس‌آزمون در این پژوهش شرکت کردند. گروه تجربی به مدت دو ماه به‌صورت سه جلسه در هفته در برنامة مایل روزانه شرکت کردند و گروه کنترل فعالیت‌های معمول خود را انجام دادند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مداخلۀ مایل روزانه اثر معناداری بر سواد بدنی، فعالیت بدنی روزانه، شایستگی جسمانی، انگیزش و اعتمادبه‌نفس، دانش و درک شرکت‌کنندگان دارد (0/001=P). همچنین اثر مداخلة مایل روزانه بر کیفیت زندگی و مؤلفه‌های آن شامل عملکرد جسمانی، عملکرد عاطفی، عملکرد اجتماعی و عملکرد تحصیلی معنادار بود (0/001=P).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، مداخلات مدرسه‌محور می‌تواند به توسعة سواد بدنی و کیفیت زندگی دانش‌آموزان پسر کمک کند. نتایج به‌دست‌آمده از برنامة مداخله‌ای مایل روزانه حمایت کرد که پیشنهاد می‌شود از این فعالیت‌ها در کنار برنامه‌های معمول مدارس استفاده شود. تحقیقات بیشتر برای بررسی اثربخشی این مداخلات در سطح کشور مورد نیاز است.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

مطالعۀ کینماتیکی سازوکارهای اجرای جسمانی، مشاهدۀ عمل و تصویرسازی ذهنی با استفاده از دستکاری بازخورد

صفحه 43-59

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.379355.1791

داود فاضلی، حسین تقی زاده، سیده فاطمه جباری، لیلا قوهستانی

چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر آن بود که با دستکاری مستقیم بازخورد در حالت اجرای جسمانی و مشاهدۀ عمل به این موضوع بپردازد که آیا بازخورد به‌عنوان یک متغیر تعدیل‌کننده برای تأثیرات متفاوت تمرین جسمانی، مشاهده‌ای و تصویرسازی عمل می‌کند یا خیر؟
روش پژوهش: در این پژوهش 60 دانشجوی راست‌دست شرکت داشتند که به‌صورت تصادفی به شش گروه به‌صورت زیر تقسیم شدند: جسمانی، مشاهده‌ای، ذهنی، جسمانی بدون بازخورد، مشاهده‌ای بدون بازخورد و کنترل. افراد به مدت یک روز (9 بلوک 18 کوششی) به تمرین ضربه گلف پرداختند. گروه‌های تمرینی بر اساس گروه‌بندی ذکرشده به‌صورت جسمانی، مشاهده‌ای و یا تصویرسازی تکلیف را تمرین کردند. گروه‌های جسمانی بدون بازخورد و مشاهده‌ای بدون بازخورد از مشاهدۀ نقطۀ توقف توپ منع شدند. دقت ضربۀ افراد و تعداد درجات آزادی دینامیک به‌عنوان متغیر اجرا مورد سنجش قرار گرفتند.
یافته‌ها: در متغیر دقت حرکت نشان داده شد که حذف بازخورد در تمرین جسمانی و تمرین مشاهده‌ای سطح عملکرد را در حد تصویرسازی ذهنی کاهش می‌دهد. با این حال در تعداد درجات آزادی دینامیک نشان داده شد که تصویرسازی حرکتی با گروه‌های بدون بازخورد تفاوت معنا‌داری دارد و حذف بازخورد در این دو حالت موجب مشابهت با تصویرسازی ذهنی نشد.
نتیجه‌گیری: این نتایج بر اساس مکانیزم‌های زیربنایی متفاوت توجیه شدند. استدلال شد که تمرین جسمی یک تمرین ادراک‌محور است و تصویرسازی ذهنی یک تمرین مبتنی بر شناخت است که بر بازنمایی حافظه‌ای برای تولید حرکت تکیه دارد. در مقابل تمرین مشاهده‌ای یک فرایند دوسویة ادراکی-شناختی است.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

تأثیر ذهن‌آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی؛ استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد بازیکنان جوان والیبال

صفحه 61-79

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.381080.1796

ابراهیم متشرعی، مهین عقدایی، ظیما عبدالهی

چکیده مقدمه: هدف پژوهش بررسی تأثیر ذهن‌آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی بر استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد بازیکنان جوان والیبال بود.
روش‌شناسی پژوهش: تحقیق از نوع نیمه‌تجربی با استفاده از طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل بود. 24 والیبالیست جوان به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در گروه آزمایش آزمودنی‌ها به مدت شش هفته و هر هفته یک جلسة یک‌ساعته برنامة ذهن‌آگاهی مبتنی بر ارتقای عملکرد ورزشی را دریافت کردند. برای گروه کنترل نیز در شرایط کاملاً مشابه با گروه آزمایش، برنامة گپ و گفت شامل مروری بر تاریخچه، قوانین و برخی تجزیه‌وتحلیل‌های والیبال انجام شد. در پیش‌آزمون و پس‌آزمون اندازه‌گیری‌ها به‌وسیلة پرسشنامة اجرای روان و استحکام ذهنی و نیز آزمون عملکرد ورزشی در والیبال انجام شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس مختلط در متغیرهای استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد نشان داد که اثر اصلی آزمون و همچنین اثر تعامل گروه با آزمون معنادار شده است (05/0P<). بین گروه آزمایش و کنترل در استحکام ذهنی، اجرای روان و عملکرد در پیش‌آزمون تفاوتی مشاهده نشد (05/0P>). اما در مرحلة پس‌آزمون بین دو گروه تفاوت معنا‌داری در متغیرهای تحقیق مشاهده شد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: بر اساس این یافته‌ها پیشنهاد می‌شود که از مداخلة ذهن‌آگاهی به‌عنوان راهکاری ساده، ارزان، در دسترس، قابلیت اجرایی بالا در جهت بهبود عملکرد ورزشی، استحکام ذهنی و اجرای روان والیبالیست‌های جوان استفاده شود.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

اثر حاد فعالیت بدنی هوازی بر پتانسیل‌های فراخوانده‌شده از تکلیف توجهی فلانکر در پسران نوجوان

صفحه 81-99

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.379551.1792

محسن شیرمحمدلو، سمیه نامدار طجری

چکیده مقدمه: سازوکار‌های اثر حاد فعالیت بدنی بر شناخت و وابسته‌های نوروالکتریک آن مورد توافق نیست. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر حاد فعالیت بدنی هوازی بر پتانسیل‌های فراخوانده‌شده از تکلیف توجهی فلانکر از طریق تحلیل پتانسیل‌های وابسته به رخداد (ERP) است.
 روش پژوهش: 15 پسر نوجوان با میانگین سنی 1/12 ± 14/07 سال در این پژوهش شرکت کردند. شرکت‌کنندگان در دو روز متفاوت به آزمایشگاه مراجعه کردند. در یک روز بدون دویدن و در روز دیگر بعد از 20 دقیقه دویدن هوازی آزمون فلانکر را اجرا کردند. همزمان فعالیت الکتریکی قشر نیز ثبت شد. از نرم‌افزار EEGLAB برای استخراج  ERPهای حاصل از فعالیت الکتریکی قشری حین اجرای تکلیف فلانکر استفاده شد و مؤلفه‌های P2، N2 وP3 در کانال‌های Fz، Pz استخراج شدند. از آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و برای پاسخ به فرضیه‌های تحقیق استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان‌داد که یک جلسه تمرین بدنی هوازی، دامنۀ مؤلفه‌های درون‌زا P3 و N2 در کانال Fz را افزایش معنادار و زمان تأخیر ظهور آنها را نیز کاهش داده است (0/05>P). این تغییرات در کانال Pz تأیید نشد. دامنۀ مؤلفۀ P2 در اثر دویدن هوازی تغییر معناداری نداشت (0/05<P)، اما این مؤلفه در کانال Pz به شکل معناداری زودتر پدیدار شد (0/05>P).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان ‌داد که مؤلفه‌های درون‌زا ERP در تکلیف توجهی فلانکر پس از فعالیت بدنی هوازی به شکل معناداری تسهیل شده است. ممکن است وقوع سریع‌تر P2 حاصل یکپارچگی حسی ادراکی مؤثرتر در ناحیۀ آهیانه‌ای باشد. بنابراین فعالیت بدنی هوازی به‌عنوان یک راهکار برای تسهیل شناختی پیش از فعالیت‌هایی با نیاز پردازشی سطح بالا توصیه می‌شود.

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

تأثیر تمرین همراه با ریتم‌های مختلف موسیقی بر جفت‌شدگی حرکت هماهنگی دودستی نامتقارن

صفحه 101-121

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.378431.1786

عذرا نریمیسایی، محمدرضا دوستان، معصومه حسین زاده

چکیده مقدمه: هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تمرین همراه با ریتم‌های مختلف موسیقی بر جفت‌شدگی حرکت دودستی بود.
روش پژوهش: شرکت‌کنندگان در پژوهش 48 دانش‌آموز (۱۵ تا 17 ساله) بودند که به سه گروه 16 نفره تقسیم شدند. آنها در پیش‌آزمون چهار حرکت دودستی با دشواری متفاوت، که شامل ترسیم دایره- خط بود، انجام دادند. در تمرین تنها تکلیفِ ترسیم دست راست دایره و دست چپ خط افقی انجام شد. سه جلسه تمرین (هر جلسه 4 بلوک 10 کوششی 30 ثانیه‌ای) انجام شد. حین تمرین، گروه اول به موسیقی با ضرباهنگ ۱۲۰ ضربه در دقیقه و گروه دوم 90 ضربه در دقیقه گوش می‌دادند. گروه سوم بدون موسیقی تمرین انجام کردند. آنها بلافاصله پس‌آزمون و ۴۸ ساعت بعد آزمون یادداری و انتقال را انجام دادند. برای تحلیل آماری، از آزمون‌های آنووای مرکب و تحلیل واریانس مکرر در سطح معنا‌داری 0/05 استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمرین همراه با موسیقی در آزمون یادداری و انتقالِ ساده و متوسط سبب پیشرفت در الگوی فضایی تکلیف دودستی ترسیم دایره- خط شد، ولی در آزمون انتقالِ دشوار، تمرینات به‌ویژه در گروه اول (موسیقی با تمپوی بالا) موجب افت عملکرد شد. به‌طوری‌که در الگوی زمانی یا تعداد دایره-خط در آزمون انتقالِ دشوار، افت عملکرد مشاهده شد و انتقال منفی رخ داد.
نتیجه‌گیری: روی‌هم‌رفته پس از تمرین، شاید به‌دلیل سادگی حرکت، جفت‌شدگی دودستی قوی رخ نداد. همچنین جفت‌شدگیِ زمانی از جفت‌شدگی فضایی قوی‌تر بود و هرچه تمپوی موسیقی بالاتر بود، میزان جفت‌شدگی دودستی بیشتر بود. 

مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I

مقایسة اثر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای مخچه و قشر پری‌فورنتال خلفی جانبی بر تعادل ایستای سالمندان مرد

صفحه 123-136

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.380894.1794

مثنی کاظم جاسم الکریعی، فرزانه داوری، مازن هادی کزار آلتایی، زهره مشکاتی

چکیده مقدمه: به‌نظر می‌رسد که تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) مخچه در مقایسه با سایر نواحی مغز، ناحیة مؤثری در بهبود تعادل افراد مسن است؛ بنابراین تحقیق حاضر با هدف مقایسة اثر tDCS مخچه و DLPFC بر تعادل ایستای سالمندان مرد انجام گرفت.‌ ‌
روش پژوهش: در این تحقیق نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون، از بین سالمندان مرد با دامنة سنی 60 تا 80 سال، 60 سالمند سالم به‌صورت داوطلبانه برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در چهار گروه 15 نفری مداخله tDCS مخچه، tDCS قشر جلوی مغزی جانبی پشتی چپ (DLPFC)، tDCS ساختگی مخچه و tDCS ساختگی DLPFC قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان در مرحلة پیش‌آزمون و پس‌آزمون در 3 کوشش 30 ثانیه‌ی اقدام به ایستادن روی صفحة نیرو کردند. در مرحلة مداخله، که به مدت دو هفته و هر هفته 5 جلسة متوالی و هر جلسه 20 دقیقه به طول انجام یافت، تحریک مربوط به هر گروه انجام گرفت. داده‌ها به روش تحلیل کوواریانس تک‌متغیری تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تحریک tDCS مخچه و DLPFC بر تعادل ایستای (جابه‌جایی قدامی- خلفی و مرکزی- جانبی مرکز فشار) مردان سالمند تأثیر معنا‌داری دارد (0/05>P). اما بین tDCS مخچه و DLPFC در تعادل ایستای سالمندان مرد تفاوت معنا‌داری وجود ندارد (0/05<P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر به مربیان و متخصصان سالمندی پیشنهاد می‌شود که از مزیت‌های tDCS مخچه و DLPFC در بهبود تعادل ایستای سالمندان مرد بهره گیرند.‌

زمستان 1404
پاییز 1404
تابستان 1404
بهار 1404