موضوعات = رشد و یادگیری حرکتی
رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر خستگی ذهنی بر عملکرد ورزشی و فعالیت مغزی در ورزشکاران تپانچه بادی (مطالعه الکترونسفالوگرافی)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 دی 1403

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2024.383686.1802

زهرا فتحی رضائی، رباب باسل یونس، محمدتقی اقدسی

چکیده مقدمه: خستگی ذهنی یکی از عوامل مؤثر بر عملکرد ورزشی در رشته‌های ورزشی دقت محور مانند تیراندازی با تپانچه بادی محسوب می‌شود. بنابراین هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر خستگی ذهنی بر دقت عملکرد و فعالیت موج آلفا در ورزشکاران تپانچه بادی بود.
روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی با دو گروه و با هدف کاربردی بودن با تعداد 20 تیرانداز به عنوان شرکت‌کننده بود که به دو گروه خستگی ذهنی (10 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. برای ایجاد خستگی ذهنی، از آزمون استروپ استفاده شد. عملکرد ورزشی با شلیک 15 تیر به سیبل تیراندازی و فعالیت موج آلفا با استفاده از دستگاه الکترونسفالوگرافی (EEG) 30 کاناله در دو مرحله پیش و پس آزمون بررسی شد. تحلیل آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس مرکب 2 در 2 با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس نسخه 25 در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که گروه خستگی ذهنی کاهش در دقت تیراندازی و افزایش فعالیت موج آلفا (در 5 منطقه مغزی) و در نواحی پیشانی، مرکزی، گیجگاهی و آهیانه داشتند. اما در گروه کنترل تغییری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: این نتایج بر اهمیت مدیریت خستگی ذهنی در ورزش‌های با محوریت دقت عملکرد تأکید می‌کنند و پیشنهاد می‌دهد که برنامه‌های تمرینی و استراتژی‌های مقابله‌ای برای کاهش خستگی ذهنی توسعه یابند تا بهبود عملکرد ورزشکاران را فراهم سازند.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر یک دوره تمرینات هدف‌گیری مبتنی بر شاخص دشواری بر تعادل سالمندان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 بهمن 1403

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.388370.1820

سیده اختر حصاری، حمید رضا طاهری تربتی، علیرضا صابری کاخکی

چکیده مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تاثیر یک دوره تمرینات هدف‌گیری مبتنی بر شاخص دشواری بر تعادل سالمندان ‏بود. ‏ ‏
روش پژوهش: در این پژوهش نیمه تجربی که با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت، 75 سالمند زن شهر مشهد با دامنه سنی 65 تا 75 سال، به روش مشارکت داوطلبانه ‏انتخاب و در پنج گروه فاصله استاندارد-هدف استاندارد، فاصله استاندارد-هدف متغیر، فاصله متغیر-هدف استاندارد، فاصله متغیر-هدف متغیر و کنترل قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون، شرکت‌کنندگان اقدام به ایستادن روی صفحه تعادل سنج بایودکس نمودند. مرحله مداخله در شش هفته و هر هفته سه جلسه انجام گرفت که شرکت‌کنندگان با دستورالعمل‌های موجود به اجرای 10 بلوک 10 کوششی با دو دقیقه استراحت بین بلوک‌ها پرداختند. بعد از اتمام مرحله تمرینی، مرحله پس آزمون انجام گرفت که شرکت‌کنندگان همانند مرحله پیش آزمون اقدام به ایستادن روی صفحه تعادل سنج بایودکس نمودند. داده-ها به روش ‏تحلیل کواریانس تک متغیری تحلیل شد.‏
یافته ها: نتایج حاکی از این بود که مداخله‌های فاصله استاندارد-هدف استاندارد، فاصله استاندارد-هدف متغیر، فاصله متغیر-هدف استاندارد و فاصله متغیر-هدف متغیر بر بهبود تعادل سالمندان زن تاثیر معناداری دارد (05/0>P). همچنین دیگر نتایج حاکی از برتری اثر فاصله استاندارد-هدف استاندارد در مقایسه با اثر دیگر ‏مداخلات در بهبود تعادل سالمندان زن بود (05/0>P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق حاضر مشخص شد تعادل در پی ثابت نگه‌داشتن شاخص دشواری تسهیل خواهد شد چراکه این مساله در مورد نتایج آزمون گروه با شاخص دشواری یکسان اتفاق افتاد.‏

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر تمرینات واقعیت مجازی با تاکید برغنی سازی محیط بر عملکرد پیوسته و امواج مغزی بیماران پارکینسون

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1403

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.387217.1816

لیلا قندهاری علویجه، حمیدرضا طاهری تربتی، علیرضا صابری کاخکی

چکیده تحقیق حاضر به بررسی تاثیر یک دوره تمرینات منتخب واقعیت‌مجازی با تاکید بر غنی‌سازی محیط بر عملکرد پیوسته و امواج مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون پرداخته است. این پژوهش از نوع نیمه‌تجربی با طراحی پیش‌آزمون و پس‌آزمون همراه با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل 30 بیمار مبتلا به پارکینسون با شدت متوسط (55 تا 65 ساله) مراجعه‌کننده به مراکز بازتوانی غیر بستری در تهران بود. نمونه‌ها به روش در دسترس انتخاب و به سه گروه 10 نفره (کنترل، تمرینات سنتی، تمرینات واقعیت مجازی) تقسیم شدند. روش نمونه‌گیری در دسترس بود. ابزارهای مورد استفاده شامل تجهیزات واقعیت‌مجازی، EEG برای ثبت امواج مغزی (دلتا، تتا، آلفا، بتا، ریتم حسی-حرکتی) و Vienna Test System برای ارزیابی عملکرد پیوسته بودند. پروتکل تمرینی شامل تمرینات 1 ساعته طی سه هفته (هفته‌ای دو جلسه) بود. گروه کنترل بدون تمرین، گروه سنتی تمرینات‌بدنی و گروه واقعیت‌مجازی تمرینات مبتنی بر بازی‌های طراحی‌شده انجام دادند. تحلیل کوواریانس نشان داد که بین سه گروه در متغیرهای عملکرد پیوسته (خطای حذف و ارتکاب) و امواج مغزی تفاوت معناداری وجود دارد (P≤0/05). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی تفاوت‌های معنی‌دار بین گروه‌ها را تایید کرد. گروه‌های تمرینات سنتی و واقعیت‌مجازی نسبت به گروه کنترل، در عملکرد پیوسته و تغییرات امواج مغزی تفاوت‌های معناداری نشان دادند. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که تمرینات واقعیت مجازی و سنتی به طور معناداری عملکرد پیوسته و امواج مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون را بهبود می‌بخشند. پیشنهاد می‌شود که از فناوری واقعیت‌مجازی به عنوان یک ابزار نوین و اثربخش در طراحی برنامه‌های توانبخشی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده شود.

رشد و یادگیری حرکتی

بررسی تغییرات افت گرم کردن با استفاده از مداخلات شناختی در بازیکنان بیلیارد؛ با تمرکز بر انواع خودگفتاری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 اسفند 1403

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.388856.1821

سعید شکری، محمدتقی اقدسی

چکیده مقدمه: افت گرم‌کردن، کاهش موقتی و زودگذری در اجرای یک فرد است که به دنبال یک دوره استراحت کوتاه‌مدت به وجود می‌آید. که می‌توان آن را با انجام تکنیک‌های شناختی در طول استراحت کاهش داد. بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر انواع خودگفتاری به صورت آشکار و پنهان بر افت گرم‌کردن ضربه غیر مستقیم بیلیارد بود.
روش پژوهش: 70 شرکت‌کننده بر اساس نمره‌های ضربه غیر مستقیم بیلیارد در پیش‌آزمون به هفت گروه همگن 10 نفره شامل گروه‌های خودگفتاری آموزشی آشکار، خودگفتاری آموزشی پنهان، خودگفتاری انگیزشی آشکار، خودگفتاری انگیزشی پنهان، خودگفتاری نامرتبط آشکار، خودگفتاری نامرتبط پنهان و کنترل تقسیم شدند و مدت 15 دقیقه به اجرای تکلیف پرداختند و امتیاز 10 اجرای پایانی آن‌ها ثبت شد. سپس به مدت 5 دقیقه استراحت کردند، و در ادامه 10 اجرا را انجام دادند. در زمان استراحت شرکت‌کنندگان به انجام خودگفتاری مربوط به گروه خود پرداختند. و یکبار دیگر همین مراحل با فاصله استراحت 2 دقیقه تکرار شد.
یافته ها: نمرات به دست آمده با تحلیل واریانس مرکب (2*7) در سطح معنی‌داری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند و از آزمون تعقیبی بونفرونی جهت مشخص شدن تفاوت گروه‌ها در مراحل مختلف استفاده گردید. نتایج نشان داد که گروه‌های خودگفتاری آموزشی و انگیزشی (آشکار و پنهان)، نسبت به گروه‌های خودگفتاری نامرتبط و کنترل عملکرد بهتری داشتند و تفاوتشان معنی‌دار بود.
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج تحقیق، ورزشکاران می‌توانند جهت کاهش افت گرم‌کردن در مدت زمان استراحت از خودگفتاری آموزشی و انگیزشی به صورت آشکار و پنهان استفاده کنند.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر تمرینات زوجی بر کارکردهای اجرایی بازیکنان تنیس روی میز: بررسی بار شناختی بالا و پایین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 اردیبهشت 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.388019.1819

الهه سیاوشی، ایوب هاشمی، ابوذر سعادتیان

چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر شرایط مختلف شناختی در تمرینات زوجی بر ارتقا و پایداری کارکردهای اجرایی (حافظه کاری، بازداری پاسخ) بازیکنان تنیس روی میز بود. ‏ ‏

روش پژوهش: در یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و یادداری، 24 پسر (میانگین سنی076/0±03/15)، به صورت نمونه گیری در دسترس از مدارس پسرانه شهر یاسوج انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه بار شناختی بالا و بار شناختی پایین قرار گرفتند. هر دو گروه به مدت 6 جلسه تمرینات زوجی را با سطح درگیری شناختی مربوط به خود انجام دادند. هر جلسه شامل 20 تکرار 3 دقیقه‌ای با زمان استراحت 1 دقیقه‌ای بین تکرارها بود. حافظه کاری و بازداری پاسخ شرکت کنندگان به ترتیب توسط آزمونهای n-back و go /no go در مراحل پیش-آزمون، پس‌آزمون و یادداری سنجیده شد. از آزمون تحلیل واریانس مرکب برای تحلیل داده‌ها استفاده شد.

یافته ها: نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد هر دو گروه بار شناختی بالا و پایین تاثیر معناداری از پیش‌آزمون تا یادداری بر حافظه کاری (05/0>P) داشت و گروه با بار شناختی بالا عملکرد بهتری نسبت به گروه با بار شناختی پایین داشت. اثر گذاری هر دو گروه بار شناختی بالا و پایین بر فاکتور بازداری پاسخ معنادار نبود(05/0<P).

نتیجه گیری: به طور کلی نتایج پژوهش حاضر حاکی از این است که تمرینات زوجی با بار شناختی بالا امکان بهبود حافظه کاری بازیکنان تنیس روی میز را فراهم میسازد.

رشد و یادگیری حرکتی

بررسی آثار تحریک غیرتهاجمی مغز (تک و چند جلسه‌ای) بر کارکردهای اجرایی در بازیکنان مبتدی تنیس

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 خرداد 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.393235.1837

حیدر ماجد حنون، علی حیرانی، احسان امیری

چکیده مقدمه: این پژوهش اثرات تحریک فراجمجمه‌ای با جریان مستقیم، در یک یا چند جلسه، بر کارکردهای اجرایی بازیکنان مبتدی تنیس را بررسی کرده است.
روش پژوهش: 27 بازیکن تنیس پسر مبتدی(میانگین سنی 29/0± 29/20) به‌صورت دوسوکور و تصادفی به سه گروه: گروه تجربی ۱ (۵ جلسه تحریک آندال)، گروه تجربی ۲ ( ۱ جلسه تحریک آندال) و گروه کنترل (بدون تحریک آندال) تقسیم شدند. تحریک به مدت ۲۰ دقیقه با شدت ۲ میلی‌آمپر در مناطق M1 و DLPFC اعمال شد. شاخص‌های توجه انتخابی، حافظه کاری، بازداری پاسخ و انعطاف‌پذیری شناختی قبل (پیش‌آزمون)، بعد از ۵ جلسه (پس‌آزمون) و ۲ هفته پس از مداخله (یادداری) اندازه‌گیری شد . برای تجزیه‌وتحلیل‌های آماری، از آزمون تحلیل واریانس مرکب (طرح عاملی ۳×۳( استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که بین گروه‌های مداخله در شاخص‌های توجه انتخابی و حافظه‌کاری، در هیچ یک از مراحل ارزیابی تفاوت معناداری وجود نداشت (P> 0.05). بااین‌حال، گروه تجربی ۱ در آزمون یادداری، بهبودی معنادارتر در شاخص‌های بازداری پاسخ (p= 0.018) و انعطاف‌پذیری شناختی (p= 0.14) نسبت به گروه کنترل نشان داد، در حالی که بین سایر گروه‌ها تفاوت معناداری مشاهده نشد (P>0.05). هر دو گروه تجربی در پس‌آزمون و یادداری، بهبود قابل‌توجهی در تمامی شاخص‌ها داشتند. نکته قابل توجه اینکه، گروه تجربی ۱ از پس‌آزمون تا یادداری، بهبودی معنادار در تمامی شاخص‌ها نشان داد (P<0.05).
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی، هم تحریک آندال تک جلسه‌ای و هم مکرر، کارکردهای اجرایی را در بازیکنان مبتدی تنیس افزایش می‌دهند و تحریک مکرر مزایای شناختی پایدارتری را ‌بهمراه دارد.

رشد و یادگیری حرکتی

نقش زمان با کیفیت حرکتی مادر - کودک بر سبک دلبستگی و اضطراب کودکان 5-3 سال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 تیر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.390486.1824

وحید خواجه، زهره مشکاتی

چکیده مقدمه: ارابطه والد-فرزند در اوایل دوران کودکی برای رشد عاطفی و سلامت روان حیاتی است، این مطالعه با هدف بررسی رابطه مبتنی بر حرکت (زمان باکیفیت) بین مادران و فرزندان پیش‌دبستانی آنها و تأثیر آن بر سبک‌های دلبستگی و علائم اضطراب انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش مطالعه‌ای شبه‌آزمایشی از نوع پس‌آزمون با طراحی غیرتصادفی است که در شهر اصفهان انجام شد و شامل ۲۴ کودک ۳ تا ۵ ساله و مادران آن‌ها بود که در ۱۸ جلسه فعالیت بدنی مشترک مادر-کودک بر اساس اصول بازی‌درمانی تراپلی مشارکت داشتند. گروه کنترل متشکل از ۱۶ کودک بود که هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکردند. برای سنجش سبک دلبستگی از پرسشنامه دلبستگی مرکز کینشیپ (KCAQ) و برای سنجش اضطراب کودک از مقیاس اضطراب کودکان اسپنس – نسخه والدین (SCAS-P) استفاده شد. تحلیل اولیه داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و با کنترل متغیرهای سن مادر و سابقه شرکت کودک در کلاس‌های ورزشی پیش از مداخله انجام گرفت.
یافته ها: سطح دلبستگی در گروه آزمایش به‌طور معناداری بالاتر بود (p < 0.01)، در حالی که سطح اضطراب به‌طور معناداری پایین‌تر از گروه کنترل گزارش شد (p < 0.04). همچنین، کاهش‌هایی در رفتارهای اجتنابی و دلبستگی منفی مشاهده گردید.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که فعالیت‌های بدنی ساختاریافته میان مادر و کودک می‌توانند به تقویت دلبستگی ایمن و کاهش اضطراب در کودکان خردسال منجر شوند. این یافته‌ها بر امکان‌پذیری و اثربخشی به‌کارگیری مداخلات درمانی مبتنی بر حرکت در حوزه سلامت روان دوران کودکی و برنامه‌های فرزندپروری اولیه تأکید دارند.

رشد و یادگیری حرکتی

نقش شایستگی ادراک‌شده در تعدیل‌ اثر تهدید کلیشه‌ای جنسیت بر یادگیری مهارت‌ پرتاب پتانک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 تیر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.392272.1834

زهرا کیامنش، رسول زیدآبادی، زهرا استیری

چکیده مقدمه: تهدید کلیشه‌ای و شایستگی ادراک شده، متغیرهای شناختی_اجتماعی هستند که می‌توانند تاثیر قابل توجهی بر عملکرد شناختی و حرکتی افراد داشته باشند. این پژوهش با هدف بررسی نقش شایستگی ادراک شده به عنوان یک ویژگی روانشناختی توسعه یافته در دوران کودکی در کاهش اثرات تهدید کلیشه‌ای جنسیت بر یادگیری مهارت پرتاب پتانک انجام شد.
روش پژوهش: 60 دانش آموز دختر داوطلب با میانگین سنی 99/0±22/13 بر اساس نمراتشان در پرسشنامه شایستگی ادراک شده حرکتی و دریافت یا عدم دریافت تهدید کلیشه‌ای به چهار تقسیم شدند. در طول مرحله اکتساب، شرکت کنندگان 60 پرتاب پتانک را در قالب 10 بلوک شش کوششی انجام دادند. گروه های تهدید کلیشه‌ای در ابتدای هر کوشش و در کوشش سوم (برای یادآوری) دستورالعمل تهدید کلیشه‌ای را به صورت مکتوب دریافت می‌کردند. آزمون یادداری 24 ساعت بعد از مرحله اکتساب بدون دریافت دستورالعمل تهدید کلیشه‌ای و 10 دقیقه بعد، آزمون انتقال در حضور تماشاگر انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تهدید کلیشه‌ای جنسیت به طور معنی داری یادگیری حرکتی افراد با شایستگی ادراک شده پایین را تضعیف می کند، درحالی که اثر آن بر یادگیری حرکتی افراد با شایستگی ادراک شده بالا معنی دار نبود.
نتیجه گیری: یافته‌های مطالعه حاضر نشان می‌دهد که شایستگی ادراک شده بالا می‌تواند به عنوان راهبردی جهت کاهش اثرات مخرب تهدید کلیشه‌ای عمل کند. به نظر می‌رسد افرادی که شایستگی ادراک شده بالایی دارند، بدلیل برخورداری از خودکارآمدی بالاتر می‌توانند اثرات منفی تهدید کلیشه‌ای را کاهش دهند.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر تمرینات ادراکی حرکتی با بازخورد خودکنترل و آزمونگر کنترل بر تعادل و زمان واکنش کودکان 8-6 سال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 تیر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.389153.1822

هانیه حامدی نسب، فاطمه رضایی، احمد نیک روان

چکیده عملکرد ادراکی نقش مهمی در کسب مهارت‌های کودکان داشته و تمرینات سرعت ادراکی-حرکتی و تعادل در موفقیت حرفه‌ای بعدی موثر است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی تمرینات ادراکی‌حرکتی با بازخورد خودکنترل و آزمونگر کنترل بر تعادل و زمان واکنش کودکان 8-6 سال بود.
روش پژوهش: با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند تعداد 60 نفر از کودکان ۶ تا ۸ سال دختر شهر نیشابور انتخاب و به‌صورت تصادفی ساده در 3 گروه خودکنترل، آزمونگرکنترل و گواه تقسیم شدند. برای ارزیابی تعادل از دستگاه صفحه تعادل‌سنج ایستا، دینانومتر تعادل‌پویا و دستگاه ثبت زمان واکنش هشت‌جهته استفاده شد. برای اجرای تمرینات از پروتکل تمرینات ادراکی‌حرکتی با بازخورد ‌خودکنترل (کودکان براساس انتخاب خود به بازخورد عملکردشان دسترسی پیدا می‌کردند) و آزمونگر کنترل (آزمونگر به آن‌ها درباره نحوه انجام حرکت‌ها بازخورد می‌داد) به مدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و زمان 60-45 دقیقه و درمجموع 24 جلسه استفاده گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: یافته‌های پژوهش نشان داد، تمرینات ادراکی-حرکتی با بازخورد‌خودکنترل و آزمونگرکنترل باعث بهبود معنی‌داری بر تعادل ایستا (12/0P=) و پویا (001/0P=) کودکان شده است.

رشد و یادگیری حرکتی

تأثیر آموزش فوتسال به روشهای آموزش بازی‌ها برای فهمیدن (TGFU) و بازی تاکتیکی (TGA) بر عملکرد و لذت از ورزش برای دانش‌آموزان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 مرداد 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.391474.1831

هاله هاشم پور، حسن محمدزاده

چکیده مقدمه: روش و چگونگی آموزش می‌تواند یکی از موارد اثرگذار در میزان یادگیری در ورزش و حس سرگرم‌کنندگی آن در فعالیت‌های ورزشی در مدرسه و محیط‌های دیگر آموزشی باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش فوتسال به روشهای آموزش بازی‌ها برای فهمیدن (TGFU) و بازی تاکتیکی (TGA) بر عملکرد و لذت از ورزش برای دانش‌آموزان بود.
روش پژوهش: جامعۀ آماری پژوهش دانش‌آموزان دختر مقطع اول متوسطه (10 تا 12 سال) بودند که تعداد 30 نفر از آنهایی که قبلا سابقۀ بازی فوتسال نداشتند و از نظر جسمانی سالم بودند. به صورت تصادفی در دو گروه آموزشی (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. از آزمون مهارت فوتسال برای ارزیابی عملکرد فوتسال و از پرسشنامه لذت از فعالیت بدنی PACES برای ارزیابی لذت از ورزش استفاده شد.
یافته ها: میزان مؤلفه ‌های پاس، دریبل، شوت و عملکرد کلی فوتسال بر اساس روش TGFU بهتر از روش TGA بود. همچنین میانگین لذت از ورزش بر اساس روش TGA بهتر از روش TGFU بود.
نتیجه گیری: هر دو مدل آموزشی، تاثیرگذاری عمیقی بر روی عملکرد و لذت از تمرینات فوتسال در دانش‌آموزان داشتند و می‌توان گفت که هر دو روش از مدل‌های کاربردی است که مربیان و معلمان ورزش می‌توانند در آموزش‌های خود از آنها استفاده نمایند.

رشد و یادگیری حرکتی

مقایسه اثر دستورالعمل های تمرکز توجه مرتبط با تکلیف بر عملکرد مهارت پرتاب دارت دانش آموزان پسر

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 مرداد 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.390891.1827

مهدی بابک، حسن محمد زاده، ماساهیرو یامادا

چکیده مقدمه: تمرکز توجه بیرونی در مقایسه با تمرکز توجه درونی عملکرد حرکتی را بهبود می‌بخشد. اخیراً، مطالعات نشان داده‌اند که این اثر ممکن است به نوع دستورالعمل‌های مرتبط با تکلیف وابسته باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر دستورالعملهای تمرکز توجه مرتبط با تکلیف بر عملکرد مهارت پرتاب دارت اجرا شد.
روش پژوهش: این پژوهش با طرح پیشآزمون، یادداری و انتقال اجرا شد. 114 نفر از دانشآموزان پسر دبیرستانی بهصورت تصادفی در سه گروه 38 نفری (تمرکز توجه بیرونی، فرم/تکنیک تمرکز توجه بیرونی و فرم/تکنیک تمرکز توجه درونی) تقسیم شدند. در روز اول، همه شرکت‌کنندگان ۲۷ پرتاب تمرینی و بعد پیش‌آزمون انجام دادند. سپس در سه جلسه تمرینی (هر جلسه ۱۰۸ پرتاب)، دستورالعمل‌های مربوط به تمرکز توجه اجرا شد. آزمون‌های یادداری و انتقال ۲۴ ساعت پس از آخرین جلسه برگزار شد. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر، تحلیل واریانس یک‌راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین مراحل پیش‌آزمون، یادداری و انتقال در هر سه گروه تفاوت معنادار وجود دارد. در گروه فرم/تکنیک تمرکز توجه بیرونی بین نمرات پیشآزمون و آزمون یادداری تفاوت معنادار مشاهده شد، اما بین نمرات پیشآزمون و انتقال تفاوتی دیده نشد. در مقایسهی نمرات انتقال سه گروه، گروه فرم/تکنیک تمرکز توجه درونی عملکرد بهتری نسبت به دو گروه دیگر داشت (05/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، دستورالعمل‌های فرم/تکنیک با تمرکز توجه درونی ممکن است در بهبود عملکرد مهارت‌های حرکتی مفید باشد، هرچند تأیید این یافته‌ها نیازمند پژوهش‌های بیشتر است.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر 12 هفته تمرینات هوازی زیر بیشینه در بهبود تعادل، انعطاف پذیری و هماهنگی دو دستی در بیماران مبتلا به تصلب چند گانه (ام اس) با شدت خفیف

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 شهریور 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.396252.1842

علی حیرانی، مرضیه مهدی آبادی

چکیده مقدمه:ام اس یک بیماری خود ایمنی پیش رونده است که به غلاف میلین آکسون های نورون ها آسیب می زند و با توجه به محل و شدّت آسیب، منجر به اختلالات حرکتی و شناختی میشود. هدف پژوهش ، بررسی اثرات 12 هفته تمرینات هوازی زیر بیشینه بر تعادل، انعطاف‌پذیری و هماهنگی دو دستی ‌زنان مبتلا به ام اس بود.
روش پژوهش: این تحقیق بر روی 30 زن مبتلا به ام اس خفیف در شهرستان کرمانشاه با دامنه‌ سنی 18 تا 40 سال و سطح ناتوانی با مقیاس EDSS تا 5/5 انجام شد. داوطلبان به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره کنترل و آزمایش تقسیم شدند. پیش از تمرینات آزمون‌ها اجرا شد. گروه آزمایش، 12هفته (2 جلسه 45 دقیقه‌ای در هفته) تمرینات هوازی زیر بیشینه انجام دادند.گروه کنترل در این مدت به فعالیت‌های روزمره خویش پرداختند. در پایان، متغیرهای موردنظر دوباره اندازه‌گیری شد. پس از اطمینان از طبیعی بودن توزیع داده‌ها، از آزمون تحلیل واریانس مرکب (طرح عاملی 2×2، زمان با دو سطح و گروه به‌عنوان عامل بین آزمودنی با دو سطح استفاده شد).
یافته‌ها: نتایج نشان دادند در مقایسه با گروه کنترل، گروه تجربی در پس‌آزمون بهبود قابل توجهی در تعادل ایستا و پویا، هماهنگی دو دستی و انعطاف‌پذیری داشتند. (P<0/05).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد تمرینات هوازی زیر بیشینه، به طور معناداری عملکردهای تعادل ایستا، پویا، هماهنگی دودستی، انعطاف‌پذیری بیماران ام اس خفیف را بهبود بخشید و استفاده از این تمرینات به این بیماران توصیه می شود.
کلیدواژه‌ها: انعطاف‌پذیری، تصلب چندگانه، تعادل ایستا، تعادل پویا،تمرینات هوازی، هماهنگی دو دستی

رشد و یادگیری حرکتی

نقش خستگی ذهنی و بدنی در فرآیند تصمیم‌گیری بازیکنان ماهر و مبتدی بسکتبال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 شهریور 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.397123.1845

مهتا اسکندرنژاد، مژگان فلاح، بهزاد بهزادنیا

چکیده مقدمه: بسکتبال به عنوان یک ورزش پویا و پیچیده، نیازمند تصمیم‌گیری سریع و دقیق در شرایط خستگی است. خستگی ذهنی و بدنی می‌تواند عملکرد شناختی و حرکتی بازیکنان را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش خستگی ذهنی و بدنی در فرآیند تصمیم‌گیری بسکتبالیست‌های ماهر و مبتدی بود.
روش پژوهش: در این مطالعه نیمه‌تجربی، ۳۰ بسکتبالیست زن (۱۵ ماهر و ۱۵ مبتدی) در بازه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال مورد بررسی قرار گرفتند. خستگی ذهنی با استفاده از آزمون استروپ پیچیده و خستگی بدنی با پروتکل خستگی ویژه بسکتبال القا شد. دقت و زمان تصمیم‌گیری با نمایش کلیپ‌های موقعیت‌های واقعی بسکتبال و ثبت پاسخ‌ها ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تی همبسته و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو نوع خستگی (ذهنی و بدنی) به‌طور معناداری منجر به کاهش دقت و افزایش زمان تصمیم‌گیری در هر دو گروه شدند. در گروه مبتدی، خستگی بدنی زمان تصمیم‌گیری را بیش از خستگی ذهنی افزایش داد. با این حال، تفاوت معناداری بین تأثیر خستگی بر عملکرد گروه‌های ماهر و مبتدی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: خستگی ذهنی و بدنی به‌طور قابل توجهی عملکرد تصمیم‌گیری بسکتبالیست‌ها را مختل می‌کند. این یافته‌ها بر اهمیت مدیریت خستگی در تمرینات و مسابقات تأکید دارد و لزوم طراحی برنامه‌های تمرینی متناسب با سطح مهارت بازیکنان را نشان می‌دهد.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر بازی‌های تعدیل‌شده و تفکر واگرا بر خودکارآمدی و لذت در بازیکنان پسر فوتبال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 شهریور 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.396715.1843

زهرا زارعی، حسن محمدزاده

چکیده مقدمه: این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر دو روش تمرینی "بازی‌های تعدیل‌شده" (SSGs) و تمرین مبتنی بر "تفکر واگرا" (DT) بر خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی در بازیکنان پسر فوتبال انجام شد.
روش پژوهش: روش تحقیق نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون شامل دو گروه تجربی و یک گروه کنترل بود. این مطالعه طی هشت هفته، شامل جلسات پیش‌آزمون و پس‌آزمون و تمرین درطی تمرینات مدرسه فوتبال انجام شد. پیش‌آزمون شامل تکمیل پرسش‌نامه خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی، یک هفته قبل از شروع مداخله انجام شد. بازیکنان با توجه نتایج پیش‌آزمون به‌طور همگن در یکی از دو گروه آزمایشی (گروهDT و گروه SSG) و کنترل قرار گرفتند. مرحله مداخله شامل 18 جلسه آموزشی به مدت20 دقیقه‌ بود. پس‌آزمون مطابق پیش‌آزمون انجام شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس مرکب تفاوت معنا‌داری را بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون دو گروه DT و SSG نشان داد به طوری که می‌توان گفت گروه SSG در مقایسه با گروه DT و هر دو گروه نسبت به گروه کنترل به ترتیب با 77 درصد و 75 درصد از تغییرات، تأثیر بیشتری بر خودکارآمدی و لذت از فعالیت‌بدنی داشتند. در مورد گروه کنترل هیچ‌گونه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: تمرینات SSG با ارائه‌ی محیط‌های تمرینی پویا و متغیر، باعث ایجاد لذت، انگیزه درونی، خودکارامدی، اعتمادبه‌نفس و درنهایت مشارکت بیشتر بازیکنان جوان در تمرینات می‌شوند

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر بازخورد ویدیوئی خود کنترل همراه و بدون نشانه گذاری توجه بر یادگیری مهارت ضربه بغل پا در دختران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 شهریور 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.397041.1844

محبوبه عسگرانی، مهدی رافعی بروجنی، حمید صالحی

چکیده مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه و بدون نشانه‌گذاری توجه بر یادگیری مهارت ضربه بغل پای فوتبال در دختران بود.
روش پژوهش: 52 دانش‌آموز دختر میانگین سنی(6/0± 2/11 سال) بدون هیچ تجربه قبلی به صورت دردسترس انتخاب و پس از شرکت در پیش‌آزمون، به شیوه تصادفی در 4 گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه با نشانه‌گذاری توجه، بازخورد ویدیویی خودکنترل بدون نشانه‌گذاری توجه، گروه جفت‌شده با گروه اول و دوم، تقسیم شدند. مشارکت‌کننده‌ها 4 جلسه مهارت کنترل و ضربه بغل پا را تمرین کردند. در طول تمرین گروه‌های خودکنترلی هر زمان که می‌خواستند اجازه مشاهده فیلم‌های خود را داشتند و گروه‌های جفت‌شده همزمان با درخواست آنها فیلم اجرای خود را مشاهده می‌کردند. گروه‌های همراه با نشانه‌گذاری توجه در کنار مشاهده فیلم خود از نشانه‌گذاری به سمت جنبه‌های مهم مهارت بهره‌مند بودند. سپس مشارکت‌کننده‌ها در آزمون مهارت ضربه بغل پا در مرحله پس‌آزمون همراه با تکمیل پرسشنامه‌ی ارزیابی تجربه دریافت بازخورد و پس از 48 ساعت آزمون یادداری و انتقال انجام‌شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس انجام‌گرفت.
یافته‌ها:بین گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه با نشانه‌گذاری توجه با گروه بازخورد ویدیویی (002/0 p =)، گروه جفت‌شده با آن (005/0 p =) و گروه جفت‌شده با گروه بازخورد ویدیویی (001/0 p =) همچنین، بین گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل با گروه جفت‌شده آن (009/0 p =) تفاوت معنی‌دار وجودداشت.
نتیجه‌گیری:اگر یادگیرنده‌ها به‌طور فعال در جریان یادگیری مشارکت داشته و حداقل بر روی برخی از جنبه‌های تمرین به آنها کنترل داده شود، یادگیری مهارت افزایش خواهدیافت.

رشد و یادگیری حرکتی

تأثیر همزمان مداخلات یوگا و تحریک الکتریکی مستقیم ناحیه DLPFCبر مهارت‌های حرکتی درشت ‏کودکان ‏ADHD‏

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مهر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.399416.1852

تارا طاهرپوری، حسن محمد زاده، راضیه خانمحمدی

چکیده هدف: . lطالعه حاضر با هدف تأثیر همزمان مداخلات یوگا و تحریک الکتریکی مستقیم ناحیه DLPFCبر مهارت‌های حرکتی درشت ‏کودکان ‏ADHD‏ ‏انجام گرفت.

روش‌شناسی: در این مطالعه نیمه تجربی که با طرح پیش آزمون-پس‌آزمون با دوره پیگیری یک ماهه انجام گرفت، از بین کودکان 7 تا 10 ساله مبتلا به ‏ADHD‏، 24 کودک مبتلا به اختلال ADHD به روش هدفمند و براساس معیارهای ورود انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تمرین یوگا همزمان با تحریک واقعی ‏DLPFC و تمرین یوگا همزمان با تحریک ساختگی ‏DLPFC ‏قرار گرفتند. مطالعه حاضر شامل مراحل پیش آزمون، مداخله، پس آزمون و پیگیری بود. بعد از آشنایی، در مرحله پیش آزمون از کودکان آزمون اولریخ-3 گرفته شد. مرحله مداخله در 4 هفته و هر هفته 4 جلسه به صورت یک در میان و هر ‏جلسه 40 دقیقه به طول انجامید که شرکت‌کنندگان به تمرینات مربوطه پرداختند. در پایان مرحله مداخله، در مرحله پس آزمون، و یک ماه بعد از پایان مداخله، مرحله پیگیری، مجددا شرکت‌کنندگان به اجرای آزمون اولریخ-3 پرداختند. داده‌های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب تحلیل شد.

یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد مداخله‌های یوگا همزمان با تحریک واقعی DLPFC و تحریک ساختگی DLPFC بر بهبود و ماندگاری مهارت‌های حرکتی درشت (مهارت‌های جابجایی و توپی) کودکان ‏ADHD معناداری دارد (05/0>p).

نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش یک برنامه تمرینی آزمایش شده را ارائه می‌دهد که توانبخشان و کاردرمانان می‌توانند مستقیماً در تمرین با کودکان ‏ADHD از آن استفاده کنند.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر زمان‌بندی مشاهده الگو بر تغییر‌پذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری یک مهارت ساده ژیمناستیک: شیوه تحمیلی در برابر خودکنترل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 مهر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.398746.1848

مجتبی یاوری، حسین صمدی، مصطفی حاج لطفعلیان

چکیده زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربی‌کنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناست‌های پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ سال به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه خودکنترلی، جفت‌شده و مربی‌کنترلی قرار گرفتند. در مرحله اکتساب، همه گروه‌ها تکلیف تاب زیرپارال را در ۱۲ بلوک ۵ کوششی (در مجموع ۶۰ کوشش) به‌صورت عملی اجرا کردند. پس از هر بلوک، نمایش الگو از حرکت صحیح به شرکت‌کنندگان ارائه شد. تفاوت اصلی بین گروه‌ها در زمان‌بندی مشاهده الگوی حرکت بود. پس از پایان جلسات تمرین، آزمون‌های اکتساب و یادداری انجام شد. روانی حرکت و تغییرپذیری هماهنگی الگوی تاب زیرپارال با استفاده از سیستم Motion Capture ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که همه گروه‌های تمرینی، صرف‌نظر از نوع مداخله، در متغیرهای تغییرپذیری هماهنگی، شاخص نرمی حرکت و عملکرد تاب زیرپارال بهبود معناداری داشتند. مقایسه بین گروهی نشان داد که گروه خودکنترلی در مقایسه با دو گروه دیگر، به‌طور معناداری در متغیرهای عملکرد، تغییرپذیری هماهنگی و شاخص نرمی حرکت برتری دارد (p < 0.05).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که به‌کارگیری روش خودکنترلی می‌تواند منجر به نتایج مطلوب‌تری در یادگیری مهارت تاب زیرپارال کودکان شود؛ بنابراین، استفاده از این روش به ورزشکاران و مربیان توصیه می‌گردد.

رشد و یادگیری حرکتی

روانسنجی نسخه فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای سالمندان (PPL-EQ)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 آبان 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.399115.1849

حسین صمدی، سعید آهار، لیلی خاوری، نازنین جلالی محمدآبادی

چکیده زمینه: ترغیب به فعالیت بدنی بدلیل پیامدهای سلامتی متعدد، تاثیر بر کیفیت زندگی و صرفه‌جویی قابل توجه در هزینه‌های بستری و مراقبت‌های بهداشتی در میان افراد مسن، یک اولویت مهم بهداشت عمومی در سراسر جهان است. اخیرا، سواد بدنی، مفهومی برای حمایت از مشارکت و حفظ فعالیت‌بدنی سالمندان معرفی شده است.
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تعیین روایی و پایایی نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای سالمندان (PPL-EQ) بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. بدین منظور 408 زن و مرد سالمند، نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده سالمندان را تکمیل کردند. ابتدا با استفاده از روش باز ترجمه، صحت ترجمة نسخة فارسی پرسشنامه تأیید شد و در ادامه برای تعیین روایی سازة پرسشنامه از تحلیل عامل تأییدی مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری و برای تعیین همسانی درونی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین برای پایایی زمانی سؤالات، از همبستگی درون طبقه‌ای با روش آزمون- آزمون مجدد استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که شاخص نیکویی برازش و شاخص برازش تطبیقی مطلوب می‌باشد. پایایی زمانی و ضریب آلفای کرونباخ برای خودکارآمدی و ابعاد آن بالای 7/0 (مقدار شاخص قابل‌قبول بودن) به‌دست آمد.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای سالمندان از روایی سازه و پایایی درونی و زمانی مطلوب و قابل قبولی برخوردار است و می‌توان از آن به عنوان ابزاری روا و پایا برای ارزیابی سواد بدنی سالمندان ایرانی استفاده کرد.

رشد و یادگیری حرکتی

نقش خودکارآمدی ورزشی در تعدیل اثر کلیشه جنسیتی منفی بر یادگیری حرکتی دختران نوجوان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 آبان 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.399541.1853

سارا سلطانی فر، حسن محمدزاده، سید محمدرضا موسوی

چکیده مقدمه: هدف مطالعه حاضر تعیین نقش خودکارآمدی ورزشی در تعدیل اثر کلیشه جنسیتی منفی بر یادگیری حرکتی دختران نوجوان بود. روش پژوهش: 60 دانش‌آموز دختر ( با میانگین سنی 2/14 ) بر اساس میانگین نمره‌ای که در پرسشنامه خودکارآمدی ورزشی کسب کردند در دو گروه خودکارآمدی بالا و پایین قرار گرفتند. سپس به طور تصادفی بر اساس دریافت یا عدم دریافت دستورالعمل تهدید کلیشه به چهار زیرگروه (خودکارآمدی بالا+ تهدید کلیشه، خودکارآمدی بالا+ کنترل، خودکارآمدی پایین+ تهدید کلیشه، خودکارآمدی پایین+ کنترل) تقسیم‌بندی شدند. در مرحله پیش‌آزمون، آزمودنی‌ها یک بلوک پنج کوششی دریبل فوتسال انجام دادند. در مرحله اکتساب 25 کوشش در قالب پنج بلوک پنج کوششی انجام شد و قبل از کوشش اول، گروه‌های تهدید کلیشه دستورالعمل کلیشه را به صورت مکتوب دریافت می‌کردند. متعاقبا 48 ساعت بعد نیز دختران در یادداری همانند پیش‌آزمون شرکت کردند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که تهدید کلیشه‌‌ای جنسیتی تفاوت معناداری را بین گروه خودکارآمدی بالا و پایین در مرحله اکتساب و یادداری تکلیف دریبل فوتسال موجب شد. نتایج نشان داد که تهدید کلیشه یادگیری حرکتی افراد با خودکارآمدی پایین را تضعیف کرد در حالیکه این اثر بر یادگیری حرکتی افراد با خودکارآمدی بالا معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری: خودکارآمدی بالا می‌تواند به عنوان راهکاری جهت کاهش تأثیر منفی تهدید کلیشه بر یادگیری حرکتی مطرح شود. سازوکارهای احتمالی برای توضیح یافته‏های پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفت.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر انواع خستگی بر اساس تغییرات محیطی (رنگ زمینه) بر فعالیت الکتریکی موج آلفا تیراندازان تپانچه بادی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 آذر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.400964.1856

الهه یوسفی، حسن محمدزاده، زهرا فتحی رضایی

چکیده روش‌پژوهش:شرکت‌کنندگان شامل 40 تیرانداز بودند که به صورت تصادفی در چهار گروه خستگی ذهنی، فیزیکی، ترکیبی و گروه کنترل تقسیم شدند. در پیش‌آزمون آزمودنی‌ها سی تیر به سیبل‌هایی با رنگ قرمز، آبی و سفید به عنوان عامل تغییر محیطی شلیک کردند و همزمان امواج مغزی توسط دستگاه الکترونسفالوگرافی ثبت شد. سپس گروه خستگی ذهنی سی دقیقه تکلیف استروپ، گروه خستگی فیزیکی سی دقیقه کار برروی دوچرخه ثابت و گروه ترکیبی پانزده دقیقه استروپ و پانزده دقیقه دوچرخه را انجام دادند، گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. درنهایت پس‌آزمون مطابق پیش‌آزمون گرفته شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS27 و Excel10 و Matlab2019 و روش‌آماری تحلیل واریانس مرکب ارزیابی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد، در سیبل‌های قرمز و سفید، همه انواع خستگی منجر به افزایش دامنه موج آلفا شدند که احتمالاً نشان‌دهنده مکانیسم جبرانی مغز برای حفظ تمرکز است. در مقابل، در مواجهه با سیبل آبی، همه اشکال خستگی باعث کاهش دامنه موج آلفا شدند که نشان‌دهنده افزایش بار پردازش مغز است.
نتیجه گیری: پاسخ عصبی به خستگی یک پدیده مطلق و ثابت نیست، بلکه به طور پویا تحت تأثیر ویژگی‌های محیطی از جمله رنگ محرک‌های بینایی قرار می‌گیرد. افزایش فعالیت آلفا در مواجهه با محرک‌های قرمز و سفید می‌تواند نشان‌دهنده راهبرد جبرانی مغز برای حفظ عملکرد در شرایط خستگی باشد، در حالی که کاهش فعالیت آلفا در برابر محرک آبی احتمالاً بیانگر افزایش بار پردازشی و تغییر در مکانیسم‌های توجه است. این نتایج بر اهمیت در نظر گرفتن متغیرهای محیطی در مطالعات مربوط به خستگی و عملکرد شناختی تأکید می‌نماید.

رشد و یادگیری حرکتی

تاثیر دستکاری محیط انگیزشی-تبحر گرا بر سطح سواد بدنی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم: بررسی یک رویکرد شناختی-حرکتی مبتنی بر TARGET

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آذر 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2025.403896.1865

مهدی محمدی نژاد، زینب زینلی، مهدی سهرابی، قربان همتی علمدارلو

چکیده مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر دستکاری محیط انگیزشی-تبحرگرا بر سطح سواد بدنی در کودکان اوتیسم بود. ‏ ‏
روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان اوتیسم شهر شیراز با دامنه سنی 8-10 سال بودند. برای این منظور تعداد 40 نفر روش نمونه‌گیری در دسترس و هدفمند انتخاب‌شده و پس از کسب رضایت‌نامه کتبی به‌صورت تصادفی در یکی از دو گروه جو انگیزشی تبحرگرا و کنترل اختصاص داده شدند. ابزار مورداستفاده در این تحقیق مقیاس سواد بدنی بود. روش اجرا به این صورت بود که ابتدا پیش‌آزمون سواد بدنی از آزمودنی‌ها گرفته شد سپس مداخله تحقیق به‌صورت جو انگیزشی تبحرگرا و برنامه ورزشی تفریحی برای مدت 12 هفته، سه روز در هفته و 60 دقیقه اجرا گردید. پس از اتمام مداخله مجدداً پس‌آزمون سواد بدنی از آزمودنی‌ها گرفته شد. داده‌ها به روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیه‌وتحلیل شد.
یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که بین تاثیر مداخله جو انگیزشی تبحرگرا نسبت به گروه کنترل (برنامه ورزشی تفریحی) تفاوت معناداری در سواد بدنی وجود داشت؛ که این تفاوت به نفع گروه مداخله جو انگیزشی تبحرگرا بود (001/0=sig).
نتیجه گیری: به طور کلی، با توجه به اثرگذاری بیشتر مداخله جو انگیزشی تبحرگرا به مربیان و کار درمان‌ها پیشنهاد می‌شود تا برای غنی‌سازی شرایط مداخلات تمرینی خود از این شیوه استفاده کنند.

رشد و یادگیری حرکتی

تأثیر مداخله عقلانی هیجانی رفتاری و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه‌ای برکمال‌گرایی و تحلیل‌رفتگی نوجوانان پسر فوتبالیست

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 دی 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.406612.1872

ابوالفضل برزگر محمد حسنی، علیرضا فارسی، علیرضا بهرامی، ابراهیم متشرعی، بهروز عبدلی

چکیده مقدمه: مداخله عقلانی-هیجانی-رفتاری (REBT) بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) بر تعدیل فعالیت قشر پیش‌پیشانی متمرکزند. مطالعه حاضر تأثیر انفرادی - ترکیبی REBT و tDCS بر کمال‌گرایی و تحلیل‌رفتگی نوجوانان برای ارتقاء بهزیستی روان‌شناختی آن‌ها را بررسی کرده است.
روش‌ پژوهش: نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. 60 فوتبالیست پسر نیمه‌ماهر (16–18 سال) از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی به چهار گروه 15 نفره تقسیم شدند: مداخله‌ عقلانی-هیجانی- رفتاری ، تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه‌ای ، ترکیبی و شم. ابزارها مقیاس کمال‌گرایی چندبعدی ورزشی (دان و همکاران، 2006)، فهرست چندبعدی کمال‌گرایی در ورزش (استوبر و همکاران، 2007) و پرسشنامه تحلیل‌رفتگی ورزشکار (رادک و اسمیت، 2001) بودند. گروه‌های REBT و ترکیبی هشت جلسه مداخله 45 دقیقه‌ای، گروه tDCS تحریک 15 دقیقه‌ای ( 2 میلی‌آمپر) و گروه شم تحریک 2 دقیقه‌ای به فاصله هر پنج روز دریافت کردند. داده‌ها با تحلیل واریانس آمیخته بین - درون آزمودنی‌ها و آزمون‌های بونفرونی تحلیل شدند.
یافته‌ها: REBT (به تنهایی و با ترکیب tDCS) به طور معنادار کمال‌گرایی مثبت را افزایش (p < 0.01) و کمال‌گرایی منفی را با حفظ اثرات پی‌گیری 3 ماهه کاهش داد(p < 0.01) ). اما هیچ تأثیری بر تحلیل‌رفتگی نداشتند. tDCS در هیچ یک از این متغیرها تغییر معناداری ایجاد نکرد (p>0.05).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد REBT برای مدیریت ابعاد کمال‌گرایی نوجوانان کارآمد است. پیشنهاد می‌شود جهت تعدیل فشار روان‌شناختی نوجوانان، بر اصلاح باورهای زیربنایی (REBT) تمرکز شود. برای اثربخشی tDCS، تغییر پارامترهای تحریک؛ افزایش تعداد جلسات توصیه می‌گردد.

رشد و یادگیری حرکتی

بررسی توجه پایدار در عملکرد هدف‌گیری بازیکنان بسکتبال نخبه: مطالعه الکتروانسفالوگرافی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 دی 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.404055.1866

فاطمه کشوری، علیرضا فارسی، بهروز عبدلی

چکیده هدف: این مطالعه به بررسی فعالیت الکتریکی مغز در توجه پایدار بسکتبالیت های نخبه در طول یک تکلیف هدف‌گیری پرداخت.
روش: شانزده بسکتبالیست مرد نخبه (میانگین سنی: 56/1 ± 06/22 ) به صورت داوطلبانه شرکت کردند. داده‌ها با استفاده از یک دستگاه الکتروانسفالوگرافی بی‌سیم ۳۲ کاناله، در طول پنج پرتاب آزاد و در بازه زمانی سه ثانیه‌ای ثبت شد. برای تحلیل کمی، توان مطلق باند فرکانسی تتا (4-8 Hz) در چهار الکترود اصلی پوست سر در نواحی میانی محاسبه شد: (Fz؛ Cz؛ Pz و Oz). داده‌های الکتروفیزیولوژیک حاصله سپس با استفاده از یک تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر ۲×۳×۴ ، که به طور خاص برای مقایسه آماری تفاوت‌ها بین پرتاب‌های موفق و ناموفق پیاده‌سازی شده بود، تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که فعالیت باند تتا در الکترود Fzنسبت به سایر نواحی (Cz، Pz، Oz ) به طور قابل توجهی بالاتر بود. علاوه بر این، در پرتاب‌های موفق، فعالیت باند تتا در الکترود Fz به طور معناداری بالاتر از پرتاب‌های ناموفق بود. تفاوت مشابهی نیز در الکترود Pz مشاهده شد، اما در الکترودهای Cz و Oz هیچ تفاوتی وجود نداشت.
نتیجه گیری: در مجموع، نتایج این مطالعه نقش حیاتی تتای خط میانی پیشانی را در توجه پایدار و کنترل شناختی ورزشکاران نخبه تأیید می‌کند. موفقیت در پرتاب آزاد، با تقویت تتا در نقطه Fz همراه است. این نشانگر کلیدی (تتای خط میانی) نه تنها برای تخصیص بهینه توجه، بلکه برای تدوین و توسعه پروتکل‌های شناختی و کارآمد در عرصه ورزش، امری حیاتی به شمار می‌آید.

رشد و یادگیری حرکتی

تحلیل اثر روش های تدریس غیرخطی بر دانش تاکتیکی و سطح عملکرد دانش‌آموزان دختر در هندبال مبتدی: مقایسه مدل آموزش ورزش و رویکرد بازی تاکتیکی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 بهمن 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.403947.1870

صفیه ابراهیمی، حسن محمدزاده، انوشیروان کاظم نژاد

چکیده مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر دو مدل غیرخطی )آموزش ورزش و رویکرد بازی تاکتیکی( بر سطح دانش تاکتیکی و عملکرد دانش‌آموزان هندبال مبتدی بود.
روش پژوهش: این مطالعه نیمه‌تجربی شامل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و آزمون انتقال بود. دو مدرسه از مناطقی با شرایط یکسان به روش خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. در مجموع46 نفر دانش‌آموز 13 تا 15 ساله به مدت 17 جلسه شرکت داشتند. داده‌ها از طریق دوربین فیلم‌برداری، مقیاس ارزیابی عملکرد بازی و آزمون کتبی جمع‌آوری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های t زوجی، تحلیل کوواریانس و واریانس مرکب با اندازه‌گیری‌های تکراری تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج حاکی از افزایش معنادار سطح دانش تاکتیکی در گروه‌ها در اثر مداخلات بود ولی تفاوت معناداری بین گروه‌ها مشاهده نشد (05/0>P). از طرف دیگر، در بررسی سطح عملکرد در شرایط واقعی بازی گروه بازی تاکتیکی پیشرفت قابل توجهی نسبت به گروه آموزش ورزش نشان داد (05/0>P). در مرحله انتقال، هر دو گروه کاهش عملکرد را نشان دادند؛ اما این کاهش در گروه آموزش ورزش شدیدتر بود (05/0>P).
نتیجه گیری: روش آموزشی بازی تاکتیکی می‌تواند از طریق بهبود مهارت‌های حرکتی و دانش تاکتیکی ورزشکاران مبتدی، پاسخ مناسبی به تقاضاهای مربوط به تحولات روش‌های بازی و تمرین در ورزش هندبال ارائه بدهد. بعلاوه، در حوزه آموزش معلمان و توسعه حرفه‌ای تربیت‌بدنی از طریق فرایند بازنگری و بهبود محتوای درس تربیت‌بدنی در مدارس، توجه به این سبک آموزشی اهمیت فزاینده‌ای خواهد داشت.

رشد و یادگیری حرکتی

ارتباط بین پیامدهای شناختی آسیب‌های ورزشی با رفتار کنترلی و تکانشگری مربیان شنا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 بهمن 1404

https://doi.org/10.22059/jsmdl.2026.397860.1847

عمر روکان حسن منیرالعجیلی، محمدتقی اقدسی، سید حجت زمانی ثانی

چکیده مقدمه: ویژگی‌های روان‌شناختی در بین مربیان ورزشی می‌تواند نقش مؤثری در نوع رفتار آن‌ها و آسیب‌های احتمالی ناشی از آن داشته باشند که در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین پیامدهای شناختی آسیب‌های ورزشی با رفتار کنترلی و تکانشگری مربیان شنا در عراق انجام شد.
روش پژوهش: راهبرد پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش مربیان رشته شنا در کشور عراق بودند که تعداد نمونه مورد نیاز در این پژوهش با استفاده از نرم‌افزار جی‌پاور و بر اساس اطلاعات وارد شده اعم از میزان خطای 05/0، دقت 95/0، اندازه اثر متوسط (15/0) و تعداد متغیرها (4)، 129 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها سه پرسشنامه استاندارد پیامدهای شناختی آسیب‌های ورزشی روکان حسن و همکاران (2022)، رفتار کنترلی مربی بارثلومیو و همکاران (2010) و مقیاس تکانش‌گری بارات (1994) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها علاوه بر بررسی توصیفی، از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف، آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون خطی در نرم‌افزار spss نسخه 23 و در سطح معنی‌داری 05/0 استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که پیامدهای شناختی آسیب‌های ورزشی با رفتار کنترلی مربیان شنا در عراق ارتباط مثبت و معناداری دارد (001/0=p، 548/0=R) و با تکانشگری مربیان شنا در عراق ارتباط منفی و معناداری دارد (001/0=p، 503/0-=R).
نتیجه‌گیری: هر چقدر در بین مربیان شنا اطلاعات و دانش مرتبط با آسیب‌های ورزشی بیشتر باشد، موجب می‌شود تا مربی کنترل و نظارتی بهتری بر تمام آنچه که در جلسات ورزشی اتفاق می‌افتد داشته باشد و کمتر به اقدامات نسنجیده و هیجانی دست می‌زند.