نویسنده = حسن محمدزاده
رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر بازی‌های تعدیل‌شده و تفکر واگرا بر خودکارآمدی و لذت در بازیکنان پسر فوتبال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 شهریور 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.396715.1843

زهرا زارعی، حسن محمدزاده

چکیده مقدمه: این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر دو روش تمرینی "بازی‌های تعدیل‌شده" (SSGs) و تمرین مبتنی بر "تفکر واگرا" (DT) بر خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی در بازیکنان پسر فوتبال انجام شد.
روش پژوهش: روش تحقیق نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون شامل دو گروه تجربی و یک گروه کنترل بود. این مطالعه طی هشت هفته، شامل جلسات پیش‌آزمون و پس‌آزمون و تمرین درطی تمرینات مدرسه فوتبال انجام شد. پیش‌آزمون شامل تکمیل پرسش‌نامه خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی، یک هفته قبل از شروع مداخله انجام شد. بازیکنان با توجه نتایج پیش‌آزمون به‌طور همگن در یکی از دو گروه آزمایشی (گروهDT و گروه SSG) و کنترل قرار گرفتند. مرحله مداخله شامل 18 جلسه آموزشی به مدت20 دقیقه‌ بود. پس‌آزمون مطابق پیش‌آزمون انجام شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس مرکب تفاوت معنا‌داری را بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون دو گروه DT و SSG نشان داد به طوری که می‌توان گفت گروه SSG در مقایسه با گروه DT و هر دو گروه نسبت به گروه کنترل به ترتیب با 77 درصد و 75 درصد از تغییرات، تأثیر بیشتری بر خودکارآمدی و لذت از فعالیت‌بدنی داشتند. در مورد گروه کنترل هیچ‌گونه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: تمرینات SSG با ارائه‌ی محیط‌های تمرینی پویا و متغیر، باعث ایجاد لذت، انگیزه درونی، خودکارامدی، اعتمادبه‌نفس و درنهایت مشارکت بیشتر بازیکنان جوان در تمرینات می‌شوند

رشد و یادگیری حرکتی

نقش خودکارآمدی ورزشی در تعدیل اثر کلیشه جنسیتی منفی بر یادگیری حرکتی دختران نوجوان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 آبان 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.399541.1853

سارا سلطانی فر، حسن محمدزاده، سید محمدرضا موسوی

چکیده مقدمه: هدف مطالعه حاضر تعیین نقش خودکارآمدی ورزشی در تعدیل اثر کلیشه جنسیتی منفی بر یادگیری حرکتی دختران نوجوان بود. روش پژوهش: 60 دانش‌آموز دختر ( با میانگین سنی 2/14 ) بر اساس میانگین نمره‌ای که در پرسشنامه خودکارآمدی ورزشی کسب کردند در دو گروه خودکارآمدی بالا و پایین قرار گرفتند. سپس به طور تصادفی بر اساس دریافت یا عدم دریافت دستورالعمل تهدید کلیشه به چهار زیرگروه (خودکارآمدی بالا+ تهدید کلیشه، خودکارآمدی بالا+ کنترل، خودکارآمدی پایین+ تهدید کلیشه، خودکارآمدی پایین+ کنترل) تقسیم‌بندی شدند. در مرحله پیش‌آزمون، آزمودنی‌ها یک بلوک پنج کوششی دریبل فوتسال انجام دادند. در مرحله اکتساب 25 کوشش در قالب پنج بلوک پنج کوششی انجام شد و قبل از کوشش اول، گروه‌های تهدید کلیشه دستورالعمل کلیشه را به صورت مکتوب دریافت می‌کردند. متعاقبا 48 ساعت بعد نیز دختران در یادداری همانند پیش‌آزمون شرکت کردند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که تهدید کلیشه‌‌ای جنسیتی تفاوت معناداری را بین گروه خودکارآمدی بالا و پایین در مرحله اکتساب و یادداری تکلیف دریبل فوتسال موجب شد. نتایج نشان داد که تهدید کلیشه یادگیری حرکتی افراد با خودکارآمدی پایین را تضعیف کرد در حالیکه این اثر بر یادگیری حرکتی افراد با خودکارآمدی بالا معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری: خودکارآمدی بالا می‌تواند به عنوان راهکاری جهت کاهش تأثیر منفی تهدید کلیشه بر یادگیری حرکتی مطرح شود. سازوکارهای احتمالی برای توضیح یافته‏های پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفت.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر انواع خستگی بر اساس تغییرات محیطی (رنگ زمینه) بر فعالیت الکتریکی موج آلفا تیراندازان تپانچه بادی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آذر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.400964.1856

الهه یوسفی، حسن محمدزاده، زهرا فتحی رضایی

چکیده روش‌پژوهش:شرکت‌کنندگان شامل 40 تیرانداز بودند که به صورت تصادفی در چهار گروه خستگی ذهنی، فیزیکی، ترکیبی و گروه کنترل تقسیم شدند. در پیش‌آزمون آزمودنی‌ها سی تیر به سیبل‌هایی با رنگ قرمز، آبی و سفید به عنوان عامل تغییر محیطی شلیک کردند و همزمان امواج مغزی توسط دستگاه الکترونسفالوگرافی ثبت شد. سپس گروه خستگی ذهنی سی دقیقه تکلیف استروپ، گروه خستگی فیزیکی سی دقیقه کار برروی دوچرخه ثابت و گروه ترکیبی پانزده دقیقه استروپ و پانزده دقیقه دوچرخه را انجام دادند، گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. درنهایت پس‌آزمون مطابق پیش‌آزمون گرفته شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS27 و Excel10 و Matlab2019 و روش‌آماری تحلیل واریانس مرکب ارزیابی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد، در سیبل‌های قرمز و سفید، همه انواع خستگی منجر به افزایش دامنه موج آلفا شدند که احتمالاً نشان‌دهنده مکانیسم جبرانی مغز برای حفظ تمرکز است. در مقابل، در مواجهه با سیبل آبی، همه اشکال خستگی باعث کاهش دامنه موج آلفا شدند که نشان‌دهنده افزایش بار پردازش مغز است.
نتیجه گیری: پاسخ عصبی به خستگی یک پدیده مطلق و ثابت نیست، بلکه به طور پویا تحت تأثیر ویژگی‌های محیطی از جمله رنگ محرک‌های بینایی قرار می‌گیرد. افزایش فعالیت آلفا در مواجهه با محرک‌های قرمز و سفید می‌تواند نشان‌دهنده راهبرد جبرانی مغز برای حفظ عملکرد در شرایط خستگی باشد، در حالی که کاهش فعالیت آلفا در برابر محرک آبی احتمالاً بیانگر افزایش بار پردازشی و تغییر در مکانیسم‌های توجه است. این نتایج بر اهمیت در نظر گرفتن متغیرهای محیطی در مطالعات مربوط به خستگی و عملکرد شناختی تأکید می‌نماید.

رشد و یادگیری حرکتی

مقایسه تاثیربازی‌های بومی‌محلی با رویکردهای خطی و غیرخطی (حس بازی و آموزش ورزش) بر سوادجسمانی دانش‌آموزان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 مرداد 1405

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.408055.1877

زهرا افاضلی، حسن محمدزاده، انوشیروان کاظم نژاد

چکیده مقدمه: مدرسه و تربیت‌بدنی در ارتقای سواد جسمانی شامل شایستگی حرکتی، دانش، درک و انگیزش نقش کلیدی دارند. بازی‌های بومی‌محلی ظرفیت ویژه‌ای برای پرورش این ابعاد دارند. هدف پژوهش، مقایسه اثربخشی آن‌ها در سه رویکرد خطی، حس بازی و آموزش ورزش بود.
روش پژوهش: این مطالعه با طرح نیمه‌تجربی از نوع پیش‌آزمون-پس‌آزمون با سه گروه مستقل اجرا شد.جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پسر پایه سوم و چهارم دبستان‌های منطقه ۱۵ تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه‌گیری به‌صورت در دسترس انجام شد و ۴۵ نفر به‌طور تصادفی در سه گروه مساوی تقسیم شدند. ابزار پژوهش نسخه فارسی آزمون سواد جسمانی کانادایی بود. مداخله شامل شانزده جلسه طی هشت هفته بود که در آن بازی‌های بومی‌محلی اجرا شدند. در گروه خطی این بازی‌ها با قوانین ثابت و تمرین‌های تکنیک‌محور انجام شدند، در گروه حس بازی با تغییر قیود و پرسش‌گری معلم به موقعیت‌های تصمیم‌گیری تبدیل شدند، و در گروه آموزش ورزش در قالب تیم‌های پایدار و رقابت‌های رسمی سازماندهی شدند. برای مقایسه میانگین گروه‌ها از تحلیل واریانس یک‌طرفه و تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد دو رویکرد غیرخطی در ارتقای نمره کل سواد جسمانی ، انگیزش، اعتمادبه‌نفس و دانش و درک عملکرد بهتری نسبت به رویکرد خطی داشتند (p<0.001). میان دو رویکرد غیرخطی تفاوتی مشاهده نشد. همچنین در شایستگی حرکتی و رفتار روزانه تفاوت معناداری وجود نداشت.
نتیجه گیری: ادغام بازی‌های بومی‌محلی در چارچوب مدل‌های غیرخطی می‌تواند رویکردی کارآمد برای ارتقای سواد جسمانی و بازآرایی برنامه‌های تربیت‌بدنی مدارس باشد.

تأثیر تهدید کلیشه ای و مفاهیم توانایی بر حافظه‌کاری و یادگیری دریبل فوتبال دانش‌آموزان دختر

دوره 18، شماره 1، بهار 1405، صفحه 65-85

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.387711.1818

حسن محمدزاده، سارا سلطانی فر، زهرا افاضلی

چکیده مقدمه:هدف مطالعه حاضر تعیین  تأثیر تهدید کلیشه ­ای جنسیتی و مفاهیم توانایی بر یادگیری حرکتی و حافظه ­کاری دختران نوجوان بود.
روش پژوهش: نود دانش­آموز دختر ( میانگین سنی 14/2 و انحراف معیار(1/17) به طور تصادفی به یک گروه تهدید کلیشه ­ای جنسیتی و کنترل اختصاص داده شدند. گروه تهدید کلیشه ­ای به طور تصادفی به دو گروه تهدید کلیشه­ ای ضمنی (آزمونگر مرد- داور زن/آزمونگر زن- داور مرد) تقسیم شدند سپس گروه ­های تهدید کلیشه ­ای ضمنی و کنترل به طور تصادفی به زیرگروه­ های توانایی ذاتی و اکتسابی تقسیم شدند. تکالیف شامل دریبل فوتبال و تست ان-بک بود. در پیش­ آزمون، آزمودنی ­ها یک بلوک پنج کوششی دریبل و آزمون ان- بک انجام دادند. در حالی­که در مرحله تمرین، 12 بلوک پنج کوششی انجام شد. 48 ساعت بعد آزمون­های یادداری و انتقال اجرا شد. آزمون  ان-بک نیز در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. 
یافته ها: نتایج نشان داد القاء تهدید کلیشه­ای ذاتی و اکتسابی در جلسات تمرینی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری در عملکرد دریبل ایجاد نکرد. بااین‌حال بین نمرات زمان و خطای دریبل در یادداری و انتقال تفاوت معنی‌داری مشاهده شد. از طرفی نتایج معنی‌داری از تهدید کلیشه‌ای جنسیتی و مفاهیم توانایی بر حافظه­ کاری نیز نشان داده نشد.  
نتیجه گیری:فعال‏سازی ضمنی کلیشه‏ های جنسیتی همیشه به پیامدهای منفی منجر نمی ‏شود. اگرچه اثرات تهدید کلیشه ­ای قوی به نظر می­ رسند ممکن است با مکانیسم­ های متفاوت واسطه شوند بنابراین اثر تهدید کلیشه­ ای بر عملکرد ممکن است با چندین عامل (دشواری تکلیف، ماهیت تکلیف، تفاوت­های فردی و..) تحت تأثیر قرار گیرد.                                              

اثر تمرینات بدنی هدف‌مدار بر کارکردهای شناختی کودکان با اختلال یادگیری

دوره 16، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 5-21

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.362812.1742

هانیه قاسمیان مقدم، حسن محمدزاده

چکیده مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر یک دوره تمرینات بدنی هدف‌مدار تکواندو بر کارکردهای شناختی کودکان با اختلال یادگیری اجرا شد.
روش پژوهش: در این پژوهش نیمه‌تجربی که با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه کنترل انجام گرفت، 20 نفر از کودکان پسر با اختلال یادگیری با مراجعه به آموزش و پرورش استثنایی شهر مشهد از مراکز اختلال یادگیری انتخاب شدند. در مرحلة پیش‌آزمون، حافظة کاری و بازداری آزمودنی‌ها به‌ترتیب توسط آزمون‌های ان ـ بک و استروپ سنجیده شدند. پس آن، گروه تمرین در برنامة تمرینی منتخب تکواندو به‌صورت سه جلسة 50 دقیقه‌ای در هفته، در بازة زمانی چهار هفته شرکت کردند. در هر جلسه پیش از اجرای پروتکل تمرینی از مجموعه بازی‌های شناختی مغز من استفاده شد. 10 دقیقة اول جلسه، اجرای بازی‌های شناختی، سپس 10 دقیقه گرم کردن، 30 دقیقه آموزش و تمرین تکنیک‌های تکواندو و در آخر 10 دقیقه سرد کردن انجام گرفت. طی این مدت، گروه کنترل فعالیت‌های عادی خود را انجام دادند. در انتها، متغیرهای وابسته مجدداً در مرحلة پس‌آزمون اندازه‌گیری شدند. به‌منظور تحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌های تکراری استفاده شد.
یافته‌ها: تمرینات بدنی هدف‌مدار تکواندو موجب بهبود کارکردهای شناختی در گروه تمرین شد؛ تمامی این تغییرات در مقایسه با گروه کنترل معنادار بود (0/05>P).
نتیجه‌گیری: تمرینات بدنی هدف‌مدار تکواندو می‌تواند به‌عنوان یک مداخله بر بهبود کارکردهای شناختی این گروه کودکان تأثیرگذار باشد.

دوره تمرینات پیلاتس بر سطح سرمی BDNF، تعادل و کیفیت زندگی زنان یائسه و غیریائسه

دوره 16، شماره 1، بهار 1403، صفحه 21-35

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.360869.1735

سپیده جلالی، حسن محمدزاده، جلال دهقانی زاده

چکیده مقدمه: یائسگی شروع دوران جدیدی در زندگی یک زن است. این دوران همانند تمامی مراحل دیگر زندگی دارای زوایای مثبت و منفی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی تمرینات پیلاتس بر سطح سرمی BDNF، تعادل و کیفیت زندگی زنان یائسه و غیریائسه بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون شامل دو گروه تجربی و دو گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش تمامی زنان یائسه و غیریائسۀ شهر ارومیه بودند. نمونه شامل 60 زن (سن 1/77±45/77 سال) یائسه و غیریائسه بود که به‌صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در چهار گروه 15 نفری قرار گرفتند. از همۀ آزمودنی‌ها 48 ساعت قبل از شروع تمرینات و پس از پایان دورۀ تمرینی، به‌صورت ناشتا خون‌گیری به‌عمل آمد. سپس هر دو گروه تجربی طی 12 هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه 60 دقیقه به اجرای تمرینات پیلاتس پرداختند. همچنین، شرکت‌کنندگان آزمون تعادل پویای Y و پرسشنامۀ کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی را در پیش‌آزمون و پس‌آزمون به‌طور مشابه هم انجام دادند.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس مرکب تفاوت معناداری را بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه زنان یائسه و غیریائسه در متغیرهای مربوطه نشان داد، به‌طوری‌که می‌توان گفت احتمالاً 91، 76 و 94 درصد از تغییرات در سطح سرمی BDNF، تعادل و کیفیت زندگی زنان یائسه و غیریائسه تحت تأثیر تمرینات پیلاتس بوده است. درحالی‌که در گروه‌های کنترل در متغیرهای مربوطه تأثیر معناداری مشاهده نشد (P≤0/05)
نتیجه‌گیری: انجام تمرینات پیلاتس می‌تواند راهبردی مؤثر برای بهبود سطح سرمی BDNF، تعادل و کیفیت زندگی در زنان یائسه و غیریائسه باشد.

تأثیر تمرینات حسی-حرکتی بر مهارت حرکتی ظریف و بهزیستی روان‌شناختی کودکان دارای اختلال شنوایی

دوره 15، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 51-67

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.355999.1705

قمر مهری، حسن محمدزاده، مالک احمدی

چکیده مقدمه: اختلال شنوایی، از انواع اختلالات حسی کودکان است که زمینه‌های جانبی زندگی روزمرة کودکان و همچنین والدین را با مشکل روبه‌رو کرده است. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر تمرینات حسی-حرکتی بر مهارت حرکتی ظریف و بهزیستی روان‌شناختی کودکان دارای اختلال شنوایی انجام گرفته است.
روش پژوهش: روش پژوهش کاربردی و از نوع نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون بود. جامعة آماری شامل کودکان دارای اختلال شنوایی مرکز آموزشی ابتدایی استثنایی در شهر اردبیل است که برای شرکت در این آزمون آستانة شنوایی هریک از آنها با استفاده از دستگاه شنوایی‌سنجی آزمون شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 20 نمونه در دو گروه کنترل (10نفر) و آزمایش (10نفر)، انتخاب شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل مقیاس مهارت‌های حرکتی ظریف (PDMS)، و پرسشنامة بهزیستی روان‌شناختی (SDQ) بود. پیش از مداخله هیچ آموزشی به گروه‌ها داده نشد. گروه آزمایش به مدت هشت هفته و هر هفته شش روز و هر جلسه ۴۵ دقیقه تمرینات حسی-حرکتی را به‌صورت گروهی و با تقلید از حرکات مربی و تلاش برای هماهنگ شدن با گروه به‌صورت همزمان انجام دادند. گروه کنترل در فعالیت‌های روزمره شرکت کردند. از آزمون تحلیل کوواریانس برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد.
یافته‌ها: تمرینات یکپارچة حسی- حرکتی بر بهبود مهارت‌های حرکتی ظریف و بهزیستی کودکان تأثیر معناداری داشت و موجب ارتقای سطح هر دو عامل گشت. 
نتیجه‌گیری: شرکت در تمرینات حسی- حرکتی می‌تواند کمک شایانی در کاهش مشکلات حرکتی و روان‌شناختی کودکان کم‌شنوا داشته باشد.

تاثیر تمرینات ریتمیک روی ریباندر بر تبحر حرکتی و انگیزش کودکان

دوره 15، شماره 1، بهار 1402، صفحه 5-18

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2023.351414.1688

حسن محمدزاده، الهه یوسفی

چکیده مقدمه: رشد فرآیندی مستمر، دائمی و پیوسته بوده و ابعاد مختلفی دربر دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات ریتمیک روی ریباندر بر تبحرحرکتی و انگیزش کودکان با دوره یادداری 6 ماهه بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش وپس آزمون بود. جامعه ی آماری کودکان 10-9 سال شهرتبریز بود که با روش نمونه گیری دردسترس سی نفر انتخاب و تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. پیش آزمون شامل آزمون تبحرحرکتی برونینکس-اوزورتسکی و پرسشنامه انگیزش حرکتی کودکان بود. گروه تجربی تمرینات روی ریباندر را هشت هفته انجام دادند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. سپس، پس آزمون مشابه با پیش آزمون انجام شد. بعد از شش ماه دوره یادداری از نمونه های هر دو گروه گرفته شد. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل واریانس مرکب درسطح معناداری 0/05و نرم افزار اس پی اس اس نسخه 24 انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد تمرینات ریتمیک ریباندر بر تبحر حرکتی و انگیزش کودکان 9-10 سال تاثیر معناداری داشته، بطوریکه احتمالا 95درصد از تغییرات مهارت حرکتی درشت و 98درصد از تغییرات انگیزش حرکتی کودکان تحت تاثیر تمرینات ریباندر بود.
نتیجه گیری: پرش فعالیتی اساسی در رشدحرکتی کودکان است و انگیزش نیروی درونی را برای حرکت فراهم می کند. طبق یافته های پژوهش، چون فعالیت های ریتمیک می توانند انگیزش حرکتی ایجاد کنند و فعالیت های ورزشی موجب رشد مهارتهای حرکتی می گردد، لازم است تجهیزات و تدابیر لازم برای استفاده کودکان ازاین تمرینات ایجاد شود. 

اثربخشی آموزش بازی‌های بومی-محلی بر اساس ترکیبی از رویکردهای تدریس بازی برای فهمیدن و حس بازی بر تبحر حرکتی دانش‌آموزان

دوره 14، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 102-117

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2022.341810.1648

مینا کشاورز، حسن محمدزاده

چکیده مقدمه: در سال‌های اخیر، علاقه قابل‌توجهی به تحول آموزش تربیت‌بدنی از رویکرد خطی به رویکرد غیرخطی وجود داشته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی‌های بومی‌-محلی با روش‌های آموزشی تدریس بازی برای فهمیدن و حس بازی بر تبحر حرکتی دانش‌آموزان انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمه‌تجربی و با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود که به‌شکل میدانی انجام شد. پنجاه و پنج دانش‌آموز دختر (10-11سال) به‌صورت تصادفی به چهار گروه تدریس بازی برای فهمیدن، حس بازی، ترکیب رویکرد تدریس بازی برای فهمیدن و حس بازی و گروه سنتی تقسیم شدند. آزمودنی‌ها به مدت 12 هفته، هر هفته 3 جلسه یک ساعته مطابق رویکرد آموزشی گروه خود به تمرین پرداختند. از آزمون برونیکس-اوزورتسکی برای ارزیابی تبحر حرکتی کودکان استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس مرکب تفاوت معناداری را بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون سه گروه اول نشان داد به‌طوری که می‌توان گفت در مهارت حرکتی درشت گروه ترکیبی با 79% تغییرات، در مهارت حرکتی ظریف و تبحر حرکتی کل گروه تدریس بازی برای فهمیدن به ترتیب با 84% و 85% از تغییرات بیشترین نمره را کسب کردند. در حالی‌که آموزش سنتی تأثیر معناداری در متغیرهای مورد بررسی نداشت.
نتیجه‌گیری: می‌توان نتیجه گرفت که استفاده از رویکرد ترکیبی می‌تواند تبحر حرکتی کودکان را به طور همزمان بهبود بخشد. مطالعه حاضر نشان می‌دهد که مدل‌های آموزش تدریس بازی برای فهمیدن و حس بازی درقالب بازی‌های بومی-محلی روش تمرینی مناسبی برای ارتقاء تبحر حرکتی در دانش‌آموزان هستند و به‌نظر می‌رسد این رویکردها قابلیت انتقال به سایر مقاطع تحصیلی را دارند.

مقایسۀ رویکرد آموزش مبتنی بر بازی و رویکرد سنتی: بررسی میزان فعالیت بدنی، انگیزش خود-تعیین و لذت

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 109-127

https://doi.org/10.22059/jmlm.2021.313683.1546

برهان الدین قاری، حسن محمدزاده، جلال دهقانی زاده

چکیده مطالعۀ حاضر با هدف بررسی تأثیر دو رویکرد آموزشی مبتنی بر بازی و رویکرد آموزشی سنتی بر میزان فعالیت بدنی، انگیزش خود-تعیین و لذت از فعالیت بدنی دانشجویان شرکت‌کننده در کلاس‌های تربیت بدنی انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع نیمه‌تجربی بود. شرکت‌کنندگان شامل 30 دانشجوی مرد (میانگین سنی72/1 ± 67/20 سال) بودند که به‌صورت در دسترس انتخاب و به‌طور تصادفی به دو گروه آموزش مبتنی بر بازی و آموزشی سنتی تقسیم شدند و 18 جلسه به مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه به تمرین بازی بسکتبال پرداختند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل سیستم مشاهده‌ای زمان آموزش آمادگی، دستگاه گام‌شمار بیورر، پرسشنامۀ انگیزش درونی و پرسشنامۀ خود-تعیینی بود. برای تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی، آزمون تی مستقل، تحلیل کوواریانس و تحلیل کوواریانس رتبه استفاده شد. نتایج نشان داد که دو گروه آموزش مبتنی بر بازی و سنتی در فاکتورهای مدت زمان فعالیت بدنی متوسط تا شدید و تعداد گام تفاوت معنادار دارند (001/0≥P). از طرفی دو گروه آموزش مبتنی بر بازی و سنتی در لذت بردن از فعالیت بدنی و احساس شایستگی تفاوت معناداری نداشتند؛ اما از نظر خودمختاری (001/0≥P) و احساس تعلق (013/0≥P) تفاوت معنادار بود. نتایج نشان داد که رویکرد آموزشی مبتنی بر بازی می‌تواند موجب ارتقای میزان فعالیت بدنی و کیفیت انگیزشی دانشجویان در کلاس‌های تربیت بدنی شود.

ارتباط بین چشم ساکن و عملکرد: مدت و مکان خیرگی

دوره 12، شماره 1، بهار 1399، صفحه 67-83

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.255425.1367

جلال دهقانی زاده، حسن محمدزاده

چکیده چشم ساکن به‌عنوان خیرگی ویژة بینایی به مکانی از فضای حرکتی، شاخصی از کنترل حرکت درنظر گرفته می‌شود. هدف از تحقیق حاضر تعیین ارتباط مدت چشم ساکن و مکان تثبیت خیرگی با عملکرد بود. نمونة تحقیق 60 پسر راست‌دست بودند. از چارت بینایی اسنلن برای سنجش بینایی استفاده شد. تکلیف هدف‌گیری، ضربة پات گلف بود و اطلاعات بینایی از طریق عینک ردیابی حرکات چشم و اطلاعات حرکتی از طریق دوربین فیلم‌برداری ثبت شد. نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون ارتباط بین چشم ساکن و عملکرد را نشان داد. همچنین ارتباط بین مکان تثبیت خیرگی با چشم ساکن و عملکرد به‌وسیلة آزمون ضریب همبستگی اتا مشخص شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نیز تفاوت معناداری را بین مکان‌های تثبیت بینایی در متغیرهای چشم ساکن و عملکرد نشان داد. به‌عبارتی طول مدت و مکان تثبیت بر عملکرد حرکتی مؤثر است. مؤلفه‌های بینایی می‌توانند در کنترل حرکتی نقش مؤثری داشته باشند.

تمرین تحت فشار روانی و کانونی کردن توجه بر یادگیری ضربۀ بیلیارد

دوره 11، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 311-320

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.251111.1346

مهدیه قره لر، معصومه شجاعی، حسن محمدزاده

چکیده شرایط روانی بر کانون توجه اثر داشته و نقش تعدیل‌کننده‌ای در تأثیرات آن بر اجرا و یادگیری حرکتی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تمرین تحت فشار روانی و کانونی کردن توجه با دستورالعمل آموزشی بر یادگیری ضربۀ بیلیارد انجام گرفت. شرکت‌کننده‌ها 48 دانشجوی دختر داوطلب (23-19 سال) بودند که به‌صورت تصادفی انتخاب شدند و در چهار گروه آزمایشی (توجه درونی و فشار کم و زیاد، توجه بیرونی و فشار کم و زیاد) جایگزین شده و بعد از پیش‌آزمون به مدت 8 جلسه به تمرین پرداختند. آزمون اکتساب در آخرین جلسۀ تمرین و آزمون‌های یادداری با تأخیر 2 و 10 روز بعد از آخرین جلسۀ تمرین انجام گرفت. دقت ضربات براساس فاصلۀ برخورد توپ از گودال امتیازگذاری شد. نتایج آزمون یو من – ویتنی برتری توجه درونی در آزمون اکتساب و یادداری با تأخیر 10 روز و برتری تمرین تحت فشار کم در آزمون یادداری با تأخیر 10 روز (05/0P<) و نتایج آزمون کروسکال - والیس و مقایسه‌های زوجی برتری اکتساب توجه درونی در فشار زیاد نسبت به توجه بیرونی در فشار زیاد و برتری یادداری تأخیری توجه درونی در فشار کم نسبت به توجه بیرونی در فشار زیاد را نشان داد (05/0P<). به‌نظر می‌رسد با توجه به نوع مهارت از نظر عدم تغییر شرایط محیطی و نیاز به دقت و توجه زیاد به‌خصوص در مراحل اولیۀ یادگیری، تمرین افراد مبتدی در شرایط فشار روانی کم و جهت‌دهی درونی توجه به یادداری تأخیری بیشتری منتج می‌شود.

مقایسۀ رفتارهای خیرگی و تصمیم‌گیری در بازیکنان مبتدی و ماهر فوتبال

دوره 11، شماره 1، بهار 1398، صفحه 123-133

https://doi.org/10.22059/jmlm.2019.245730.1316

حسن محمدزاده، پریسا پارسافر، جلال دهقانی زاده

چکیده مکانیزم‌های درگیر در خبرگی در دهۀ اخیر به‌شدت مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. آنها به‌دنبال کشف این مطلب هستند که چگونه افراد برای کسب مهارت بیشتر با تکالیف پیچیده روبه‌رو می‌شوند و بر محدودیت‌ها غلبه می‌کنند. هدف از پژوهش حاضر، مقایسۀ رفتارهای خیرگی و مهارت تصمیم‌گیری در فوتبالیست‌های ماهر (12 نفر) و مبتدی (12 نفر) بود. شرکت‌کنندگان در این پژوهش 24 فوتبالیست پسر 19 تا 25 ساله بودند که در دو گروه ماهر و مبتدی قرار گرفتند. بازیکنان ماهر و مبتدی تصاویری از موقعیت‌های مختلف را مشاهده کردند و پیش‌بینی خود را در مورد ضربۀ موردنظر با انتخاب کلید مناسب در حداقل زمان ممکن ارائه دادند. تعداد و مدت تثبیت‌ها از طریق دستگاه ردیابی حرکات چشم به‌همراه دقت و سرعت تصمیم‌گیری برای هر آزمودنی ثبت شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس در مورد مهارت تصمیم‌گیری نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه در سرعت و دقت تصمیم‌گیری وجود دارد؛ اما نتایج حاصل از رفتارهای خیرگی نشان داد که تفاوت معناداری بین تعداد و مدت تثبیت‌های دو گروه وجود ندارد. این نتایج نشان می‌دهد که بازیکنان ماهر براساس ادراک چشمگیری قادر به انتخاب نشانه‌های مربوطه از صفحۀ نمایش هستند. علاوه‌بر این نتایج نشان می‌دهد که بازیکنان ماهر ادراک بینایی بالاتر و تصمیم‌گیری بهتری را در مقایسه با بازیکنان مبتدی نشان می‌دهند.

بررسی ادراک ویژۀ عمل در شرایط تمرکز توجه درونی و بیرونی

دوره 9، شماره 1، بهار 1396، صفحه 93-107

https://doi.org/10.22059/jmlm.2017.61949

برهان الدین قاری، حسن محمدزاده، جلال دهقانی زاده

چکیده  هدف از تحقیق حاضر، بررسی ارتباط بین اجرا و ادراک اندازۀ هدف در شرایط کانون توجه بیرونی و درونی، همچنین بررسی ارتباط بین ادراک اولیۀ اندازۀ هدف و اجرا بود. 70 دانشجوی پسر (با میانگین سنی 6/1 21 سال) داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. آنها به‌صورت تصادفی و براساس نوع دستورالعمل توجهی در دو گروه تمرکز توجه درونی و بیرونی قرار گرفتند. آزمودنی­ها تکلیف پرتاب دارت را در 20 کوشش اجرا کردند. آزمون تخمین اندازۀ هدف پیش از اجرای کوشش­ها، در پایان کوشش­ها و پس از اولین کوشش موفق، اجرا شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده­ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد بین اجرا و ادراک اندازۀ هدف در گروه تمرکز بیرونی، ارتباط مثبت و معنا­داری وجود دارد. اما در گروه تمرکز درونی، ارتباط معنا­داری بین اجرا و ادراک اندازۀ هدف، مشاهده نشد. همچنین بین ادراک اولیه و اجرا در هر دو گروه، ارتباط معنا­دار نبود. می‌توان گفت که تمرکز توجه می­تواند یک عامل واسطه­ای برای ظهور پدیدۀ ادراک ویژۀ عمل باشد. 

مقایسۀ تمرینات نوروفیدبک و تمرین بدنی بر عملکرد و یادداری مهارت پرتاب دارت

دوره 8، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 467-483

https://doi.org/10.22059/jmlm.2016.59382

حسن محمد زاده، مریم صالحی، حجت‌الله امینی

چکیده  
هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسۀ تمرینات نوروفیدبک و تمرین بدنی بر عملکرد و یادداری مهارت پرتاب دارت بود. از میان دانشجویان دختر رشتۀ تربیت بدنی دانشگاه ارومیه که همگی راست‌دست بودند و هیچ‌گونه سابقۀ آموزش نوروفیدبک و پرتاب دارت نداشتند، 24 نفر به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در سه گروه 8 نفری تمرین بدنی، نوروفیدبک و کنترل قرار گرفتند. پروتکل تمرینی، 3 جلسه در هفته به مدت 5 هفته انجام گرفت. سپس پس‌آزمون به‌عمل آمد. آزمون یادداری پنج روز پس از آخرین جلسۀ تمرینی گرفته شد. داده­ها به روش آماری تحلیل واریانس دوراهه با اندازه‌گیری مکرر عامل آزمون، تحلیل واریانس یکراهه و آزمون‌های تعقیبی تکرارشونده براساس تخمین میانگین‌های حاشیه‌ای تحلیل شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس دوراهه با اندازه‌گیری مکرر نشان داد که اگرچه عملکرد آزمودنی‌ها در مرحلۀ عملکرد هر دو گروه تمرین بدنی و نوروفیدبک پیشرفت داشتند، تفاوت معناداری بین گروه‌های آزمایشی در این مرحله مشاهده نشد. از سوی دیگر، اثر اصلی مراحل آزمون در این پژوهش معنادار بود، اما اثر اصلی گروه و همچنین تعامل مراحل آزمون و گروه به لحاظ آماری معنادار نبود. به‌عبارت دیگر تفاوت تأثیرات تمرین بدنی و تمرین نوروفیدبک بر عملکرد و یادداری مهارت دارت معنادار نبود. با توجه به یافته‌های این پژوهش، نقش تمرین بدنی و نوروفیدبک بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و تأکید بر استفاده از آنها در کنار یکدیگر توصیه می‌شود.

تاثیر تمرین عمومی و اختصاصی بر ظهورمهارت حرکتی ویژه در پرتاب آزاد بسکتبال

دوره 8، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 335-345

https://doi.org/10.22059/jmlm.2016.58952

عبداله حمایت طلب، حسن محمدزاده

چکیده  
 
در این تحقیق به بررسی اثر تمرین عمومی و اختصاصی در ایجاد مهارت ویژه پرداخته شده است. بدین منظور 24 نفر از دانشجویان دانشگاه که از سلامتی کامل برخوردار بوده و هیچگونه سابقه ای در رشته ورزشی بسکتبال نداشتند انتخاب شدند و پس از پیش آزمون در قالب دو گروه تمرین ثابت و متغیر به مدت 5 هفته و هر هفته 3 جلسه به تمرین ثابت و متغیر پرداختند. در آخر هر هفته آزمون عملکرد به عمل آمد و پس از دو روز بی تمرینی آزمون های یادداری و انتقال انجام شد. به منظور تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد.نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تمرین ثابت برای عملکرد در جلسات تمرین و تمرین متغیر برای انتقال مهارت مورد نظر مناسب می باشد. علاوه بر این، تفاوتی در اجرای شوت بسکتبال افراد گروه تمرین متغیر و تمرین ثابت از نقطه پنالتی در آزمون یادداری مشاده نشد که این یافته فرضیه وجود مهارت ویژه در مهارت شوت بسکتبال صحیح نمی باشد. از این رو به مربیان و ورزشکاران توصیه می شود در تمرین مهارت شوت بسکتبال برای یادگیری هرچه بیشتر از تمرین متغیر استفاده کنند.
 

تأثیر تمرین حافظۀ کاری و تمرین بدنی بر چرخش ذهنی

دوره 8، شماره 1، بهار 1395، صفحه 113-125

https://doi.org/10.22059/jmlm.2016.58498

جلال دهقانی زاده، مریم لطفی، حسن محمد زاده

چکیده هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین جسمانی و تمرین حافظۀ کاری بر توانایی چرخش ذهنی بود. به این منظور 45 نفر دانشجوی دختر غیرورزشکار به‌صورت هدفمند انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در یکی از گروه‌های تمرین ایروبیک، تمرین حافظۀ کاری و گروه کنترل قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). طرح تحقیق از نوع نیمه‌تجربی و به‌صورت پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه کنترل بود که از تمامی نمونه‌ها، آزمون چرخش ذهنی گرفته شد. گروه تمرین بدنی و گروه تمرین حافظۀ کاری، روزانه به مدت 30 دقیقه به‌ترتیب در تمرین ایروبیک و تمرین حافظۀ کاری به مدت دو هفته شرکت کردند. گروه کنترل نیز به فعالیت روزانۀ خود پرداخت. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس تکراری نشان داد که تمرین ایروبیک و تمرین حافظۀ کاری بر توانایی چرخش ذهنی تأثیر دارد (05/0P≤). یافته‌ها حاکی از تسهیل توانایی‌های شناختی به‌وسیلۀ مداخلات شناختی و حرکتی است.

تأثیر تجربۀ حرکتی و شناختی بر توانایی چرخش ذهنی پسران

دوره 7، شماره 1، بهار 1394، صفحه 75-86

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.54506

جلال دهقانی زاده، حسن محمدزاده، هادی مرادی

چکیده چرخش ­ذهنی، توانایی تصور ­کردن چگونگی یک شیء چرخیده­شده برای تشخیص موقعیت، نسبت به آن چیزی که به‌طور واقعی ارائه شده ­و بخشی از توانایی‌های فضایی است. هدف از تحقیق حاضر مقایسة توانایی چرخش ­ذهنی افراد دارای تجربۀ حرکتی و تجربۀ شناختی بود. تحقیق حاضر از نوع علی- مقایسه­ای بود و نمونه­ها به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. نمونۀ تحقیق شامل 60 پسر با میانگین سنی 17/17 سال با تجربۀ حرکتی (20 نفر گروه کشتی)، تجربۀ شناختی (20 نفر گروه بازی رایانه‌ای) و بدون تجربۀ حرکتی و شناختی (20 نفر گروه کنترل) بود. برای مقایسة چرخش ­ذهنی، از آزمون چرخش ­ذهنی پترز و همکاران نسخة الف استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یکراهه تفاوت معنادار بین گروه کنترل با گروه کشتی و همچنین گروه کنترل با گروه بازی رایانه‌ای را نشان داد (01/0P≤). بین چرخش­ ذهنی گروه کشتی و بازی رایانه‌ای تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0P>). این یافته­ها، تأثیرات مثبت تجربۀ حرکتی و شناختی را بر رشد شناختی افراد (چرخش ذهنی) نشان می‌دهد.

تأثیر تمرینات نوروفیدبک بر تعادل پویای مردان جوان

دوره 6، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 453-462

https://doi.org/10.22059/jmlm.2015.52769

حسن محمدزاده، محمد علی نظری، ماندانا حیدری

چکیده تعادل فیزیکی یکی از عوامل مهم در فعالیت‌های روزانه و ورزشی است. تعادل پویا به توانایی حفظ توازن در نیروهای وارد بر بدن در ورزش بسیار حائز اهمیت است و افزایش آن عملکرد حرکتی و ورزشی را بهبود ‌‌می‌بخشد. هدف این تحقیق تعیین آثار تمرینات نوروفیدبک بر تعادل پویای مردان جوان است. بیست‌وچهار دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی پسر داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و در یک طرح دوسوکور شامل گروه کنترل و تجربی سازماندهی شدند. شرکت‌کننده‌ها در گروه تجربی در تمرینات نوروفیدبک شامل بازداری امواج مغزی4 -7 هرتز و تقویت امواج 15-18 هرتز در نقاط (01,02) در ناحیۀ خلفی مغز به مدت 10 جلسه و هر جلسه سی دقیقه شرکت کردند. گروه کنترل در همان شرایط قرار گرفتند، اما فقط امواج ضبط‌شدۀ تمرینات گروه تجربی را به‌عنوان تمرین مشاهده کردند. آزمون ثبت امواج مغزی و تعادل پویا در مرحلۀ پیش از تمرین‌‌، جلسات پنجم و دهم از هر دو گروه به‌عمل آمد. نتایج آزمون‌‌ها نشان داد د میزان تعادل گروه تجربی در جلسۀ پنجم و پس‌آزمون به‌صورت معناداری افزایش یافته بود. یافته‌‌های تحقیق نشان می‌دهد تمرینات نوروفیدبک ‌‌می‌تواند تعادل پویای مردان جوان را بهبود بخشد. پیشنهاد ‌‌می‌شود از این تمرینات برای افزایش تعادل پویای ورزشکاران استفاده شود.

تغییر در سرعت تصویرسازی یک توالی حرکتی خودکارشده و تأثیر آن بر عملکرد ورزشی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 385-396

https://doi.org/10.22059/jmlm.2014.51875

علی فتحی زاده، پرهام سیستانی، احمد ترک فر، حسن محمدزاده

چکیده اجرای یک تکلیف حرکتی و تصویرسازی آن خصیصه­های موازی متعددی را نشان می­دهند. در این تحقیق، تأثیر تغییر ارادی سرعت تصاویر ذهنی یک توالی دشوار و پیچیده از تکنیک­های کاراته بر عملکرد حرکتی متعاقب ارزیابی شد. 24 داوطلب مرد (میانگین سنی: 27/5±58/24 سال) از کاراته­کاهایی که در انجام حرکات توالی خبره بودند، در پیش­آزمون شرکت کرده و سپس طی دورۀ تمرینی تکلیف حرکتی را در سه گروه زمان حقیقی، سریع و آهسته به‌ترتیب با سرعت طبیعی، سریع­تر و آهسته­تر تصویرسازی کردند. پس­آزمون نیز همانند پیش­آزمون انجام گرفت. به­منظور تجزیه‌وتحلیل داده­ها، از تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون­هایt  استفاده شد. نتایج مشخص کرد، تفاوت زمانی بین مدت تصویرسازی حرکتی و اجرای جسمانیِ گروه زمان حقیقی وجود نداشته (05/0P>) و درحالی‌که کاهش سرعت تصویرسازی گروه آهسته نسبت به اجرای عملی پیش­آزمون خودشان معنا­دار نبوده (05/0P>)، گروه سریع به تصاویر ذهنی خود در دورۀ تمرینی شتاب داده است (05/0P<). مقایسۀ پیش­آزمون و پس­آزمون توسط آزمون t­ ـ­همبسته نشان داد، کاراته­کاها پس از تصویرسازی زمان حقیقی و سریع، زمان عملکرد خود را بهبود داده (05/0P<) و تصویرسازی آهسته تأثیری بر اجرای پس­آزمون نداشته است (05/0P>). همچنین نتایج آزمون t ـ­مستقل نشان داد، اختلاف معناداری بین اثر تصویرسازی زمان حقیقی و سریع وجود نداشت (05/0P>). به‌نظر می­رسد، تصویرسازی با سرعت اعمال حقیقی و تصویرسازی سریع نسبت به تصویرسازی آهسته­ دارای مزیت در بهبود مدت زمان عملکرد هستند. می­توان نتیجه گرفت، سرعت تصاویر ذهنی در تصویرسازی حرکتی عامل مهمی است و پیشنهاد می­شود توسط ورزشکاران کنترل شود.

تاثیر آرایش تمرین انتقالی بر تداخل زمینه ای در یادگیری مهارت های بدمینتون ( سرویس بلند، تاس دفاعی ، بک هند تاس)

دوره 5، شماره 1، بهار 1392، صفحه 5-21

https://doi.org/10.22059/jmlm.2013.35001

شیلر قاسم کریمی، حسن محمدزاده جهتلو، فاطمه حسینی

چکیده تداخل زمینه ای به عنوان تداخل در عملکرد و یادگیری تعریف می شود که از تمرین کردن یک تکلیف در یک زمینه از دیگر تکالیف بوجود می آید. تمرین انتقالی نوعی از آرایش تمرین است که با بسته های تمرینی بزرگ مسدود شروع شده و کم کم با کوچکتر شدن بسته های تمرینی به تمرین تصادفی تبدیل شده و با تمرین کاملا تصادفی پایان می یابد. هدف تحقیق حاضر  بررسی تاثیر " آرایش تمرین انتقالی" بر تداخل زمینه ای در یادگیری مهارت های  سه گانه بدمینتون بود.  روش پژوهش حاضر  بصورت  نیمه تجربی و از یک طرح شامل سه گروه تجربی استفاده شد. آزمودنی ها 30  دانشجوی دختر رشته تربیت بدنی دانشگاه ارومیه (سن3/1 ±19) که بصورت داوطلبانه در طرح شرکت کردند. آزمودنی ها سه مهارت بدمینتون: سرویس بلند(فورهند)، ضربه فورهند بالای سر (تاس دفاعی) و ضربه بک هند بالای سر ( بک هند تاس) را طی ده جلسه تمرین کردند. هر فرد، در هر جلسه 15 تلاش از هر مهارت و جمعا 45 کوشش را تمرین کرد. گروه مسدود تمام کوشش ها را به صورت مسدود تمرین کردند. گروه تصادفی به صورت تصادفی از هر سه مهارت به شکلی که در یک ردیف دو مهارت مشابه، پشت سر هم تکرار نشود ، تمرین کردند. گروه آرایش تمرین انتقالی در سه جلسه اول بصورت مسدود، سه جلسه دوم بسته های 5 تایی تصادفی و سه جلسه سوم بسته های 3 تایی تصادفی و یک جلسه آخر را به صورت کاملا تصادفی تمرین کردند. عملکرد گروهها در هر جلسه ثبت شد. در پایان،
آزمون های ملاک شامل یادداری آنی و به فاصله 48 ساعت بی تمرینی یادداری تاخیری انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر، تحلیل شدند. نتایج نشان داد در دوره اکتساب تفاوت بین گروه ها معنی دار نبود
(48/0 = P)، اما کنش متقابل (جلسات تمرینی × گروه ها) معنی دار بود (001/0 = P). در آزمون یادداری آنی، فقط تفاوت بین گروه های مسدود و تصادفی با برتری مسدود، معنی دار بود (005/0 = P). در آزمون یادداری تاخیری هر دو گروه تصادفی و انتقالی به طور معنی داری عملکرد بهتری نسبت به گروه مسدود داشتند (001/0 = P). گروه انتقالی عملکرد بهتری نسبت به گروه تصادفی داشت و این تفاوت از نظر آماری  معنی دار بود (043/0 = P).

تأثیر مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و مدل ترکیبی بر یادگیری حرکتی مهارت بالانس دو پایه

دوره 4، شماره 2، پاییز 1391، صفحه 143-156

https://doi.org/10.22059/jmlm.2012.28990

اکبر قوامی، فاطمه سادات حسینی، حسن محمدزاده، بهنام ملکی، حسین برهانی

چکیده هدف این پژوهش، بررسی تأثیر مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و مدل ترکیبی بر یادگیری حرکتی مهارت بالانس دو پایه است. 45 آزمودنی با میانگین سنی7/1±03/8 به طور تصادفی در سه گروه تجربی مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و مدل ترکیبی قرار گرفتند. آزمودنی‌ها مهارت بالانس دو پایه را به مدت سه هفته (هر هفته سه جلسه) تمرین کردند. پیش آزمون، آزمون اکتساب و آزمون یادداری از سه گروه به عمل آمد. امتیازات آزمودنی‌ها از طریق محاسبة میانگین امتیازات سه داور براساس هنجار تعیین شدة فدراسیون ژیمناستیک صورت گرفت. نتایج تحلیل واریانس دو طرفه در اندازه های تکراری نشان داد مشاهدة مدل انیمیشنی، تصاویر ثابت و ترکیبی بر یادگیری حرکتی مهارت بالانس دو پایه تاثیر معنی‌داری دارد (001/0 pv =). همچنین نتایج نشان داد اختلاف معنی‌داری بین گروه های مدل انیمیشن و مدل ترکیبی وجود ندارد (156/0 pv =). در نهایت هر دو گروه مدل انیمیشن و مدل ترکیبی، عملکرد بهتری نسبت به گروه تصاویر ثابت داشتند (001/0 pv =). در کل نتایج نشان می‌دهد مشاهدة انیمیشن روش الگودهی مناسب برای یادگیری مهارت بالانس دوپایه در سنین کودکی است. همچنین پیشنهاد می‌شود، از تصاویر ثابت به عنوان مکمل همراه با انیمیشن استفاده شود.

رابطة شکست یا موفقیت با انتظارات خودکارامدی مردان جوان درتکلیف تیراندازی

دوره 4، شماره 1، تابستان 1391، صفحه 5-18

https://doi.org/10.22059/jmlm.2012.25072

حسن محمدزاده جهتلو، ماندانا حیدری

چکیده هدف این پژوهش، تعیین ارتباط احتمالی شکست و موفقیت و انتظارات خودکارامدی در یادگیری مهارت تیراندازی بود. آزمودنی ها 63 دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه ارومیه بودند که در دو گروه تجربی و یک گروه کنترل سازماندهی شدند. آزمودنی ها در برنامة آموزش تیراندازی با تفنگ بادی به مدت یک روز و سپس به مدت سه روز در تمرینات شرکت کردند. در پایان هریک از جلسات تمرین، گروه تجربی اول بازخورد کلامی حاکی از عملکرد موفقیت آمیز (امتیاز بالا، خطای کم) دریافت کردند. گروه دوم بازخورد کلامی مبنی بر عملکرد ضعیف (امتیاز کم، خطای زیاد) دریافت کردند. گروه کنترل بازخوردی دریافت نکرد. در پایان دورة تمرین و نیز پس از 48 ساعت بی تمرینی کلیة آزمودنی ها تکلیف معیار شامل یک نیم فرم تیراندازی را به عنوان آزمون عملکرد و یادداری اجرا کردند. قبل از انجام تکلیف معیار در مرحلة یادداری آزمودنی ها پرسشنامة خودکارامدی باندورا و آدامز را شامل یک سؤال پاسخ آزاد دربارة علت اصلی عملکرد و نیز پنج سؤال دیگر در مورد پیش بینی سطح اجرای آتی خود در آزمون یادداری پاسخ دادند. داده های آزمون یادداری به منظور بررسی تفاوت های احتمالی ناشی از متغیرهای تحقیق با استفاده از آزمون واریانس یک متغیره و آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای تعیین ارتباط معنادار بین اجرای تخمینی و واقعی (در سطح آلفای 05/0) تحلیل شد. نتایج نشان داد گروه شکست و گروه کنترل عملکرد ضعیف تری نسبت به گروه موفقیت داشتند. همچنین عوامل سطح و قدرت خودکارامدی ادراک شده در پرسشنامة خودکارامدی اعضای گروه موفقیت بالاتر از گروه کنترل و شکست و از نظر آماری معنادار بود. در نهایت ارتباط اجرای پیش بینی شده و اجرای واقعی فقط در گروه موفقیت معنادار بود. یافته ها از نظریة باندورا در زمینة آثار تجارب موفقیت آمیز بر ارتقای خودکارامدی حمایت می‌کند.

بررسی رابطة کمال گرایی، استرس و تحلیل رفتگی در بین مربیان شنای زن و مرد

دوره 4، شماره 1، تابستان 1391، صفحه 129-139

https://doi.org/10.22059/jmlm.2012.25079

حسن محمدزاده جهتلو، سمکو سیدابراهیمی، سعدی سامی

چکیده هدف از تحقیق، بررسی رابطة کمال گرایی، استرس و تحلیل رفتگی در بین مربیان شنای زن و مرد بود. به همین منظور 154 نفر (85 مربی مرد با میانگین سنی 26/5 ± 52/30 سال و سابقة مربیگری 96/4 ± 69/7 و 69 مربی زن با میانگین سنی 16/5 ± 82/28 سال و سابقة مربیگری 40/4 ± 46/6) انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از چهار پرسشنامة مشخصات فردی، کمال گرایی هیل و دیگران (2004)، پرسشنامة استرس کودرون و پرسشنامة تحلیل رفتگی مسلش و جکسون (1996) استفاده شد. از آمار توصیفی برای رسم جداول و نمودارها و شاخص های پراکندگی مانند میانگین، میانه و نما، از آمار استنباطی و برای آزمودن فرضیه ها و از آزمون های تحلیل واریانس، همبستگی پیرسون و آزمون t در سطح معنی داری 05/0P< برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. برای طبقه بندی، تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS، EXCEL استفاده شد. نتایج نشان داد، بین کمال گرایی و استرس در مربیان زن و مرد ارتباط جهت داری وجود دارد (05/0P<). بین کمال گرایی و تحلیل رفتگی در میان مربیان زن و مرد ارتباط معنی داری وجود دارد (05/0P<). همچنین بین استرس و تحلیل رفتگی در میان مربیان زن و مرد ارتباط جهت داری مشاهده شد (05/0P<). اما در مورد فرضیة آخر بین کمال گرایی و تحلیل رفتگی در میان مربیان زن و مرد تفاوتی وجود نداشت، اما در استرس میان مربیان زن و مرد اختلاف معنی داری مشاهده شد.