مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
زهره خلیل پور شیراز؛ بهزاد بهزادنیا؛ محمدتقی اقدسی
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین رفتارهای خود حامیگری با نیازهای اساسی روانشناختی، کیفیت خواب و ذهنآگاهی در ورزشکاران است.روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، ورزشکاران (دختر و پسر) با محدوده سنی 30-20 سال بودند که با سابقه حداقل سه سال در یکی از رشتههای ورزشی رقابتی (تیمی و انفرادی) ...
بیشتر
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین رفتارهای خود حامیگری با نیازهای اساسی روانشناختی، کیفیت خواب و ذهنآگاهی در ورزشکاران است.روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، ورزشکاران (دختر و پسر) با محدوده سنی 30-20 سال بودند که با سابقه حداقل سه سال در یکی از رشتههای ورزشی رقابتی (تیمی و انفرادی) فعالیت منظم داشتند و عضو یکی از تیمهای ورزشی در شهر تبریز بودند. تعداد 134 ورزشکار و به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه سنجش رفتارهای خود حامیگری و خود تخریبی، پرسشنامه رضایتمندی و تخریب نیازهای اساسی روانشناختی، پرسشنامه شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ و پرسشنامه مقیاس ذهنآگاهی، توجه و هوشیاری را تکمیل کردند.یافتهها: نتایج تحلیل آماری نشان داد که بین رفتارهای خود حامیگری با رضایتمندی نیازهای اساسی روانشناختی و بین رفتارهای خود تخریبی با تخریب نیازهای اساسی روانشناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد ورزشکارانی که رفتارهای خود حامیگری بیشتری را در خود توسعه میدهند، رضایتمندی از نیازهای بیشتری را تجربه کرده و از این رو ذهنآگاهتر بوده و میتوانند کیفیت خواب بهتری داشته باشند که این میتواند در عملکرد بهتر ورزشی آنان مؤثر باشد. از اینرو، به مربیان ورزشی پیشنهاد میشود با بهرهگیری از رفتارهای خود حامیگری مداخلاتی با هدف کمک به ورزشکاران برای بازیابی خود و ارتقای رضایتمندی از نیازهای اساسی روانشناختی را در جهت ارتقای سطح عملکرد و همچنین سلامت روان ورزشکاران قدم بردارند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
زهرا فتحی رضائی؛ رباب باسل یونس؛ محمدتقی اقدسی
چکیده
مقدمه: خستگی ذهنی یکی از عوامل مؤثر بر عملکرد ورزشی در رشتههای ورزشی دقت محور مانند تیراندازی با تپانچه بادی محسوب میشود. بنابراین هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر خستگی ذهنی بر دقت عملکرد و فعالیت موج آلفا در ورزشکاران تپانچه بادی بود.
روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی با دو گروه و با هدف کاربردی بودن با تعداد 20 تیرانداز به عنوان ...
بیشتر
مقدمه: خستگی ذهنی یکی از عوامل مؤثر بر عملکرد ورزشی در رشتههای ورزشی دقت محور مانند تیراندازی با تپانچه بادی محسوب میشود. بنابراین هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر خستگی ذهنی بر دقت عملکرد و فعالیت موج آلفا در ورزشکاران تپانچه بادی بود.
روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی با دو گروه و با هدف کاربردی بودن با تعداد 20 تیرانداز به عنوان شرکتکننده بود که به دو گروه خستگی ذهنی (10 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. برای ایجاد خستگی ذهنی، از آزمون استروپ استفاده شد. عملکرد ورزشی با شلیک 15 تیر به سیبل تیراندازی و فعالیت موج آلفا با استفاده از دستگاه الکترونسفالوگرافی (EEG) 30 کاناله در دو مرحله پیش و پس آزمون بررسی شد. تحلیل آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس مرکب 2 در 2 با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس نسخه 25 در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که گروه خستگی ذهنی کاهش در دقت تیراندازی و افزایش فعالیت موج آلفا (در 5 منطقه مغزی) و در نواحی پیشانی، مرکزی، گیجگاهی و آهیانه داشتند. اما در گروه کنترل تغییری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: این نتایج بر اهمیت مدیریت خستگی ذهنی در ورزشهای با محوریت دقت عملکرد تأکید میکنند و پیشنهاد میدهد که برنامههای تمرینی و استراتژیهای مقابلهای برای کاهش خستگی ذهنی توسعه یابند تا بهبود عملکرد ورزشکاران را فراهم سازند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
بهزاد محمدی اورنگی؛ مهدی شهبازی؛ بهناز بخشی نژاد
چکیده
مقدمه: هدف این مطالعه مقایسه روشهای خطی، غیرخطی، افتراقی و TGFU بر خلاقیت فردی و تیمی و تصمیمگیری در تلفیق با آموزش فراگیر بود.روش پژوهش: برای رسیدن به این هدف 64 کودک پسر(73/1±22/10) بهعنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند. کودکان به مدت دو ماه هر هفته دو جلسه و هر جلسه 90 دقیقه در گروههای چهارگانه (در هر گروه 12 کودک عادی دو کودک بیشفعال ...
بیشتر
مقدمه: هدف این مطالعه مقایسه روشهای خطی، غیرخطی، افتراقی و TGFU بر خلاقیت فردی و تیمی و تصمیمگیری در تلفیق با آموزش فراگیر بود.روش پژوهش: برای رسیدن به این هدف 64 کودک پسر(73/1±22/10) بهعنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند. کودکان به مدت دو ماه هر هفته دو جلسه و هر جلسه 90 دقیقه در گروههای چهارگانه (در هر گروه 12 کودک عادی دو کودک بیشفعال و دو کودک DCD) مهارتهای فوتسال را تمرین کردند. در هرکدام از متغیرهای خلاقیت فردی، تیمی و تصمیمگیری، تعداد اعمال مشاهدهشده ثبت و مورد تحلیل قرارگرفته است. بخشی از دادهها بهصورت توصیفی و بقیه با آزمون 2 (زمان)*۴(گروه) تحلیل شدند.یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که روش خطی در مقایسه با روش غیرخطی، TGFU و افتراقی تأثیر کمتری بر خلاقیت فردی، تیمی و تصمیمگیری دارد. در این راستا گروه غیرخطی در اعمال اصیل و خلاق، خلاقیت تیمی و تصمیمگیری بهتر از گروههای دیگر بود. در بخش آموزش فراگیر نیز عملکرد افراد با اختلال در پسآزمون برای اعمال خلاق، برای اعمال اصیل، برای خلاقیت تیمی و برای تصمیمگیری در گروه غیرخطی، افتراقی و TGFU بهتر از روش خطی بود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بر اهمیت تلفیق آموزش فراگیر با روش غیرخطی تأکید میکند که در آن دستکاری قیود میتواند ضعفهای کودکان دارای مشکل را پوشش دهد. این نتایج در مدارس میتواند کاربرد دارد.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
سیده اختر حصاری؛ حمید رضا طاهری تربتی؛ علیرضا صابری کاخکی
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تاثیر یک دوره تمرینات هدفگیری مبتنی بر شاخص دشواری بر تعادل سالمندان بود.
روش پژوهش: در این پژوهش نیمه تجربی که با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت، 75 سالمند زن شهر مشهد با دامنه سنی 65 تا 75 سال، به روش مشارکت داوطلبانه انتخاب و در پنج گروه فاصله استاندارد-هدف استاندارد، فاصله استاندارد-هدف ...
بیشتر
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تاثیر یک دوره تمرینات هدفگیری مبتنی بر شاخص دشواری بر تعادل سالمندان بود.
روش پژوهش: در این پژوهش نیمه تجربی که با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفت، 75 سالمند زن شهر مشهد با دامنه سنی 65 تا 75 سال، به روش مشارکت داوطلبانه انتخاب و در پنج گروه فاصله استاندارد-هدف استاندارد، فاصله استاندارد-هدف متغیر، فاصله متغیر-هدف استاندارد، فاصله متغیر-هدف متغیر و کنترل قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون، شرکتکنندگان اقدام به ایستادن روی صفحه تعادل سنج بایودکس نمودند. مرحله مداخله در شش هفته و هر هفته سه جلسه انجام گرفت که شرکتکنندگان با دستورالعملهای موجود به اجرای 10 بلوک 10 کوششی با دو دقیقه استراحت بین بلوکها پرداختند. بعد از اتمام مرحله تمرینی، مرحله پس آزمون انجام گرفت که شرکتکنندگان همانند مرحله پیش آزمون اقدام به ایستادن روی صفحه تعادل سنج بایودکس نمودند. داده-ها به روش تحلیل کواریانس تک متغیری تحلیل شد.
یافته ها: نتایج حاکی از این بود که مداخلههای فاصله استاندارد-هدف استاندارد، فاصله استاندارد-هدف متغیر، فاصله متغیر-هدف استاندارد و فاصله متغیر-هدف متغیر بر بهبود تعادل سالمندان زن تاثیر معناداری دارد (05/0>P). همچنین دیگر نتایج حاکی از برتری اثر فاصله استاندارد-هدف استاندارد در مقایسه با اثر دیگر مداخلات در بهبود تعادل سالمندان زن بود (05/0>P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق حاضر مشخص شد تعادل در پی ثابت نگهداشتن شاخص دشواری تسهیل خواهد شد چراکه این مساله در مورد نتایج آزمون گروه با شاخص دشواری یکسان اتفاق افتاد.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
لیلا قندهاری علویجه؛ حمیدرضا طاهری تربتی؛ علیرضا صابری کاخکی
چکیده
تحقیق حاضر به بررسی تاثیر یک دوره تمرینات منتخب واقعیتمجازی با تاکید بر غنیسازی محیط بر عملکرد پیوسته و امواج مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون پرداخته است. این پژوهش از نوع نیمهتجربی با طراحی پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل 30 بیمار مبتلا به پارکینسون با شدت متوسط (55 تا 65 ساله) مراجعهکننده به مراکز ...
بیشتر
تحقیق حاضر به بررسی تاثیر یک دوره تمرینات منتخب واقعیتمجازی با تاکید بر غنیسازی محیط بر عملکرد پیوسته و امواج مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون پرداخته است. این پژوهش از نوع نیمهتجربی با طراحی پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل 30 بیمار مبتلا به پارکینسون با شدت متوسط (55 تا 65 ساله) مراجعهکننده به مراکز بازتوانی غیر بستری در تهران بود. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و به سه گروه 10 نفره (کنترل، تمرینات سنتی، تمرینات واقعیت مجازی) تقسیم شدند. روش نمونهگیری در دسترس بود. ابزارهای مورد استفاده شامل تجهیزات واقعیتمجازی، EEG برای ثبت امواج مغزی (دلتا، تتا، آلفا، بتا، ریتم حسی-حرکتی) و Vienna Test System برای ارزیابی عملکرد پیوسته بودند. پروتکل تمرینی شامل تمرینات 1 ساعته طی سه هفته (هفتهای دو جلسه) بود. گروه کنترل بدون تمرین، گروه سنتی تمریناتبدنی و گروه واقعیتمجازی تمرینات مبتنی بر بازیهای طراحیشده انجام دادند. تحلیل کوواریانس نشان داد که بین سه گروه در متغیرهای عملکرد پیوسته (خطای حذف و ارتکاب) و امواج مغزی تفاوت معناداری وجود دارد (P≤0/05). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی تفاوتهای معنیدار بین گروهها را تایید کرد. گروههای تمرینات سنتی و واقعیتمجازی نسبت به گروه کنترل، در عملکرد پیوسته و تغییرات امواج مغزی تفاوتهای معناداری نشان دادند. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که تمرینات واقعیت مجازی و سنتی به طور معناداری عملکرد پیوسته و امواج مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون را بهبود میبخشند. پیشنهاد میشود که از فناوری واقعیتمجازی به عنوان یک ابزار نوین و اثربخش در طراحی برنامههای توانبخشی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده شود.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
مصطفی حاج لطفعلیان؛ فائزه حیدری؛ الهام دهقان نیری
چکیده
مقدمه: استعدادیابی ورزشی برای بهبود نتایج و اعتبار نیازمند جنبههای مختلف علوم است. امروزه هوش مصنوعی در مسائل مربوط به پیشبینی و طبقهبندی بهخوبی عمل میکند و ازآنجاکه استعدادیابی چیزی جز پیشبینی صحیح و طبقهبندی افراد نیست، استفاده از آن میتواند راهگشا باشد. بر این اساس هدف مطالعهی حاضر استفاده از هوش مصنوعی بهمنظور ...
بیشتر
مقدمه: استعدادیابی ورزشی برای بهبود نتایج و اعتبار نیازمند جنبههای مختلف علوم است. امروزه هوش مصنوعی در مسائل مربوط به پیشبینی و طبقهبندی بهخوبی عمل میکند و ازآنجاکه استعدادیابی چیزی جز پیشبینی صحیح و طبقهبندی افراد نیست، استفاده از آن میتواند راهگشا باشد. بر این اساس هدف مطالعهی حاضر استفاده از هوش مصنوعی بهمنظور استعدادیابی در حیطههای مختلف ورزش بود.
روش پژوهش: با وجود پراکندگی رشتههای ورزشی، چهار دسته رشتهی توپی، راکتی، رزمی و آبی انتخاب و از روش نظر متخصص برای اولویتبندی شاخصهای منتخب آنتروپومتری، سوماتیک، کنترل حرکتی، بیومکانیکی، آمادگی بدنی و روحی روانی استفاده گردید. 310 آزمودنی (پسر و دختر 6 تا 16 سال) مورد ارزیابی قرار گرفتند و بر اساس امتیازها برچسبزنی شدند. در ادامه برای بررسی میزان ارتباط بین هرکدام از مؤلفهها با برچسبها، از آزمون تی مستقل استفاده و 6 مولفهی اصلی برای هریک از دسته رشتهها انتخاب شد. در نهایت از شبکه عصبی پروسپترون 6-1-1 برای بررسی دقت و اعتبار نتایج استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از شبکههای عصبی نشان داد که دقت برای دستهبندی افراد در رشتههای توپی، راکتی، رزمی، آبی و سایر رشتهها به ترتیب 97.9، 97.9، 87.2، 91.5 و 80.8 درصد است که دقت مطلوب و بالایی است.
نتیجهگیری: در نهایت میتوان گفت که تعیین مولفههای اصلی هر رشته به تفکیک و طراحی و برنامهریزی شبکهی عصبی مصنوعی کمک میکند تا محققین و مربیان شاخصهای مهم هر رشته را بشناسند و برای استعدادیابی ورزشی در رشتههای مورد نظر از آن استفاده کنند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
سعید شکری؛ محمدتقی اقدسی
چکیده
مقدمه: افت گرمکردن، کاهش موقتی و زودگذری در اجرای یک فرد است که به دنبال یک دوره استراحت کوتاهمدت به وجود میآید. که میتوان آن را با انجام تکنیکهای شناختی در طول استراحت کاهش داد. بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر انواع خودگفتاری به صورت آشکار و پنهان بر افت گرمکردن ضربه غیر مستقیم بیلیارد بود.
روش پژوهش: 70 شرکتکننده ...
بیشتر
مقدمه: افت گرمکردن، کاهش موقتی و زودگذری در اجرای یک فرد است که به دنبال یک دوره استراحت کوتاهمدت به وجود میآید. که میتوان آن را با انجام تکنیکهای شناختی در طول استراحت کاهش داد. بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر انواع خودگفتاری به صورت آشکار و پنهان بر افت گرمکردن ضربه غیر مستقیم بیلیارد بود.
روش پژوهش: 70 شرکتکننده بر اساس نمرههای ضربه غیر مستقیم بیلیارد در پیشآزمون به هفت گروه همگن 10 نفره شامل گروههای خودگفتاری آموزشی آشکار، خودگفتاری آموزشی پنهان، خودگفتاری انگیزشی آشکار، خودگفتاری انگیزشی پنهان، خودگفتاری نامرتبط آشکار، خودگفتاری نامرتبط پنهان و کنترل تقسیم شدند و مدت 15 دقیقه به اجرای تکلیف پرداختند و امتیاز 10 اجرای پایانی آنها ثبت شد. سپس به مدت 5 دقیقه استراحت کردند، و در ادامه 10 اجرا را انجام دادند. در زمان استراحت شرکتکنندگان به انجام خودگفتاری مربوط به گروه خود پرداختند. و یکبار دیگر همین مراحل با فاصله استراحت 2 دقیقه تکرار شد.
یافته ها: نمرات به دست آمده با تحلیل واریانس مرکب (2*7) در سطح معنیداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند و از آزمون تعقیبی بونفرونی جهت مشخص شدن تفاوت گروهها در مراحل مختلف استفاده گردید. نتایج نشان داد که گروههای خودگفتاری آموزشی و انگیزشی (آشکار و پنهان)، نسبت به گروههای خودگفتاری نامرتبط و کنترل عملکرد بهتری داشتند و تفاوتشان معنیدار بود.
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج تحقیق، ورزشکاران میتوانند جهت کاهش افت گرمکردن در مدت زمان استراحت از خودگفتاری آموزشی و انگیزشی به صورت آشکار و پنهان استفاده کنند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
الهه سیاوشی؛ ایوب هاشمی؛ ابوذر سعادتیان
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر شرایط مختلف شناختی در تمرینات زوجی بر ارتقا و پایداری کارکردهای اجرایی (حافظه کاری، بازداری پاسخ) بازیکنان تنیس روی میز بود. روش پژوهش: در یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و یادداری، 24 پسر (میانگین سنی076/0±03/15)، به صورت نمونه گیری در دسترس از مدارس پسرانه شهر یاسوج انتخاب و به ...
بیشتر
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر شرایط مختلف شناختی در تمرینات زوجی بر ارتقا و پایداری کارکردهای اجرایی (حافظه کاری، بازداری پاسخ) بازیکنان تنیس روی میز بود. روش پژوهش: در یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و یادداری، 24 پسر (میانگین سنی076/0±03/15)، به صورت نمونه گیری در دسترس از مدارس پسرانه شهر یاسوج انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه بار شناختی بالا و بار شناختی پایین قرار گرفتند. هر دو گروه به مدت 6 جلسه تمرینات زوجی را با سطح درگیری شناختی مربوط به خود انجام دادند. هر جلسه شامل 20 تکرار 3 دقیقهای با زمان استراحت 1 دقیقهای بین تکرارها بود. حافظه کاری و بازداری پاسخ شرکت کنندگان به ترتیب توسط آزمونهای n-back و go /no go در مراحل پیش-آزمون، پسآزمون و یادداری سنجیده شد. از آزمون تحلیل واریانس مرکب برای تحلیل دادهها استفاده شد.یافته ها: نتایج تحلیل دادهها نشان داد هر دو گروه بار شناختی بالا و پایین تاثیر معناداری از پیشآزمون تا یادداری بر حافظه کاری (05/0>P) داشت و گروه با بار شناختی بالا عملکرد بهتری نسبت به گروه با بار شناختی پایین داشت. اثر گذاری هر دو گروه بار شناختی بالا و پایین بر فاکتور بازداری پاسخ معنادار نبود(05/0<P). نتیجه گیری: به طور کلی نتایج پژوهش حاضر حاکی از این است که تمرینات زوجی با بار شناختی بالا امکان بهبود حافظه کاری بازیکنان تنیس روی میز را فراهم میسازد.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
حسن محمدزاده؛ سارا سلطانی فر؛ زهرا افاضلی
چکیده
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر تهدید کلیشهای جنسیتی و مفاهیم توانایی بر یادگیری حرکتی و حافظهکاری دختران نوجوان بود.
روش پژوهش: نود دانشآموز دختر (میانگین سنی 2/14) بهطور تصادفی به دو گروه اصلی تهدید کلیشهای و کنترل تقسیم شدند که هر گروه نیز بهطور تصادفی به دو زیرگروه توانایی ذاتی و توانایی اکتسابی تقسیم شدند. تکالیف تحقیق ...
بیشتر
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر تهدید کلیشهای جنسیتی و مفاهیم توانایی بر یادگیری حرکتی و حافظهکاری دختران نوجوان بود.
روش پژوهش: نود دانشآموز دختر (میانگین سنی 2/14) بهطور تصادفی به دو گروه اصلی تهدید کلیشهای و کنترل تقسیم شدند که هر گروه نیز بهطور تصادفی به دو زیرگروه توانایی ذاتی و توانایی اکتسابی تقسیم شدند. تکالیف تحقیق دریبل فوتبال و آزمون حافظه ان-بک 2 بودند. آزمودنیها یک بلوک پنج کوششی دریبل و آزمون ان- بک را در پیشآزمون انجام دادند. در مرحله تمرین 12 بلوک پنج کوششی را انجام دادند و قبل از هر بسته پنج کوششی نیز شرکتکنندگان دستورالعملهای مربوط به ماهیت ذاتی مهارت را به این شکل دریافت کردند: "انجام تکلیف دریبل فوتبال بهعنوان یک معیار واقعی برای توانایی شما عمل میکند". در زیرگروه اکتسابی شرکتکنندگان دستورالعمل متفاوتی را با گفتن این جمله دریافت کردند: "انجام تکلیف دریبل فوتبال بهعنوان یک تجربه یادگیری مفید برای شما است". متعاقبا 48 ساعت بعد نیز دختران در یادداری و انتقال (تحت فشار) همانند پیشآزمون شرکت کردند.
یافتهها: یافتهها نشان داد القاء تهدید کلیشهای ذاتی و اکتسابی در جلسات تمرینی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری در عملکرد تکلیف دریبل فوتبال را موجب نشد. بااینحال بین نمرات زمان و خطای تکلیف دریبل فوتبال در یادداری و انتقال تفاوت معنیداری مشاهده شد. از طرفی نتایج معنیداری از تهدید کلیشهای جنسیتی و مفاهیم توانایی بر حافظهکاری نیز نشان داده نشد.
نتیجهگیری: فعالسازی ضمنی کلیشههای جنسیتی همیشه به پیامدهای منفی منجر نمیشود. سازوکارهای احتمالی برای توضیح یافتههای پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفت.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
فواد نیک نسب؛ محمود شیخ؛ فضل اله باقرزاده؛ داود حومنیان؛ علی مقدم زاده
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تاثیر تمرینات واقعیت مجازی بر مهارتهای حرکتی درشت و ظریف کودکان با اختلال هماهنگی رشدی انجام گرفت.
روش پژوهش: در این مطالعه نیمه تجربی که با طرح اندازهگیری تکراری انجام گرفت، 24 دانشآموز پسر 7 تا 10 ساله شهر تهران با اختلال هماهنگی رشدی با توجه به معیارهای ورود انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرینات ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تاثیر تمرینات واقعیت مجازی بر مهارتهای حرکتی درشت و ظریف کودکان با اختلال هماهنگی رشدی انجام گرفت.
روش پژوهش: در این مطالعه نیمه تجربی که با طرح اندازهگیری تکراری انجام گرفت، 24 دانشآموز پسر 7 تا 10 ساله شهر تهران با اختلال هماهنگی رشدی با توجه به معیارهای ورود انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه تمرینات واقعیت مجازی و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان در پیشآزمون، به اجرای آزمون برونینکس-اوزرتسکی پرداختند. مرحله مداخله در شش هفته و هر هفته 3 جلسه 20 دقیقهای انجام گرفت که گروه واقعیت مجازی، برنامه مورد نظر را اجرا میکردند و گروه کنترل، فعالیتهای روزمره خود را انجام میدادند. در آخرین جلسه، پسآزمون اجرا گردید. 1 روز و 42 روز بعد از مرحله پسآزمون، به ترتیب مرحله پیگیری کوتاهمدت و بلندمدت انجام گرفت. دادهها به روش تحلیل واریانس با اندازهگیری تکراری تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تمرینات واقعیت مجازی، باعث بهبود معنیدار مهارت حرکتی درشت و ظریف کودکان با اختلال هماهنگی رشدی شد (05/0>sig). دیگر نتایج، حاکی از ماندگاری مهارت حرکتی درشت و ظریف کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی در آزمونهای پیگیری کوتاهمدت و بلندمدت بود (05/0>sig).
نتیجه گیری: براساس نتایج، احتمالا میتوان از تمرینات واقعیت مجازی در برنامههای بالینی و خانگی برای بهبود مهارت حرکتی درشت و ظریف کودکان DCD استفاده کرد، زیرا میتواند علاقه به القای مشارکت فعال را تحریک کند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
حیدر ماجد حنون؛ علی حیرانی؛ احسان امیری
چکیده
مقدمه: این پژوهش اثرات تحریک فراجمجمهای با جریان مستقیم، در یک یا چند جلسه، بر کارکردهای اجرایی بازیکنان مبتدی تنیس را بررسی کرده است.
روش پژوهش: 27 بازیکن تنیس پسر مبتدی(میانگین سنی 29/0± 29/20) بهصورت دوسوکور و تصادفی به سه گروه: گروه تجربی ۱ (۵ جلسه تحریک آندال)، گروه تجربی ۲ ( ۱ جلسه تحریک آندال) و گروه کنترل (بدون تحریک آندال) تقسیم ...
بیشتر
مقدمه: این پژوهش اثرات تحریک فراجمجمهای با جریان مستقیم، در یک یا چند جلسه، بر کارکردهای اجرایی بازیکنان مبتدی تنیس را بررسی کرده است.
روش پژوهش: 27 بازیکن تنیس پسر مبتدی(میانگین سنی 29/0± 29/20) بهصورت دوسوکور و تصادفی به سه گروه: گروه تجربی ۱ (۵ جلسه تحریک آندال)، گروه تجربی ۲ ( ۱ جلسه تحریک آندال) و گروه کنترل (بدون تحریک آندال) تقسیم شدند. تحریک به مدت ۲۰ دقیقه با شدت ۲ میلیآمپر در مناطق M1 و DLPFC اعمال شد. شاخصهای توجه انتخابی، حافظه کاری، بازداری پاسخ و انعطافپذیری شناختی قبل (پیشآزمون)، بعد از ۵ جلسه (پسآزمون) و ۲ هفته پس از مداخله (یادداری) اندازهگیری شد . برای تجزیهوتحلیلهای آماری، از آزمون تحلیل واریانس مرکب (طرح عاملی ۳×۳( استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که بین گروههای مداخله در شاخصهای توجه انتخابی و حافظهکاری، در هیچ یک از مراحل ارزیابی تفاوت معناداری وجود نداشت (P> 0.05). بااینحال، گروه تجربی ۱ در آزمون یادداری، بهبودی معنادارتر در شاخصهای بازداری پاسخ (p= 0.018) و انعطافپذیری شناختی (p= 0.14) نسبت به گروه کنترل نشان داد، در حالی که بین سایر گروهها تفاوت معناداری مشاهده نشد (P>0.05). هر دو گروه تجربی در پسآزمون و یادداری، بهبود قابلتوجهی در تمامی شاخصها داشتند. نکته قابل توجه اینکه، گروه تجربی ۱ از پسآزمون تا یادداری، بهبودی معنادار در تمامی شاخصها نشان داد (P<0.05).
نتیجهگیری: بهطورکلی، هم تحریک آندال تک جلسهای و هم مکرر، کارکردهای اجرایی را در بازیکنان مبتدی تنیس افزایش میدهند و تحریک مکرر مزایای شناختی پایدارتری را بهمراه دارد.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
ابراهیم نوروزی سیدحسنی؛ حبیب اله خزائی
چکیده
مقدمه: مطالعات متعدد نشان دادهاند که فعالیت بدنی میتواند به عنوان یک مداخله درمانی موثر برای افسردگی عمل کند. با این حال، تحقیقات اخیر بر اهمیت افزودن تکنیکهای روانشناختی مانند تصویرسازی کارکردی به برنامههای ورزشی تاکید کردهاند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه ترکیب فعالیت بدنی و تصویرسازی کارکردی بر شاخص های روانشناختی ...
بیشتر
مقدمه: مطالعات متعدد نشان دادهاند که فعالیت بدنی میتواند به عنوان یک مداخله درمانی موثر برای افسردگی عمل کند. با این حال، تحقیقات اخیر بر اهمیت افزودن تکنیکهای روانشناختی مانند تصویرسازی کارکردی به برنامههای ورزشی تاکید کردهاند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه ترکیب فعالیت بدنی و تصویرسازی کارکردی بر شاخص های روانشناختی در افراد مبتلا به افسردگی اساسی بود.
روش پژوهش: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 60 بیمار مبتلا به افسردگی به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: گروه فعالیت بدنی، گروه ترکیبی (فعالیت بدنی و تصویرسازی کارکردی)، و گروه کنترل. همه شرکتکنندگان در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ارزیابی شدند. متغیرهای اندازه گیری شده شامل علائم افسردگی، اضطراب، کیفیت خواب، زمان واکنش بودند.
یافته ها: نتایج نشان داد که گروه ترکیبی به طور قابل توجهی علائم افسردگی و اضطراب را کاهش داده و زمان واکنش را بهبود بخشیدهاند. هر دو گروه مداخلهای (فعالیت بدنی و ترکیبی) در کاهش افسردگی موثر بودند، اما تنها گروه ترکیبی در بهبود کیفیت خواب موثر بود.
نتیجه گیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که ترکیب فعالیت بدنی و تصویرسازی کارکردی یک رویکرد درمانی جامع و موثر برای افسردگی است. این روش نه تنها علائم افسردگی و اضطراب را کاهش میدهد، بلکه عملکرد شناختی را نیز بهبود میبخشد. نتایج این مطالعه میتواند به بهبود برنامههای درمانی برای بیماران مبتلا به افسردگی کمک کند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
وحید خواجه؛ زهره مشکاتی
چکیده
مقدمه: ارابطه والد-فرزند در اوایل دوران کودکی برای رشد عاطفی و سلامت روان حیاتی است، این مطالعه با هدف بررسی رابطه مبتنی بر حرکت (زمان باکیفیت) بین مادران و فرزندان پیشدبستانی آنها و تأثیر آن بر سبکهای دلبستگی و علائم اضطراب انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش مطالعهای شبهآزمایشی از نوع پسآزمون با طراحی غیرتصادفی است که در شهر اصفهان ...
بیشتر
مقدمه: ارابطه والد-فرزند در اوایل دوران کودکی برای رشد عاطفی و سلامت روان حیاتی است، این مطالعه با هدف بررسی رابطه مبتنی بر حرکت (زمان باکیفیت) بین مادران و فرزندان پیشدبستانی آنها و تأثیر آن بر سبکهای دلبستگی و علائم اضطراب انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش مطالعهای شبهآزمایشی از نوع پسآزمون با طراحی غیرتصادفی است که در شهر اصفهان انجام شد و شامل ۲۴ کودک ۳ تا ۵ ساله و مادران آنها بود که در ۱۸ جلسه فعالیت بدنی مشترک مادر-کودک بر اساس اصول بازیدرمانی تراپلی مشارکت داشتند. گروه کنترل متشکل از ۱۶ کودک بود که هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند. برای سنجش سبک دلبستگی از پرسشنامه دلبستگی مرکز کینشیپ (KCAQ) و برای سنجش اضطراب کودک از مقیاس اضطراب کودکان اسپنس – نسخه والدین (SCAS-P) استفاده شد. تحلیل اولیه دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و با کنترل متغیرهای سن مادر و سابقه شرکت کودک در کلاسهای ورزشی پیش از مداخله انجام گرفت.
یافته ها: سطح دلبستگی در گروه آزمایش بهطور معناداری بالاتر بود (p < 0.01)، در حالی که سطح اضطراب بهطور معناداری پایینتر از گروه کنترل گزارش شد (p < 0.04). همچنین، کاهشهایی در رفتارهای اجتنابی و دلبستگی منفی مشاهده گردید.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که فعالیتهای بدنی ساختاریافته میان مادر و کودک میتوانند به تقویت دلبستگی ایمن و کاهش اضطراب در کودکان خردسال منجر شوند. این یافتهها بر امکانپذیری و اثربخشی بهکارگیری مداخلات درمانی مبتنی بر حرکت در حوزه سلامت روان دوران کودکی و برنامههای فرزندپروری اولیه تأکید دارند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
علی شفیع زاده؛ ژاله بهرامیان؛ غلامعلی میرزاییان؛ فرشاد عباسی
چکیده
مقدمه: حالات خلقی و مهارتهای ذهنی ورزشکاران ارتباط مستقیمی با ارتقاء و حفظ عملکرد ماهرانه آنان دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه حالات خلقی و آمادگیهای ذهنی ورزشکاران نخبه و غیرنخبه استان چهارمحال و بختیاری بود.روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش شامل 111نفر از ورزشکاران زن و مرد استان چهارمحال و بختیاری در 18 رشته ورزشی بودندکه بر اساس نتایج سه ...
بیشتر
مقدمه: حالات خلقی و مهارتهای ذهنی ورزشکاران ارتباط مستقیمی با ارتقاء و حفظ عملکرد ماهرانه آنان دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه حالات خلقی و آمادگیهای ذهنی ورزشکاران نخبه و غیرنخبه استان چهارمحال و بختیاری بود.روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش شامل 111نفر از ورزشکاران زن و مرد استان چهارمحال و بختیاری در 18 رشته ورزشی بودندکه بر اساس نتایج سه سال اخیر حضورشان در مسابقات به دو گروه نخبه و غیرنخبه تقسیم شدند. بر اساس معیارهای تعیین شده 48 ورزشکاران نخبه و63 نفر غیرنخبه انتخاب شدند. اطلاعات حالات خلقی ورزشکاران با پرسشنامه حالات خلقی برومز و مهارتهای ذهنی آنان با آزمون مهارت های ذهنی اوتاوا -3 گردآوری شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سابقه ورزشی، جنسیت و تعداد نفرات ورزشکاران دو گروه نخبه و غیرنخبه تفاوت معناداری نبود. حالات خلقی سرزندگی، سردرگمی، آرامش و شادکامی و زیرمقیاسهای خلق مثبت و منفی و نمره کل خلق بین دوگروه تفاوت معناداری داشت. بین نمره کل مهارتهای ذهنی و مهارتهای روانی جسمانی دو گروه نخبه و غیرنخبه تفاوت معناداری وجود داشت. مهارتهای پایه گروه نخبه، مهارتهای روانی تنی، شناختی و کل مهارتهای ذهنی دو گروه نخبه و غیرنخبه با خلق مثبت ارتباط مستقیم و معناداری داشت. نمره کل مهارتهای ذهنی با نمره کل حالات خلقی در گروه غیرنخبه رابطه مستقیم و معنادار داشت و در گروه نخبه این رابطه معکوس ولی معنادار نبود.نتیجه گیری: برای ارتقاء عملکرد ورزشکاران و کسب نتایج بهتر در مسابقات، توصیه میگردد تمرکز برنامههای روانشناختی بر خلق مثبت و مهارتهای ذهنی پایه متمرکز شود.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
آرش سعیدی؛ مرضیه بلالی؛ شهاب پروین پور؛ نگار آرازشی
چکیده
هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر بازیهای چالشی هدفمند بر تبحر حرکتی در کودکان اختلال هماهنگی رشدی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان اختلال هماهنگی رشدی شهر کرج با دامنه سنی 8-9 سال بودند. برای این منظور تعداد 45 نفر روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخابشده ...
بیشتر
هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر بازیهای چالشی هدفمند بر تبحر حرکتی در کودکان اختلال هماهنگی رشدی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان اختلال هماهنگی رشدی شهر کرج با دامنه سنی 8-9 سال بودند. برای این منظور تعداد 45 نفر روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخابشده و پس از کسب رضایتنامه کتبی بهصورت تصادفی دریکی از دو گروه بازیهای چالشی و غیر چالشی زیر اختصاص داده شدند. ابزار مورداستفاده در این تحقیق نسخه فارسی پرسشنامه اختلال هماهنگی رشدی، آزمون MABC و آزمون TGMD-3 بود. روش اجرا به این صورت بود که ابتدا پیشآزمون TGMD-3 از آزمودنیها گرفته شد سپس مداخله تحقیق بهصورت چالشی و غیر چالشی برای مدت 10 هفته، 2 بار در هفته و 45 دقیقه اجرا گردید. پس از اتمام مداخله مجدداً پسآزمون TGMD-3 از آزمودنیها گرفته شد. دادهها به روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیهوتحلیل شد. یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که بین تاثیر بازیهای چالشی نسبت به غیر چالشی تفاوت معناداری در تبحر مهارت حرکتی وجود داشت؛ که این تفاوت به نفع گروه چالشی بود (001/0=sig). نتایج این تحقیق از دیدگاه چهارچوب نقطه چالش پشتیبانی می کند. نتیجه گیری: به طور کلی، با توجه به اثرگذاری بیشتر بازیهای چالشی به مربیان و کار درمانها پیشنهاد میشود تا برای غنیسازی شرایط مداخلات تمرینی خود از این شیوه استفاده کنند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
زهرا کیامنش؛ رسول زیدآبادی؛ زهرا استیری
چکیده
مقدمه: تهدید کلیشهای و شایستگی ادراک شده، متغیرهای شناختی_اجتماعی هستند که میتوانند تاثیر قابل توجهی بر عملکرد شناختی و حرکتی افراد داشته باشند. این پژوهش با هدف بررسی نقش شایستگی ادراک شده به عنوان یک ویژگی روانشناختی توسعه یافته در دوران کودکی در کاهش اثرات تهدید کلیشهای جنسیت بر یادگیری مهارت پرتاب پتانک انجام شد.
روش پژوهش: ...
بیشتر
مقدمه: تهدید کلیشهای و شایستگی ادراک شده، متغیرهای شناختی_اجتماعی هستند که میتوانند تاثیر قابل توجهی بر عملکرد شناختی و حرکتی افراد داشته باشند. این پژوهش با هدف بررسی نقش شایستگی ادراک شده به عنوان یک ویژگی روانشناختی توسعه یافته در دوران کودکی در کاهش اثرات تهدید کلیشهای جنسیت بر یادگیری مهارت پرتاب پتانک انجام شد.
روش پژوهش: 60 دانش آموز دختر داوطلب با میانگین سنی 99/0±22/13 بر اساس نمراتشان در پرسشنامه شایستگی ادراک شده حرکتی و دریافت یا عدم دریافت تهدید کلیشهای به چهار تقسیم شدند. در طول مرحله اکتساب، شرکت کنندگان 60 پرتاب پتانک را در قالب 10 بلوک شش کوششی انجام دادند. گروه های تهدید کلیشهای در ابتدای هر کوشش و در کوشش سوم (برای یادآوری) دستورالعمل تهدید کلیشهای را به صورت مکتوب دریافت میکردند. آزمون یادداری 24 ساعت بعد از مرحله اکتساب بدون دریافت دستورالعمل تهدید کلیشهای و 10 دقیقه بعد، آزمون انتقال در حضور تماشاگر انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تهدید کلیشهای جنسیت به طور معنی داری یادگیری حرکتی افراد با شایستگی ادراک شده پایین را تضعیف می کند، درحالی که اثر آن بر یادگیری حرکتی افراد با شایستگی ادراک شده بالا معنی دار نبود.
نتیجه گیری: یافتههای مطالعه حاضر نشان میدهد که شایستگی ادراک شده بالا میتواند به عنوان راهبردی جهت کاهش اثرات مخرب تهدید کلیشهای عمل کند. به نظر میرسد افرادی که شایستگی ادراک شده بالایی دارند، بدلیل برخورداری از خودکارآمدی بالاتر میتوانند اثرات منفی تهدید کلیشهای را کاهش دهند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
هانیه حامدی نسب؛ فاطمه رضایی؛ احمد نیک روان
چکیده
عملکرد ادراکی نقش مهمی در کسب مهارتهای کودکان داشته و تمرینات سرعت ادراکی-حرکتی و تعادل در موفقیت حرفهای بعدی موثر است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی تمرینات ادراکیحرکتی با بازخورد خودکنترل و آزمونگر کنترل بر تعادل و زمان واکنش کودکان 8-6 سال بود.
روش پژوهش: با استفاده از نمونهگیری هدفمند تعداد 60 نفر از کودکان ۶ تا ۸ سال دختر ...
بیشتر
عملکرد ادراکی نقش مهمی در کسب مهارتهای کودکان داشته و تمرینات سرعت ادراکی-حرکتی و تعادل در موفقیت حرفهای بعدی موثر است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی تمرینات ادراکیحرکتی با بازخورد خودکنترل و آزمونگر کنترل بر تعادل و زمان واکنش کودکان 8-6 سال بود.
روش پژوهش: با استفاده از نمونهگیری هدفمند تعداد 60 نفر از کودکان ۶ تا ۸ سال دختر شهر نیشابور انتخاب و بهصورت تصادفی ساده در 3 گروه خودکنترل، آزمونگرکنترل و گواه تقسیم شدند. برای ارزیابی تعادل از دستگاه صفحه تعادلسنج ایستا، دینانومتر تعادلپویا و دستگاه ثبت زمان واکنش هشتجهته استفاده شد. برای اجرای تمرینات از پروتکل تمرینات ادراکیحرکتی با بازخورد خودکنترل (کودکان براساس انتخاب خود به بازخورد عملکردشان دسترسی پیدا میکردند) و آزمونگر کنترل (آزمونگر به آنها درباره نحوه انجام حرکتها بازخورد میداد) به مدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و زمان 60-45 دقیقه و درمجموع 24 جلسه استفاده گردید. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: یافتههای پژوهش نشان داد، تمرینات ادراکی-حرکتی با بازخوردخودکنترل و آزمونگرکنترل باعث بهبود معنیداری بر تعادل ایستا (12/0P=) و پویا (001/0P=) کودکان شده است.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
هاله هاشم پور؛ حسن محمدزاده
چکیده
مقدمه: روش و چگونگی آموزش میتواند یکی از موارد اثرگذار در میزان یادگیری در ورزش و حس سرگرمکنندگی آن در فعالیتهای ورزشی در مدرسه و محیطهای دیگر آموزشی باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش فوتسال به روشهای آموزش بازیها برای فهمیدن (TGFU) و بازی تاکتیکی (TGA) بر عملکرد و لذت از ورزش برای دانشآموزان بود.
روش پژوهش: جامعۀ آماری پژوهش ...
بیشتر
مقدمه: روش و چگونگی آموزش میتواند یکی از موارد اثرگذار در میزان یادگیری در ورزش و حس سرگرمکنندگی آن در فعالیتهای ورزشی در مدرسه و محیطهای دیگر آموزشی باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش فوتسال به روشهای آموزش بازیها برای فهمیدن (TGFU) و بازی تاکتیکی (TGA) بر عملکرد و لذت از ورزش برای دانشآموزان بود.
روش پژوهش: جامعۀ آماری پژوهش دانشآموزان دختر مقطع اول متوسطه (10 تا 12 سال) بودند که تعداد 30 نفر از آنهایی که قبلا سابقۀ بازی فوتسال نداشتند و از نظر جسمانی سالم بودند. به صورت تصادفی در دو گروه آموزشی (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. از آزمون مهارت فوتسال برای ارزیابی عملکرد فوتسال و از پرسشنامه لذت از فعالیت بدنی PACES برای ارزیابی لذت از ورزش استفاده شد.
یافته ها: میزان مؤلفه های پاس، دریبل، شوت و عملکرد کلی فوتسال بر اساس روش TGFU بهتر از روش TGA بود. همچنین میانگین لذت از ورزش بر اساس روش TGA بهتر از روش TGFU بود.
نتیجه گیری: هر دو مدل آموزشی، تاثیرگذاری عمیقی بر روی عملکرد و لذت از تمرینات فوتسال در دانشآموزان داشتند و میتوان گفت که هر دو روش از مدلهای کاربردی است که مربیان و معلمان ورزش میتوانند در آموزشهای خود از آنها استفاده نمایند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
مهدی بابک؛ حسن محمد زاده؛ ماساهیرو یامادا
چکیده
مقدمه: تمرکز توجه بیرونی در مقایسه با تمرکز توجه درونی عملکرد حرکتی را بهبود میبخشد. اخیراً، مطالعات نشان دادهاند که این اثر ممکن است به نوع دستورالعملهای مرتبط با تکلیف وابسته باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر دستورالعملهای تمرکز توجه مرتبط با تکلیف بر عملکرد مهارت پرتاب دارت اجرا شد.
روش پژوهش: این پژوهش با طرح پیشآزمون، یادداری ...
بیشتر
مقدمه: تمرکز توجه بیرونی در مقایسه با تمرکز توجه درونی عملکرد حرکتی را بهبود میبخشد. اخیراً، مطالعات نشان دادهاند که این اثر ممکن است به نوع دستورالعملهای مرتبط با تکلیف وابسته باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر دستورالعملهای تمرکز توجه مرتبط با تکلیف بر عملکرد مهارت پرتاب دارت اجرا شد.
روش پژوهش: این پژوهش با طرح پیشآزمون، یادداری و انتقال اجرا شد. 114 نفر از دانشآموزان پسر دبیرستانی بهصورت تصادفی در سه گروه 38 نفری (تمرکز توجه بیرونی، فرم/تکنیک تمرکز توجه بیرونی و فرم/تکنیک تمرکز توجه درونی) تقسیم شدند. در روز اول، همه شرکتکنندگان ۲۷ پرتاب تمرینی و بعد پیشآزمون انجام دادند. سپس در سه جلسه تمرینی (هر جلسه ۱۰۸ پرتاب)، دستورالعملهای مربوط به تمرکز توجه اجرا شد. آزمونهای یادداری و انتقال ۲۴ ساعت پس از آخرین جلسه برگزار شد. برای تحلیل دادهها از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر، تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین مراحل پیشآزمون، یادداری و انتقال در هر سه گروه تفاوت معنادار وجود دارد. در گروه فرم/تکنیک تمرکز توجه بیرونی بین نمرات پیشآزمون و آزمون یادداری تفاوت معنادار مشاهده شد، اما بین نمرات پیشآزمون و انتقال تفاوتی دیده نشد. در مقایسهی نمرات انتقال سه گروه، گروه فرم/تکنیک تمرکز توجه درونی عملکرد بهتری نسبت به دو گروه دیگر داشت (05/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدستآمده، دستورالعملهای فرم/تکنیک با تمرکز توجه درونی ممکن است در بهبود عملکرد مهارتهای حرکتی مفید باشد، هرچند تأیید این یافتهها نیازمند پژوهشهای بیشتر است.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
علی حیرانی؛ مرضیه مهدی آبادی
چکیده
مقدمه:ام اس یک بیماری خود ایمنی پیش رونده است که به غلاف میلین آکسون های نورون ها آسیب می زند و با توجه به محل و شدّت آسیب، منجر به اختلالات حرکتی و شناختی میشود. هدف پژوهش ، بررسی اثرات 12 هفته تمرینات هوازی زیر بیشینه بر تعادل، انعطافپذیری و هماهنگی دو دستی زنان مبتلا به ام اس بود.
روش پژوهش: این تحقیق بر روی 30 زن مبتلا به ام اس خفیف ...
بیشتر
مقدمه:ام اس یک بیماری خود ایمنی پیش رونده است که به غلاف میلین آکسون های نورون ها آسیب می زند و با توجه به محل و شدّت آسیب، منجر به اختلالات حرکتی و شناختی میشود. هدف پژوهش ، بررسی اثرات 12 هفته تمرینات هوازی زیر بیشینه بر تعادل، انعطافپذیری و هماهنگی دو دستی زنان مبتلا به ام اس بود.
روش پژوهش: این تحقیق بر روی 30 زن مبتلا به ام اس خفیف در شهرستان کرمانشاه با دامنه سنی 18 تا 40 سال و سطح ناتوانی با مقیاس EDSS تا 5/5 انجام شد. داوطلبان به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره کنترل و آزمایش تقسیم شدند. پیش از تمرینات آزمونها اجرا شد. گروه آزمایش، 12هفته (2 جلسه 45 دقیقهای در هفته) تمرینات هوازی زیر بیشینه انجام دادند.گروه کنترل در این مدت به فعالیتهای روزمره خویش پرداختند. در پایان، متغیرهای موردنظر دوباره اندازهگیری شد. پس از اطمینان از طبیعی بودن توزیع دادهها، از آزمون تحلیل واریانس مرکب (طرح عاملی 2×2، زمان با دو سطح و گروه بهعنوان عامل بین آزمودنی با دو سطح استفاده شد).
یافتهها: نتایج نشان دادند در مقایسه با گروه کنترل، گروه تجربی در پسآزمون بهبود قابل توجهی در تعادل ایستا و پویا، هماهنگی دو دستی و انعطافپذیری داشتند. (P<0/05).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد تمرینات هوازی زیر بیشینه، به طور معناداری عملکردهای تعادل ایستا، پویا، هماهنگی دودستی، انعطافپذیری بیماران ام اس خفیف را بهبود بخشید و استفاده از این تمرینات به این بیماران توصیه می شود.
کلیدواژهها: انعطافپذیری، تصلب چندگانه، تعادل ایستا، تعادل پویا،تمرینات هوازی، هماهنگی دو دستی
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
مهتا اسکندرنژاد؛ مژگان فلاح؛ بهزاد بهزادنیا
چکیده
مقدمه: بسکتبال به عنوان یک ورزش پویا و پیچیده، نیازمند تصمیمگیری سریع و دقیق در شرایط خستگی است. خستگی ذهنی و بدنی میتواند عملکرد شناختی و حرکتی بازیکنان را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش خستگی ذهنی و بدنی در فرآیند تصمیمگیری بسکتبالیستهای ماهر و مبتدی بود.
روش پژوهش: در این مطالعه نیمهتجربی، ۳۰ بسکتبالیست زن ...
بیشتر
مقدمه: بسکتبال به عنوان یک ورزش پویا و پیچیده، نیازمند تصمیمگیری سریع و دقیق در شرایط خستگی است. خستگی ذهنی و بدنی میتواند عملکرد شناختی و حرکتی بازیکنان را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش خستگی ذهنی و بدنی در فرآیند تصمیمگیری بسکتبالیستهای ماهر و مبتدی بود.
روش پژوهش: در این مطالعه نیمهتجربی، ۳۰ بسکتبالیست زن (۱۵ ماهر و ۱۵ مبتدی) در بازه سنی ۱۸ تا ۲۵ سال مورد بررسی قرار گرفتند. خستگی ذهنی با استفاده از آزمون استروپ پیچیده و خستگی بدنی با پروتکل خستگی ویژه بسکتبال القا شد. دقت و زمان تصمیمگیری با نمایش کلیپهای موقعیتهای واقعی بسکتبال و ثبت پاسخها ارزیابی گردید. دادهها با استفاده از آزمونهای تی همبسته و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو نوع خستگی (ذهنی و بدنی) بهطور معناداری منجر به کاهش دقت و افزایش زمان تصمیمگیری در هر دو گروه شدند. در گروه مبتدی، خستگی بدنی زمان تصمیمگیری را بیش از خستگی ذهنی افزایش داد. با این حال، تفاوت معناداری بین تأثیر خستگی بر عملکرد گروههای ماهر و مبتدی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: خستگی ذهنی و بدنی بهطور قابل توجهی عملکرد تصمیمگیری بسکتبالیستها را مختل میکند. این یافتهها بر اهمیت مدیریت خستگی در تمرینات و مسابقات تأکید دارد و لزوم طراحی برنامههای تمرینی متناسب با سطح مهارت بازیکنان را نشان میدهد.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
زهرا زارعی؛ حسن محمدزاده
چکیده
مقدمه: این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر دو روش تمرینی "بازیهای تعدیلشده" (SSGs) و تمرین مبتنی بر "تفکر واگرا" (DT) بر خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی در بازیکنان پسر فوتبال انجام شد.
روش پژوهش: روش تحقیق نیمهتجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون شامل دو گروه تجربی و یک گروه کنترل بود. این مطالعه طی هشت هفته، شامل جلسات پیشآزمون ...
بیشتر
مقدمه: این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر دو روش تمرینی "بازیهای تعدیلشده" (SSGs) و تمرین مبتنی بر "تفکر واگرا" (DT) بر خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی در بازیکنان پسر فوتبال انجام شد.
روش پژوهش: روش تحقیق نیمهتجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون شامل دو گروه تجربی و یک گروه کنترل بود. این مطالعه طی هشت هفته، شامل جلسات پیشآزمون و پسآزمون و تمرین درطی تمرینات مدرسه فوتبال انجام شد. پیشآزمون شامل تکمیل پرسشنامه خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی، یک هفته قبل از شروع مداخله انجام شد. بازیکنان با توجه نتایج پیشآزمون بهطور همگن در یکی از دو گروه آزمایشی (گروهDT و گروه SSG) و کنترل قرار گرفتند. مرحله مداخله شامل 18 جلسه آموزشی به مدت20 دقیقه بود. پسآزمون مطابق پیشآزمون انجام شد.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس مرکب تفاوت معناداری را بین پیشآزمون و پسآزمون دو گروه DT و SSG نشان داد به طوری که میتوان گفت گروه SSG در مقایسه با گروه DT و هر دو گروه نسبت به گروه کنترل به ترتیب با 77 درصد و 75 درصد از تغییرات، تأثیر بیشتری بر خودکارآمدی و لذت از فعالیتبدنی داشتند. در مورد گروه کنترل هیچگونه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: تمرینات SSG با ارائهی محیطهای تمرینی پویا و متغیر، باعث ایجاد لذت، انگیزه درونی، خودکارامدی، اعتمادبهنفس و درنهایت مشارکت بیشتر بازیکنان جوان در تمرینات میشوند
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
محبوبه عسگرانی؛ مهدی رافعی بروجنی؛ حمید صالحی
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه و بدون نشانهگذاری توجه بر یادگیری مهارت ضربه بغل پای فوتبال در دختران بود.
روش پژوهش: 52 دانشآموز دختر میانگین سنی(6/0± 2/11 سال) بدون هیچ تجربه قبلی به صورت دردسترس انتخاب و پس از شرکت در پیشآزمون، به شیوه تصادفی در 4 گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه با نشانهگذاری ...
بیشتر
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه و بدون نشانهگذاری توجه بر یادگیری مهارت ضربه بغل پای فوتبال در دختران بود.
روش پژوهش: 52 دانشآموز دختر میانگین سنی(6/0± 2/11 سال) بدون هیچ تجربه قبلی به صورت دردسترس انتخاب و پس از شرکت در پیشآزمون، به شیوه تصادفی در 4 گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه با نشانهگذاری توجه، بازخورد ویدیویی خودکنترل بدون نشانهگذاری توجه، گروه جفتشده با گروه اول و دوم، تقسیم شدند. مشارکتکنندهها 4 جلسه مهارت کنترل و ضربه بغل پا را تمرین کردند. در طول تمرین گروههای خودکنترلی هر زمان که میخواستند اجازه مشاهده فیلمهای خود را داشتند و گروههای جفتشده همزمان با درخواست آنها فیلم اجرای خود را مشاهده میکردند. گروههای همراه با نشانهگذاری توجه در کنار مشاهده فیلم خود از نشانهگذاری به سمت جنبههای مهم مهارت بهرهمند بودند. سپس مشارکتکنندهها در آزمون مهارت ضربه بغل پا در مرحله پسآزمون همراه با تکمیل پرسشنامهی ارزیابی تجربه دریافت بازخورد و پس از 48 ساعت آزمون یادداری و انتقال انجامشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس انجامگرفت.
یافتهها:بین گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل همراه با نشانهگذاری توجه با گروه بازخورد ویدیویی (002/0 p =)، گروه جفتشده با آن (005/0 p =) و گروه جفتشده با گروه بازخورد ویدیویی (001/0 p =) همچنین، بین گروه بازخورد ویدیویی خودکنترل با گروه جفتشده آن (009/0 p =) تفاوت معنیدار وجودداشت.
نتیجهگیری:اگر یادگیرندهها بهطور فعال در جریان یادگیری مشارکت داشته و حداقل بر روی برخی از جنبههای تمرین به آنها کنترل داده شود، یادگیری مهارت افزایش خواهدیافت.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
تارا طاهرپوری؛ حسن محمد زاده؛ راضیه خانمحمدی
چکیده
هدف: . lطالعه حاضر با هدف تأثیر همزمان مداخلات یوگا و تحریک الکتریکی مستقیم ناحیه DLPFCبر مهارتهای حرکتی درشت کودکان ADHD انجام گرفت. روششناسی: در این مطالعه نیمه تجربی که با طرح پیش آزمون-پسآزمون با دوره پیگیری یک ماهه انجام گرفت، از بین کودکان 7 تا 10 ساله مبتلا به ADHD، 24 کودک مبتلا به اختلال ADHD به روش هدفمند و براساس ...
بیشتر
هدف: . lطالعه حاضر با هدف تأثیر همزمان مداخلات یوگا و تحریک الکتریکی مستقیم ناحیه DLPFCبر مهارتهای حرکتی درشت کودکان ADHD انجام گرفت. روششناسی: در این مطالعه نیمه تجربی که با طرح پیش آزمون-پسآزمون با دوره پیگیری یک ماهه انجام گرفت، از بین کودکان 7 تا 10 ساله مبتلا به ADHD، 24 کودک مبتلا به اختلال ADHD به روش هدفمند و براساس معیارهای ورود انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه تمرین یوگا همزمان با تحریک واقعی DLPFC و تمرین یوگا همزمان با تحریک ساختگی DLPFC قرار گرفتند. مطالعه حاضر شامل مراحل پیش آزمون، مداخله، پس آزمون و پیگیری بود. بعد از آشنایی، در مرحله پیش آزمون از کودکان آزمون اولریخ-3 گرفته شد. مرحله مداخله در 4 هفته و هر هفته 4 جلسه به صورت یک در میان و هر جلسه 40 دقیقه به طول انجامید که شرکتکنندگان به تمرینات مربوطه پرداختند. در پایان مرحله مداخله، در مرحله پس آزمون، و یک ماه بعد از پایان مداخله، مرحله پیگیری، مجددا شرکتکنندگان به اجرای آزمون اولریخ-3 پرداختند. دادههای به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب تحلیل شد. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد مداخلههای یوگا همزمان با تحریک واقعی DLPFC و تحریک ساختگی DLPFC بر بهبود و ماندگاری مهارتهای حرکتی درشت (مهارتهای جابجایی و توپی) کودکان ADHD معناداری دارد (05/0>p). نتیجهگیری: نتایج این پژوهش یک برنامه تمرینی آزمایش شده را ارائه میدهد که توانبخشان و کاردرمانان میتوانند مستقیماً در تمرین با کودکان ADHD از آن استفاده کنند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
مجتبی یاوری؛ حسین صمدی؛ مصطفی حاج لطفعلیان
چکیده
زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربیکنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناستهای پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ ...
بیشتر
زمینه: یکی از اهداف اصلی علوم ورزشی، بررسی تاثیر متغیرهای مختلف به منظور به حداکثر رساندن نتایج تمرین و دستیابی به عملکرد مطلوب است.
هدف: هدف پژوهش بررسی تأثیر ارائه نمایش به دو شیوه خودکنترلی و مربیکنترلی بر تغییرپذیری هماهنگی، نرمی حرکت و یادگیری مهارت تابِ زیرپارالل در ژیمناستیک بود.
روش پژوهش: 29 ژیمناستهای پسر مبتدی ۱۰ تا ۱۲ سال بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه خودکنترلی، جفتشده و مربیکنترلی قرار گرفتند. در مرحله اکتساب، همه گروهها تکلیف تاب زیرپارال را در ۱۲ بلوک ۵ کوششی (در مجموع ۶۰ کوشش) بهصورت عملی اجرا کردند. پس از هر بلوک، نمایش الگو از حرکت صحیح به شرکتکنندگان ارائه شد. تفاوت اصلی بین گروهها در زمانبندی مشاهده الگوی حرکت بود. پس از پایان جلسات تمرین، آزمونهای اکتساب و یادداری انجام شد. روانی حرکت و تغییرپذیری هماهنگی الگوی تاب زیرپارال با استفاده از سیستم Motion Capture ارزیابی گردید. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که همه گروههای تمرینی، صرفنظر از نوع مداخله، در متغیرهای تغییرپذیری هماهنگی، شاخص نرمی حرکت و عملکرد تاب زیرپارال بهبود معناداری داشتند. مقایسه بین گروهی نشان داد که گروه خودکنترلی در مقایسه با دو گروه دیگر، بهطور معناداری در متغیرهای عملکرد، تغییرپذیری هماهنگی و شاخص نرمی حرکت برتری دارد (p < 0.05).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که بهکارگیری روش خودکنترلی میتواند منجر به نتایج مطلوبتری در یادگیری مهارت تاب زیرپارال کودکان شود؛ بنابراین، استفاده از این روش به ورزشکاران و مربیان توصیه میگردد.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
کیوان ملا نوروزی؛ لیلا عطری؛ صالح رفیعی؛ سید محی الدین بهاری
چکیده
هدف از پژوهش حاضر تاثیر زاویه نمایش تمرینات مشاهده ای مبتنی بر دستورالعملهای خیرگی بر مدت زمان چشم آرام و یادگیری پرتاب مینی بسکتبال کودکان بود. تعداد 24 کودک 10 تا 12 سال به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه الگودهی از زاویه اول شخص و سوم شخص قرار گرفتند. گروه های پژوهش به مدت سه جلسه در تمرینات یادگیری مشاهده ای مبتنی ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر تاثیر زاویه نمایش تمرینات مشاهده ای مبتنی بر دستورالعملهای خیرگی بر مدت زمان چشم آرام و یادگیری پرتاب مینی بسکتبال کودکان بود. تعداد 24 کودک 10 تا 12 سال به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه الگودهی از زاویه اول شخص و سوم شخص قرار گرفتند. گروه های پژوهش به مدت سه جلسه در تمرینات یادگیری مشاهده ای مبتنی بر دستورالعمل های خیرگی شرکت کردند که قبل، بعد و 24 ساعت بعد از تمرینات مورد ارزیابی های خیرگی و حرکتی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هردو زاویه الگودهی منجر به بهبود عملکرد پرتاب آزاد مینی بسکتبال و افزایش مدت زمان چشم ساکن از پیش آزمون تا یادداری شد. همچنین بین اثربخشی زوایای مختلف تفاوت معنی داری وجود نداشت. بنابراین دستورالعمل های خیرگی در حین یادگیری مشاهده ای به دلیل بهبود فرایندهای توجهی یادگیری حرکتی را تسهیل میکند. اولین نتیجه پژوهش حاکی از عدم تفاوت معنی دار بین عملکرد پرتاب آزاد مینی بسکتبال گروه های پژوهش قبل از مداخلات بود که حاکی از همسانی گروه ها از نظر عملکرد حرکتی بود. تکلیف پژوهش حاضر پرتاب آزاد مینی بسکتبال بود که از فاصله 4 متری به سمت سبد بسکتبال با ارتفاع 60/2 متر از سطح زمین انجام می شود و چون آزمودنی ها کودکان می باشند ارتفاع سبد و همچنین وزن توپ کمتر است.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
حسین صمدی؛ سعید آهار؛ لیلی خاوری؛ نازنین جلالی محمدآبادی
چکیده
زمینه: ترغیب به فعالیت بدنی بدلیل پیامدهای سلامتی متعدد، تاثیر بر کیفیت زندگی و صرفهجویی قابل توجه در هزینههای بستری و مراقبتهای بهداشتی در میان افراد مسن، یک اولویت مهم بهداشت عمومی در سراسر جهان است. اخیرا، سواد بدنی، مفهومی برای حمایت از مشارکت و حفظ فعالیتبدنی سالمندان معرفی شده است.
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تعیین روایی ...
بیشتر
زمینه: ترغیب به فعالیت بدنی بدلیل پیامدهای سلامتی متعدد، تاثیر بر کیفیت زندگی و صرفهجویی قابل توجه در هزینههای بستری و مراقبتهای بهداشتی در میان افراد مسن، یک اولویت مهم بهداشت عمومی در سراسر جهان است. اخیرا، سواد بدنی، مفهومی برای حمایت از مشارکت و حفظ فعالیتبدنی سالمندان معرفی شده است.
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تعیین روایی و پایایی نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای سالمندان (PPL-EQ) بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. بدین منظور 408 زن و مرد سالمند، نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده سالمندان را تکمیل کردند. ابتدا با استفاده از روش باز ترجمه، صحت ترجمة نسخة فارسی پرسشنامه تأیید شد و در ادامه برای تعیین روایی سازة پرسشنامه از تحلیل عامل تأییدی مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری و برای تعیین همسانی درونی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین برای پایایی زمانی سؤالات، از همبستگی درون طبقهای با روش آزمون- آزمون مجدد استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که شاخص نیکویی برازش و شاخص برازش تطبیقی مطلوب میباشد. پایایی زمانی و ضریب آلفای کرونباخ برای خودکارآمدی و ابعاد آن بالای 7/0 (مقدار شاخص قابلقبول بودن) بهدست آمد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، نسخة فارسی مقیاس سواد بدنی ادراک شده برای سالمندان از روایی سازه و پایایی درونی و زمانی مطلوب و قابل قبولی برخوردار است و میتوان از آن به عنوان ابزاری روا و پایا برای ارزیابی سواد بدنی سالمندان ایرانی استفاده کرد.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
سارا سلطانی فر؛ حسن محمدزاده؛ سید محمدرضا موسوی
چکیده
مقدمه: هدف مطالعه حاضر تعیین نقش خودکارآمدی ورزشی در تعدیل اثر کلیشه جنسیتی منفی بر یادگیری حرکتی دختران نوجوان بود. روش پژوهش: 60 دانشآموز دختر ( با میانگین سنی 2/14 ) بر اساس میانگین نمرهای که در پرسشنامه خودکارآمدی ورزشی کسب کردند در دو گروه خودکارآمدی بالا و پایین قرار گرفتند. سپس به طور تصادفی بر اساس دریافت یا عدم دریافت دستورالعمل ...
بیشتر
مقدمه: هدف مطالعه حاضر تعیین نقش خودکارآمدی ورزشی در تعدیل اثر کلیشه جنسیتی منفی بر یادگیری حرکتی دختران نوجوان بود. روش پژوهش: 60 دانشآموز دختر ( با میانگین سنی 2/14 ) بر اساس میانگین نمرهای که در پرسشنامه خودکارآمدی ورزشی کسب کردند در دو گروه خودکارآمدی بالا و پایین قرار گرفتند. سپس به طور تصادفی بر اساس دریافت یا عدم دریافت دستورالعمل تهدید کلیشه به چهار زیرگروه (خودکارآمدی بالا+ تهدید کلیشه، خودکارآمدی بالا+ کنترل، خودکارآمدی پایین+ تهدید کلیشه، خودکارآمدی پایین+ کنترل) تقسیمبندی شدند. در مرحله پیشآزمون، آزمودنیها یک بلوک پنج کوششی دریبل فوتسال انجام دادند. در مرحله اکتساب 25 کوشش در قالب پنج بلوک پنج کوششی انجام شد و قبل از کوشش اول، گروههای تهدید کلیشه دستورالعمل کلیشه را به صورت مکتوب دریافت میکردند. متعاقبا 48 ساعت بعد نیز دختران در یادداری همانند پیشآزمون شرکت کردند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که تهدید کلیشهای جنسیتی تفاوت معناداری را بین گروه خودکارآمدی بالا و پایین در مرحله اکتساب و یادداری تکلیف دریبل فوتسال موجب شد. نتایج نشان داد که تهدید کلیشه یادگیری حرکتی افراد با خودکارآمدی پایین را تضعیف کرد در حالیکه این اثر بر یادگیری حرکتی افراد با خودکارآمدی بالا معنیدار نبود. نتیجهگیری: خودکارآمدی بالا میتواند به عنوان راهکاری جهت کاهش تأثیر منفی تهدید کلیشه بر یادگیری حرکتی مطرح شود. سازوکارهای احتمالی برای توضیح یافتههای پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفت.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
الهه یوسفی؛ حسن محمدزاده؛ زهرا فتحی رضایی
چکیده
روشپژوهش:شرکتکنندگان شامل 40 تیرانداز بودند که به صورت تصادفی در چهار گروه خستگی ذهنی، فیزیکی، ترکیبی و گروه کنترل تقسیم شدند. در پیشآزمون آزمودنیها سی تیر به سیبلهایی با رنگ قرمز، آبی و سفید به عنوان عامل تغییر محیطی شلیک کردند و همزمان امواج مغزی توسط دستگاه الکترونسفالوگرافی ثبت شد. سپس گروه خستگی ذهنی سی دقیقه تکلیف استروپ، ...
بیشتر
روشپژوهش:شرکتکنندگان شامل 40 تیرانداز بودند که به صورت تصادفی در چهار گروه خستگی ذهنی، فیزیکی، ترکیبی و گروه کنترل تقسیم شدند. در پیشآزمون آزمودنیها سی تیر به سیبلهایی با رنگ قرمز، آبی و سفید به عنوان عامل تغییر محیطی شلیک کردند و همزمان امواج مغزی توسط دستگاه الکترونسفالوگرافی ثبت شد. سپس گروه خستگی ذهنی سی دقیقه تکلیف استروپ، گروه خستگی فیزیکی سی دقیقه کار برروی دوچرخه ثابت و گروه ترکیبی پانزده دقیقه استروپ و پانزده دقیقه دوچرخه را انجام دادند، گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. درنهایت پسآزمون مطابق پیشآزمون گرفته شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS27 و Excel10 و Matlab2019 و روشآماری تحلیل واریانس مرکب ارزیابی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد، در سیبلهای قرمز و سفید، همه انواع خستگی منجر به افزایش دامنه موج آلفا شدند که احتمالاً نشاندهنده مکانیسم جبرانی مغز برای حفظ تمرکز است. در مقابل، در مواجهه با سیبل آبی، همه اشکال خستگی باعث کاهش دامنه موج آلفا شدند که نشاندهنده افزایش بار پردازش مغز است.
نتیجه گیری: پاسخ عصبی به خستگی یک پدیده مطلق و ثابت نیست، بلکه به طور پویا تحت تأثیر ویژگیهای محیطی از جمله رنگ محرکهای بینایی قرار میگیرد. افزایش فعالیت آلفا در مواجهه با محرکهای قرمز و سفید میتواند نشاندهنده راهبرد جبرانی مغز برای حفظ عملکرد در شرایط خستگی باشد، در حالی که کاهش فعالیت آلفا در برابر محرک آبی احتمالاً بیانگر افزایش بار پردازشی و تغییر در مکانیسمهای توجه است. این نتایج بر اهمیت در نظر گرفتن متغیرهای محیطی در مطالعات مربوط به خستگی و عملکرد شناختی تأکید مینماید.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
مهدی محمدی نژاد؛ زینب زینلی؛ مهدی سهرابی؛ قربان همتی علمدارلو
چکیده
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر دستکاری محیط انگیزشی-تبحرگرا بر سطح سواد بدنی در کودکان اوتیسم بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان اوتیسم شهر شیراز با دامنه سنی 8-10 سال بودند. برای این منظور تعداد 40 نفر روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخابشده ...
بیشتر
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر دستکاری محیط انگیزشی-تبحرگرا بر سطح سواد بدنی در کودکان اوتیسم بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان اوتیسم شهر شیراز با دامنه سنی 8-10 سال بودند. برای این منظور تعداد 40 نفر روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخابشده و پس از کسب رضایتنامه کتبی بهصورت تصادفی در یکی از دو گروه جو انگیزشی تبحرگرا و کنترل اختصاص داده شدند. ابزار مورداستفاده در این تحقیق مقیاس سواد بدنی بود. روش اجرا به این صورت بود که ابتدا پیشآزمون سواد بدنی از آزمودنیها گرفته شد سپس مداخله تحقیق بهصورت جو انگیزشی تبحرگرا و برنامه ورزشی تفریحی برای مدت 12 هفته، سه روز در هفته و 60 دقیقه اجرا گردید. پس از اتمام مداخله مجدداً پسآزمون سواد بدنی از آزمودنیها گرفته شد. دادهها به روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیهوتحلیل شد.
یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که بین تاثیر مداخله جو انگیزشی تبحرگرا نسبت به گروه کنترل (برنامه ورزشی تفریحی) تفاوت معناداری در سواد بدنی وجود داشت؛ که این تفاوت به نفع گروه مداخله جو انگیزشی تبحرگرا بود (001/0=sig).
نتیجه گیری: به طور کلی، با توجه به اثرگذاری بیشتر مداخله جو انگیزشی تبحرگرا به مربیان و کار درمانها پیشنهاد میشود تا برای غنیسازی شرایط مداخلات تمرینی خود از این شیوه استفاده کنند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
ابوالفضل برزگر محمد حسنی؛ علیرضا فارسی؛ علیرضا بهرامی؛ ابراهیم متشرعی؛ بهروز عبدلی
چکیده
مقدمه: مداخله عقلانی-هیجانی-رفتاری (REBT) بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای (tDCS) بر تعدیل فعالیت قشر پیشپیشانی متمرکزند. مطالعه حاضر تأثیر انفرادی - ترکیبی REBT و tDCS بر کمالگرایی و تحلیلرفتگی نوجوانان برای ارتقاء بهزیستی روانشناختی آنها را بررسی کرده است.
روش پژوهش: نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون ...
بیشتر
مقدمه: مداخله عقلانی-هیجانی-رفتاری (REBT) بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای (tDCS) بر تعدیل فعالیت قشر پیشپیشانی متمرکزند. مطالعه حاضر تأثیر انفرادی - ترکیبی REBT و tDCS بر کمالگرایی و تحلیلرفتگی نوجوانان برای ارتقاء بهزیستی روانشناختی آنها را بررسی کرده است.
روش پژوهش: نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. 60 فوتبالیست پسر نیمهماهر (16–18 سال) از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی به چهار گروه 15 نفره تقسیم شدند: مداخله عقلانی-هیجانی- رفتاری ، تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای ، ترکیبی و شم. ابزارها مقیاس کمالگرایی چندبعدی ورزشی (دان و همکاران، 2006)، فهرست چندبعدی کمالگرایی در ورزش (استوبر و همکاران، 2007) و پرسشنامه تحلیلرفتگی ورزشکار (رادک و اسمیت، 2001) بودند. گروههای REBT و ترکیبی هشت جلسه مداخله 45 دقیقهای، گروه tDCS تحریک 15 دقیقهای ( 2 میلیآمپر) و گروه شم تحریک 2 دقیقهای به فاصله هر پنج روز دریافت کردند. دادهها با تحلیل واریانس آمیخته بین - درون آزمودنیها و آزمونهای بونفرونی تحلیل شدند.
یافتهها: REBT (به تنهایی و با ترکیب tDCS) به طور معنادار کمالگرایی مثبت را افزایش (p < 0.01) و کمالگرایی منفی را با حفظ اثرات پیگیری 3 ماهه کاهش داد(p < 0.01) ). اما هیچ تأثیری بر تحلیلرفتگی نداشتند. tDCS در هیچ یک از این متغیرها تغییر معناداری ایجاد نکرد (p>0.05).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد REBT برای مدیریت ابعاد کمالگرایی نوجوانان کارآمد است. پیشنهاد میشود جهت تعدیل فشار روانشناختی نوجوانان، بر اصلاح باورهای زیربنایی (REBT) تمرکز شود. برای اثربخشی tDCS، تغییر پارامترهای تحریک؛ افزایش تعداد جلسات توصیه میگردد.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
فاطمه کشوری؛ علیرضا فارسی؛ بهروز عبدلی
چکیده
هدف: این مطالعه به بررسی فعالیت الکتریکی مغز در توجه پایدار بسکتبالیت های نخبه در طول یک تکلیف هدفگیری پرداخت.
روش: شانزده بسکتبالیست مرد نخبه (میانگین سنی: 56/1 ± 06/22 ) به صورت داوطلبانه شرکت کردند. دادهها با استفاده از یک دستگاه الکتروانسفالوگرافی بیسیم ۳۲ کاناله، در طول پنج پرتاب آزاد و در بازه زمانی سه ثانیهای ثبت شد. برای تحلیل ...
بیشتر
هدف: این مطالعه به بررسی فعالیت الکتریکی مغز در توجه پایدار بسکتبالیت های نخبه در طول یک تکلیف هدفگیری پرداخت.
روش: شانزده بسکتبالیست مرد نخبه (میانگین سنی: 56/1 ± 06/22 ) به صورت داوطلبانه شرکت کردند. دادهها با استفاده از یک دستگاه الکتروانسفالوگرافی بیسیم ۳۲ کاناله، در طول پنج پرتاب آزاد و در بازه زمانی سه ثانیهای ثبت شد. برای تحلیل کمی، توان مطلق باند فرکانسی تتا (4-8 Hz) در چهار الکترود اصلی پوست سر در نواحی میانی محاسبه شد: (Fz؛ Cz؛ Pz و Oz). دادههای الکتروفیزیولوژیک حاصله سپس با استفاده از یک تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر ۲×۳×۴ ، که به طور خاص برای مقایسه آماری تفاوتها بین پرتابهای موفق و ناموفق پیادهسازی شده بود، تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که فعالیت باند تتا در الکترود Fzنسبت به سایر نواحی (Cz، Pz، Oz ) به طور قابل توجهی بالاتر بود. علاوه بر این، در پرتابهای موفق، فعالیت باند تتا در الکترود Fz به طور معناداری بالاتر از پرتابهای ناموفق بود. تفاوت مشابهی نیز در الکترود Pz مشاهده شد، اما در الکترودهای Cz و Oz هیچ تفاوتی وجود نداشت.
نتیجه گیری: در مجموع، نتایج این مطالعه نقش حیاتی تتای خط میانی پیشانی را در توجه پایدار و کنترل شناختی ورزشکاران نخبه تأیید میکند. موفقیت در پرتاب آزاد، با تقویت تتا در نقطه Fz همراه است. این نشانگر کلیدی (تتای خط میانی) نه تنها برای تخصیص بهینه توجه، بلکه برای تدوین و توسعه پروتکلهای شناختی و کارآمد در عرصه ورزش، امری حیاتی به شمار میآید.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
صفیه ابراهیمی؛ حسن محمدزاده؛ انوشیروان کاظم نژاد
چکیده
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر دو مدل غیرخطی )آموزش ورزش و رویکرد بازی تاکتیکی( بر سطح دانش تاکتیکی و عملکرد دانشآموزان هندبال مبتدی بود.
روش پژوهش: این مطالعه نیمهتجربی شامل پیشآزمون، پسآزمون و آزمون انتقال بود. دو مدرسه از مناطقی با شرایط یکسان به روش خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. در مجموع46 نفر دانشآموز 13 تا 15 ساله ...
بیشتر
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر دو مدل غیرخطی )آموزش ورزش و رویکرد بازی تاکتیکی( بر سطح دانش تاکتیکی و عملکرد دانشآموزان هندبال مبتدی بود.
روش پژوهش: این مطالعه نیمهتجربی شامل پیشآزمون، پسآزمون و آزمون انتقال بود. دو مدرسه از مناطقی با شرایط یکسان به روش خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. در مجموع46 نفر دانشآموز 13 تا 15 ساله به مدت 17 جلسه شرکت داشتند. دادهها از طریق دوربین فیلمبرداری، مقیاس ارزیابی عملکرد بازی و آزمون کتبی جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آزمونهای t زوجی، تحلیل کوواریانس و واریانس مرکب با اندازهگیریهای تکراری تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج حاکی از افزایش معنادار سطح دانش تاکتیکی در گروهها در اثر مداخلات بود ولی تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده نشد (05/0>P). از طرف دیگر، در بررسی سطح عملکرد در شرایط واقعی بازی گروه بازی تاکتیکی پیشرفت قابل توجهی نسبت به گروه آموزش ورزش نشان داد (05/0>P). در مرحله انتقال، هر دو گروه کاهش عملکرد را نشان دادند؛ اما این کاهش در گروه آموزش ورزش شدیدتر بود (05/0>P).
نتیجه گیری: روش آموزشی بازی تاکتیکی میتواند از طریق بهبود مهارتهای حرکتی و دانش تاکتیکی ورزشکاران مبتدی، پاسخ مناسبی به تقاضاهای مربوط به تحولات روشهای بازی و تمرین در ورزش هندبال ارائه بدهد. بعلاوه، در حوزه آموزش معلمان و توسعه حرفهای تربیتبدنی از طریق فرایند بازنگری و بهبود محتوای درس تربیتبدنی در مدارس، توجه به این سبک آموزشی اهمیت فزایندهای خواهد داشت.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
عمر روکان حسن منیرالعجیلی؛ محمدتقی اقدسی؛ سید حجت زمانی ثانی
چکیده
مقدمه: ویژگیهای روانشناختی در بین مربیان ورزشی میتواند نقش مؤثری در نوع رفتار آنها و آسیبهای احتمالی ناشی از آن داشته باشند که در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین پیامدهای شناختی آسیبهای ورزشی با رفتار کنترلی و تکانشگری مربیان شنا در عراق انجام شد.
روش پژوهش: راهبرد پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با هدف کاربردی ...
بیشتر
مقدمه: ویژگیهای روانشناختی در بین مربیان ورزشی میتواند نقش مؤثری در نوع رفتار آنها و آسیبهای احتمالی ناشی از آن داشته باشند که در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین پیامدهای شناختی آسیبهای ورزشی با رفتار کنترلی و تکانشگری مربیان شنا در عراق انجام شد.
روش پژوهش: راهبرد پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش مربیان رشته شنا در کشور عراق بودند که تعداد نمونه مورد نیاز در این پژوهش با استفاده از نرمافزار جیپاور و بر اساس اطلاعات وارد شده اعم از میزان خطای 05/0، دقت 95/0، اندازه اثر متوسط (15/0) و تعداد متغیرها (4)، 129 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها سه پرسشنامه استاندارد پیامدهای شناختی آسیبهای ورزشی روکان حسن و همکاران (2022)، رفتار کنترلی مربی بارثلومیو و همکاران (2010) و مقیاس تکانشگری بارات (1994) بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها علاوه بر بررسی توصیفی، از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف، آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون خطی در نرمافزار spss نسخه 23 و در سطح معنیداری 05/0 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که پیامدهای شناختی آسیبهای ورزشی با رفتار کنترلی مربیان شنا در عراق ارتباط مثبت و معناداری دارد (001/0=p، 548/0=R) و با تکانشگری مربیان شنا در عراق ارتباط منفی و معناداری دارد (001/0=p، 503/0-=R).
نتیجهگیری: هر چقدر در بین مربیان شنا اطلاعات و دانش مرتبط با آسیبهای ورزشی بیشتر باشد، موجب میشود تا مربی کنترل و نظارتی بهتری بر تمام آنچه که در جلسات ورزشی اتفاق میافتد داشته باشد و کمتر به اقدامات نسنجیده و هیجانی دست میزند.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
حمیدرضا طاهری تربتی؛ مرتضی قنبری؛ محمد کاظم واعظ موسوی؛ نگار آرازشی؛ کیوان ملانوروزی
چکیده
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تحریک فراجمجمه ای نواحی متفاوت مغزی بر حافظه کاری و توجه سالمندان بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل سالمندان 60-70 سال شهر مشهد بودند. برای این منظور تعداد 72 نفر روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخابشده و پس از کسب رضایتنامه ...
بیشتر
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تحریک فراجمجمه ای نواحی متفاوت مغزی بر حافظه کاری و توجه سالمندان بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل سالمندان 60-70 سال شهر مشهد بودند. برای این منظور تعداد 72 نفر روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخابشده و پس از کسب رضایتنامه کتبی بهصورت تصادفی در یکی از شش گروه تحریک tDCS مخچه و شم مخچه، تحریک tDCS پیش پیشانی پشتی جانبی و شم پیش پیشانی پشتی جانبی، تحریک tDCS قشر حرکتی اولیه و شم قشر حرکتی اولیه اختصاص داده شدند. ابزار مورداستفاده در این تحقیق مجموعه خودکار ارزیابی عصبروانشناختی کمبریج و دستگاه tDCS بود. پیشآزمون مقیاس حافظه کاری و توجه از آزمودنیها گرفته شد. سپس تحریک در نواحی مذکور مدت 2 هفته، 5 بار در هفته و و برای 20 دقیقه اجرا گردید. پس از اتمام مداخله مجدداً پسآزمون مقیاس حافظه کاری و توجه از آزمودنیها گرفته شد. دادهها به روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیهوتحلیل شد.
یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که بین تاثیر شرایط تحریک tDCS تفاوت معناداری در حافظه کاری و توجه سالمندان وجود داشت؛ که این تفاوت به نفع گروه tDCS مخچه بود (001/0=sig).
نتیجه گیری: بنابراین، با توجه به اثرگذاری بیشتر tDCS مخچه پیشنهاد میشود تا برای بهبود حافظه کاری و توجه در سالمندان از این شیوه تحریک استفاده شود.
مقاله پژوهشی Released under CC BY-NC 4.0 license I Open Access I
مهتاب عربی؛ مریم معبودی علی آبادی
چکیده
مقدمه: کارکردهای اجرایی از مهمترین تواناییهای شناختی مرتبط با رفتار هدفمند، خودتنظیمی و یادگیری در دوران کودکی هستند و نقش تعیینکنندهای در موفقیت تحصیلی و عملکرد روزمره دانشآموزان ایفا میکنند. با توجه به اینکخه شواهد تجربی در خصوص تأثیر مداخلات مهارتهای حرکتی بر مؤلفههای مختلف کارکردهای اجرایی در کودکان ایرانی محدود ...
بیشتر
مقدمه: کارکردهای اجرایی از مهمترین تواناییهای شناختی مرتبط با رفتار هدفمند، خودتنظیمی و یادگیری در دوران کودکی هستند و نقش تعیینکنندهای در موفقیت تحصیلی و عملکرد روزمره دانشآموزان ایفا میکنند. با توجه به اینکخه شواهد تجربی در خصوص تأثیر مداخلات مهارتهای حرکتی بر مؤلفههای مختلف کارکردهای اجرایی در کودکان ایرانی محدود است. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یک دوره مداخله مهارتهای حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانشآموزان دختر و پسر ۱۰ تا ۱۲ سال بود.
روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمهتجربی بوده و با استفاده از طرح پیشآزمون–پسآزمون، بر روی دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. مداخله آموزش مهارتهای حرکتی به مدت ۷ هفته برای گروه آزمایش اجرا گردید. نمونه آماری شامل 40 دانشآموزان دختر و پسر 10 تا 12 سالۀ بودند که به روش نمونهگیری در دسترس به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. جمعآوری دادهها با آزمون هوش وکسلر، آزمون فلانکر رنگ و آزمون توقف علامت تهیه شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کووریانس نشان داد که مداخله مهارتهای حرکتی تأثیر معناداری بر کارکردهای اجرایی، پردازش اطلاعات و کمبود توجه دانشآموزان داشت ، اما از نظر جنسیت، میزان این تأثیر در هیچیک از متغیرهای وابسته تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: این تحقیق نشان داد برنامه تمرینی با شیوه ارائهشده دراین پژوهش، برعملکرد اجرا و پردازش اطلاعات و کمبود توجه مؤثر است.
مقدمه